قرآن شفای دل ها(زرنق)
بهترین شما کسی است که قرآن رافرا گیردوبه دیگران بیاموزد.رسول اکرم(ص)
لینک دوستان

_*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_
 
991922091905020119922622222717233105147312.gif
h1.gif
 
    
به وبلاگ قرآنی من
خوش آمدید
جهت استفاده مفید ازوبلاگ لطفا به آرشیومطالب حتما سربزنیدباتشکر ازحضورسبزشما خوانندگان محترم ودوست داشتنی وگلم    
 
      شکلک های محدثه

[ چهارشنبه هفتم فروردین 1392 ] [ 2:57 ] [ امير شرافتي ] [ ]

جالبترین احادیث در مورد سوره های قرآن



ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:41 ] [ امير شرافتي ] [ ]

جايگاه و عظمت قرآن

(1) پيامبر صلّي اللَّه عليه و آله فرمود : فضل قرآن بر سخنان ديگر، همچون فضل و برتري خدا بر آفريدگان است.
(بحار الانوار، ج 92، ص 19)

(2) پيامبر اكرم صلّي اللَّه عليه و آله فرمود : قرآن از همه چيز ، جز خدا ، برتر است ، پس هركه قرآن را پاس دارد خدا را پاس داشته است و هــــر كه قرآن را پاس ندارد ، احترام خدا را سبك شمرده است.
(بحار الانوار، ج 92، ص 19)

(3) پيامبر صلّي اللَّه عليه و آله فرمود : سوره‏ هاي بلند به جاي تورات به من داده شده و سوره ‏هاي صدگاني (سوره ‏هـــــاي صـدگــاني : سوره ‏هائي كه صد آيه دارند) به جاي انجيل و سوره ي حمد به جاي زبور ، و سوره ‏هاي مفصّل نيز مايه ي برتري من است كه شصت و هشت ســـوره است و قرآن خود گواه كتاب هاي آسماني و مشرف بر آنها است.
(اصول كافي، ج 2، ص 601)

(4) امام سجاد عليه السّلام فرمود : اگر همه ي كساني كه ميان خاور و باخترند بميرند و فقط قرآن با من باشد ، از تنهائي وحشت نمي‏ كنم.
(اصول كافي، ج 2، ص 601)

(5) حضرت امام صادق عليه السّلام فرمود : قرآن عهد نامه ي خداوند است به سوي خلقش ، شايسته است كــه هـر فرد مسلمان به عهد نامه ي خدا نگاه كند و هر روز پنجاه آيه از آن را بخواند.
(اصول كافي، ج 2، ص 601)
(6) امام علي عليه السّلام فرمود : خداوند در كلام خود تجلّي كرده است ، ولي مردم نمي ‏بينند.
(نهج البلاغه، فيض الاسلام، خطبه ي 147)
(7) امام صادق عليه السّلام فرمود : قرآن گفته ي خدا است و كتاب عزيزي است كـه باطل از هيچ طرف به آن راه ندارد، نازل شــده ‏اي اســت از سوي خداي حكيم و حميد.
(بحارالانوار، ج 92، ص 117 )

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:39 ] [ امير شرافتي ] [ ]

سخنان معصومین درباره قرآن

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: 
«فاذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن... من جعله امامه قاده الی الجنه و من جعله خلفه ساقه الی النار و هو الدلیل علی خیر السبیل » .
آن هنگام که فتنه ها همچون پاره های شب تار شما را در شناخت حق حیران کند، به قرآن روی آورید... هر کس آن را پیش روی خویش نهداو را به بهشت رهنمونش شود و هر که آن را پشت سر نهد، وی را به آتش افکند و او راهنمای بهترین راه است.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: 
«حمله القرآن هم المحفوفون برحمه الله الملبسون نور الله،المعلمون کلام الله، من عاداهم فقد عاد الله و من والاهم فقدوالی الله » .
حاملان قرآن همانان هستند که مشمول رحمت خداوندند و غوطه ور درنور الهی و آموزگاران کلام الهی، هر که با آنان دشمنی کندباخدا دشمنی کرده و هر که ایشان را دوست بدارد، خدا را دوست داشته است.
امام علی علیه السلام: 
«واعلموا انه لیس علی احد بعد القرآن من فاقه و لا لاحد قبل القرآن من غنی فاستشفوه من ادوائکم و استعینوا به لاوائکم فان فیه شفاء من اکبر الداء» .
بدانید که هیچ کس پس از داشتن قرآن کمبودی ندارد و برای هیچ کس پیش از آن توانگری نیست پس شفای درهای خود را از آن بخواهیدو در سختیهای خود از آن یاری جویید که قرآن بزرگترین بیماری راموجب بهبودی است.
امام علی علیه السلام: 
«تعلموا کتاب الله تبارک و تعالی فانه احسن الحدیث و ابلغ الموعظه و تفقهوا فیه فانه ربیع القلوب، واستشفوا بنوره فانه شفاء لما فی الصدور واحسنوا تلاوته فانه احسن القصص » .
(قرآن)کتاب خدای تبارک و تعالی را بیاموزید زیرا که آن نیکوترین سخن و رساترین اندرز است و قرآن را درست بفهمید زیراکه آن بهار دلهاست و از نور آن شفا جوئید که آن شفابخش بیماریهای دلهاست و آن را نیکو تلاوت کنید زیرا که آن بهترین داستانهاست.
امام علی علیه السلام: 
«اعلم ان درجات الجنه علی عدد آیات القرآن فاذا کان یوم القیامه یقال لقاری ء القرآن: اقرا و ارق...»
حضرت به فرزندش محمد حنفیه فرمود: بدان: درجات بهشت برطبق عدد آیات قرآن است. در روز قیامت به قاری آن گفته می شود: بخوان و بالا برو.
امام علی علیه السلام: 
«واعلموا ان هذا القرآن هو الناصح الذی لایغش والهادی الذی لایضل و المحدث الذی لایکذب و ما جالس هذا القرآن احد الا قام عنه بزیاده او نقصان زیاده فی هدی او نقصان فی عمی » .
و بدانید که این قرآن پندگویی است که فریب ندهد، و راهنمایی است که گمراه نکند، و حدیث خوانی است که دروغ نگوید و کسی باقرآن ننشست مگر آن که چون برخاست افزون شد یا از وی کاسته شد:
افزونی در رستگاری و کاهش از کوری و دل بیماری.
امام سجاد علیه السلام: 
«آیات القرآن خزائن فکلما فتحت خزانه ینبغی لک ان تنظرمافیها» .
آیات قرآن گنجینه هایی(گرانبها) هستند، هرگاه گنجینه ای گشوده شد برای شما سزاوار است که به آنچه در آن ست بنگرید(و درباره آن بیاندیشیدامام صادق علیه السلام:
«القرآن عهدالله الی خلقه فینبغی للمرء المسلم ان ینظر فی عهده و ان یقرا منه فی کل یوم خمسین آیه » .
قرآن پیمان خدا با خلق اوست بنابراین برای شخص مسلمان سزاواراست که به عهد و پیمانش بنگرد و هر روز پنجاه آیه از آن بخواند.
امام صادق علیه السلام: 
«لما سئل: ما بال القرآن لایزداد علی النشر والدرس الا غضاضه؟
فقال: لان الله تبارک و تعالی لم یجعله لزمان دون زمان و لا لناس دون ناس فهو فی کل زمان جدید و عند کل یوم غض الی یوم القیامه » .
از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چه سری است که قرآن هر چه بیشتر خوانده وبررسی شود بر تازگی و طراوت آن افزوده می شود؟
فرمود: چون خدای تبارک و تعالی آن را تنها بر زمانی خاص ومردمی خاص قرار نداده است، از این رو، در هر زمانی و برای هرمردمی تا روز قیامت تازه و باطراوت است.

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:38 ] [ امير شرافتي ] [ ]

آداب تلاوت قرآن در كلام معصومين

پرسش: آداب تلاوت قرآن در كلام معصومين چيست؟
پاسخ: پيامبر گرامي (ص) فرمودند: «خانه هاي خود را با تلاوت قرآن نوراني كنيد.»1
قرائت قرآن، آدابي دارد كه به برخي از آنها اشاره مي شود:
الف) مسواك زدن كه پيامبر (ص) بر آن دستور داده است؛2
ب) وضو و طهارت داشتن هنگام تلاوت قرآن؛3
ج) پناه بردن به خداوند پيش از قرائت قرآن: قرآن كريم مي فرمايد: «وقتي قرآن مي خواني، از [شر] شيطان رانده شده به خداوند پناه ببر.» (نحل، 98)
د) قرائت از روي قرآن كه پيامبر (ص) فرمود: «قرائت قرآن از روي مصحف بهترين اعمال امت من است.»4
هـ) قرائت قرآن با صداي خوش كه خاتم پيامبران (ص) فرمود: «هر چيزي زيوري دارد و زيور قرآن، صوت نيكو است.»5
و) قرائت قرآن همراه با خشوع: قرآن مي فرمايد: «آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاي مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل شده، خاشع گردد؟» (حديد، 16)
ز) قرائت همراه با حزن و با حالت اندوه: پيامبر خدا (ص) فرمود: «براستي قرآن همراه با حزن نازل شده است؛ بنابراين، هنگامي كه قرآن مي خوانيد گريه كنيد و اگر گريه نكرديد، حالت گريه به خود بگيريد.»6
ح) تلاوت قرآن همراه با ترتيل: قرآن مي فرمايد: «و رتل القرءان ترتيلاً؛ (مزمل، 4) قرآن را با دقت و تأني بخوان.»
ي) يعني قاري قرآن تنها به خواندن الفاظ، بدون توجه به معاني آن، اكتفا نكند؛ بلكه همراه با قرائت آن در معاني قرآن انديشه كند. از آياتش پند گيرد؛ چنان كه اميرمؤمنان علي (ع) در وصف پرهيزكاران مي فرمايد: آنان در شب به پا خاسته و قرآن را شمرده و با تدبر تلاوت مي كنند. جان خويش را با آن محزون مي سازند و دواي درد خود را از آن مي گيرند. هرگاه به آيه اي برسند كه در آن تشويق باشد، با علاقه و اميد به آن روي مي آورند و روح و جانشان با شوق بسيار درآن خيره مي شود و آن را همواره «نصب العين» خود مي سازند، و هرگاه به آيه اي برخورد كنند كه در آن بيم باشد، گوش هاي دل خود را براي شنيدن آن باز مي كنند و صداهاي ناله و برخورد زبانه هاي آتش در گوششان طنين انداز است7.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.1 كافي، محمد بن يعقوب كليني، ج 2، ص 574، باب 461، حديث 1، نشر دارالتعارف، بيروت.
2- بحارالانوار، ج 89، ص.213
3- ر.ك: بحارالانوار، ج 89، ص 210، حديث.2
4- بحارالانوار، ج 89، ص.202
5- كافي، ج 2، ص.615
6-جامع الاخبار، ص 57- بحارالانوار، ج 92، ص 210 و.216
7- نهج البلاغه، خطبه 193- معجم المفهرس، ص 12، نشر مؤسسه اميرالمؤمنين (ع).

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:36 ] [ امير شرافتي ] [ ]

مهدويت چيست؟ راهنما كيست؟



ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:34 ] [ امير شرافتي ] [ ]

بقیة الله الهی

بقية الله خير لكم ان كنتم مومنين



ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:32 ] [ امير شرافتي ] [ ]

احیاء قرآن کریم در دولت مهدوی

مقدمه:

یکی از پرسش‌های مهم منتظران منجی عالم بشریت، پرسش از نوع و چگونگی حکومت جهانی امام‌ مهدی (عج) است. در پاسخ به این پرسش باید گفت حکومتی که درمدینه فاضله اسلامی و در عصر حاکمیت امام مهدی (عج) مستقر خواهد شد، در تمام جهات با حکومت‌های موجود در عالم فرق دارد. حاکم، نوع حکومت، قوانین و نظامات جاری در آن؛ برنامه‌ها و فعالیت‌های آن؛ هیچ شباهتی با حکومت‌های موجود عالم ندارد، حاکم این حکومت، قاری، حافظ، معلم، مفسر معصوم، قرآن ناطق، حضرت مهدی (عج) می‌باشد و نوع حکومت او حکومت قرآنی است همان حکومتی که قرآن وعده و نوید آن را به بشریت داده است و قوانین و نظامات جاری در این حکومت و برنامه‌ها و فعالیت‌های حکومتی حول محور قرآن کریم و از متن قرآن می‌باشد. در این حکومت قرآن در تمامی شؤونات زندگی مردم و در متن برنامه‌های آنها قرار خواهد گرفت و دستورات قرآنی از جانب امام معصوم (ع) صادر می‌شود وجامعه اسلامی در سایهء این دستورات و عمل به آیات نورانی قرآن به رشد و کمال نائل می‌شود. توجه تام وکامل حکومت و دولت جهانی امام مهدی (عج) به احیاء قرآن و احکام و ارزش‌های قرآنی است. در حیات معنوی که امام زمان (عج) براساس قرآن کریم برای انسان‌ها بنا می‌کند تمامی ارزش‌ها و احکام و اصول قرآنی حاکمیت می‌یابد.



ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:29 ] [ امير شرافتي ] [ ]

قران و حضرت مهدی (عج)

1199_634088188975727500_l.jpg
در قرآن کریم درباره حضرت مهدی و ظهور منجی در آخر الزمان و حکومت صالحان و پیروزی نیکان بر ستمگران آیاتی آمده است از جمله: "ما در زبور داوود، پس از ذکر (تورات) نوشته ایم که سرانجام، زمین را بندگان شایسته ما میراث برند و صاحب شوند".
حضرت امام محمد باقر ( ع ) درباره " بندگان شایسته " فرموده است : منظور اصحاب حضرت مهدی در آخر الزمان هستند. و نیز: "ما می خواهیم تا به مستضعفان زمین نیکی کنیم، یعنی: آنان را پیشوایان سازیم و میراث بران زمین".
بسم الله الرحمن الرحیم . انا انزلناه فی لیله القدر ...
ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم . تو شب قدر را چگونه شبی می دانی؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است. در آن شب، فرشتگان و روح (جبرئیل) به اذن خدا، همه فرمان ها و سرنوشت ها را فرود می آورند. آن شب، تا سپیده دمان، همه سلام است و سلامت.
چنان که از آیه های "سوره قدر" بروشنی فهمیده می شود، در هر سال شبی هست که از هزار ماه به ارزش و فضیلت برتر است. آنچه از احادیثی که در تفسیر این سوره، و تفسیر آیات آغاز سوره دخان فهمیده می شود، این است که فرشتگان، در شب قدر، مقدرات یکساله را به نزد "ولی مطلق زمان" می آورند و به او تسلیم می دارند. در روزگار پیامبر اکرم ( ص ) محل فرشتگان در شب قدر، آستان مصطفی ( ع ) بوده است.
هنگامی که در شناخت قرآنی، به این نتیجه می رسیم که "شب قدر" در هر سال هست، باید توجه کنیم پس "صاحب شب قدر" نیز باید همیشه وجود داشته باشد و گرنه فرشتگان بر چه کسی فرود آیند؟ پس چنانکه "قرآن کریم" تا قیامت هست و "حجت " است، صاحب شب قدر هست و همو " حجت " است. "حجت" خدا در این زمان جز حضرت ولی عصر ( ع ) کسی نیست.
چندان که حضرت رضا علیه السلام می فرماید : "امام، امانتدار خداست در زمین ، و حجت خداست در میان مردمان، و خلیفه خداست در آبادیها و سرزمینها ...".
فیلسوف معروف و متکلم بزرگ و ریاضی دان مشهور اسلامی ، خواجه نصیرالدین طوسی
می گوید : "در نزد خردمندان روشن است که لطف الهی منحصر است در تعیین امام ( ع ) و وجود امام به خودی خود لطف است از سوی خداوند ، و تصرف او در امور لطفی است دیگر .
و غیبت او ، مربوطبه خود ماست".

طول عمر امام زمان (ع)

درازی عمر امام (ع) با در نظر گرفتن عمرهای درازی که قرآن بدانها گواهی می دهد،و در کتاب های تاریخی نیز افراد معمر (دارای عمر دراز) زیاد بوده اند، و در گذشته و حال نیز چنین کسانی بوده و هستند، عمر زیاد حضرت مهدی (ع) به هیچ دلیلی محال نیست، بلکه از نظر عقلی و دید وسیع علمی و امکان واقع شدن به هیچ صورت بعید نیست.
از اینها گذشته اگر از نظر قدرت الهی، بدان نظر کنیم، امری ناممکن نیست. در برابر قدرت خدا -که بر هر چیز تواناست- عمرهایی مانند عمر حضرت نوح (ع) و عمر بیشتر از آن حضرت و یا کمتر از آن کاملا امکان دارد. برای خدای قدیر و حکیم، کوچک و بزرگ، کم و بسیار، همه و همه مساوی است. بنابراین حکمت کامل و بالغ او، تا هر موقع اقتضا کند بنده خود را در نهایت سلامت زنده نگاه می دارد.
پس طبق حکمت الهی، امام دوازدهم، مهدی موعود ( ع ) باید از انظار غایب باشد و سالها زنده بماند و راز دار جهان و واسطه فیض برای جهانیان باشد تا هر وقت خدا اراده کند ظاهر گردد، و عالم را پس از آنکه از ظلم و جور پر شده، از قسط و عدل پر کند.

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:23 ] [ امير شرافتي ] [ ]

قران و حضرت مهدی (عج)

1199_634088188975727500_l.jpg
در قرآن کریم درباره حضرت مهدی و ظهور منجی در آخر الزمان و حکومت صالحان و پیروزی نیکان بر ستمگران آیاتی آمده است از جمله: "ما در زبور داوود، پس از ذکر (تورات) نوشته ایم که سرانجام، زمین را بندگان شایسته ما میراث برند و صاحب شوند".
حضرت امام محمد باقر ( ع ) درباره " بندگان شایسته " فرموده است : منظور اصحاب حضرت مهدی در آخر الزمان هستند. و نیز: "ما می خواهیم تا به مستضعفان زمین نیکی کنیم، یعنی: آنان را پیشوایان سازیم و میراث بران زمین".
بسم الله الرحمن الرحیم . انا انزلناه فی لیله القدر ...
ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم . تو شب قدر را چگونه شبی می دانی؟ شب قدر از هزار ماه بهتر است. در آن شب، فرشتگان و روح (جبرئیل) به اذن خدا، همه فرمان ها و سرنوشت ها را فرود می آورند. آن شب، تا سپیده دمان، همه سلام است و سلامت.
چنان که از آیه های "سوره قدر" بروشنی فهمیده می شود، در هر سال شبی هست که از هزار ماه به ارزش و فضیلت برتر است. آنچه از احادیثی که در تفسیر این سوره، و تفسیر آیات آغاز سوره دخان فهمیده می شود، این است که فرشتگان، در شب قدر، مقدرات یکساله را به نزد "ولی مطلق زمان" می آورند و به او تسلیم می دارند. در روزگار پیامبر اکرم ( ص ) محل فرشتگان در شب قدر، آستان مصطفی ( ع ) بوده است.
هنگامی که در شناخت قرآنی، به این نتیجه می رسیم که "شب قدر" در هر سال هست، باید توجه کنیم پس "صاحب شب قدر" نیز باید همیشه وجود داشته باشد و گرنه فرشتگان بر چه کسی فرود آیند؟ پس چنانکه "قرآن کریم" تا قیامت هست و "حجت " است، صاحب شب قدر هست و همو " حجت " است. "حجت" خدا در این زمان جز حضرت ولی عصر ( ع ) کسی نیست.
چندان که حضرت رضا علیه السلام می فرماید : "امام، امانتدار خداست در زمین ، و حجت خداست در میان مردمان، و خلیفه خداست در آبادیها و سرزمینها ...".
فیلسوف معروف و متکلم بزرگ و ریاضی دان مشهور اسلامی ، خواجه نصیرالدین طوسی
می گوید : "در نزد خردمندان روشن است که لطف الهی منحصر است در تعیین امام ( ع ) و وجود امام به خودی خود لطف است از سوی خداوند ، و تصرف او در امور لطفی است دیگر .
و غیبت او ، مربوطبه خود ماست".

طول عمر امام زمان (ع)

درازی عمر امام (ع) با در نظر گرفتن عمرهای درازی که قرآن بدانها گواهی می دهد،و در کتاب های تاریخی نیز افراد معمر (دارای عمر دراز) زیاد بوده اند، و در گذشته و حال نیز چنین کسانی بوده و هستند، عمر زیاد حضرت مهدی (ع) به هیچ دلیلی محال نیست، بلکه از نظر عقلی و دید وسیع علمی و امکان واقع شدن به هیچ صورت بعید نیست.
از اینها گذشته اگر از نظر قدرت الهی، بدان نظر کنیم، امری ناممکن نیست. در برابر قدرت خدا -که بر هر چیز تواناست- عمرهایی مانند عمر حضرت نوح (ع) و عمر بیشتر از آن حضرت و یا کمتر از آن کاملا امکان دارد. برای خدای قدیر و حکیم، کوچک و بزرگ، کم و بسیار، همه و همه مساوی است. بنابراین حکمت کامل و بالغ او، تا هر موقع اقتضا کند بنده خود را در نهایت سلامت زنده نگاه می دارد.
پس طبق حکمت الهی، امام دوازدهم، مهدی موعود ( ع ) باید از انظار غایب باشد و سالها زنده بماند و راز دار جهان و واسطه فیض برای جهانیان باشد تا هر وقت خدا اراده کند ظاهر گردد، و عالم را پس از آنکه از ظلم و جور پر شده، از قسط و عدل پر کند.

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:23 ] [ امير شرافتي ] [ ]

بشارت ظهور در آیات قرآن



ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:21 ] [ امير شرافتي ] [ ]

قرآن در کلام ائمه

حقیقت قرآن

امام صادق عليه السلام مي فرمايند : كسي كه حقيقت را از طريق قرآن نشناسد ، از گزند فتنه ها بر كنار نماند . ميزان الحكمه ،حديث 16586



ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:18 ] [ امير شرافتي ] [ ]

آداب قرائت قرآن را بگوييد؛ وظیفه ما مسلمانان درباره قرآن چيست؟

توجه شما را به برخي از وظايف ما دربارة قرآن جلب مي‌كنيم‌:
برخي از وظايف ما مسلمانان دربارة قرآن عبارت است از:
1. يادگيري قرآن‌: رسول گرامي‌در اين‌باره مي‌فرمايد: "بهترين شما كسي است كه قرآن را بياموزد و آن را به ديگران نيز ياد دهد".( بحارالأنوار، علامه مجلسي‌;، ج 89، ص 186، نشر احيأ التراث‌، بيروت‌. )
2. قرائت قرآن‌: پيامبر گرامي‌مي‌فرمايد: "خانه‌هاي خود را با تلاوت قرآن نوراني كنيد".( كافي‌، محمدبن‌يعقوب كليني‌، ج 2، ص 574، باب 461، حديث 1، نشر دارالتعارف‌، بيروت‌.
.885بحار، ج 89، ص 213. )
قرائت قرآن‌، آدابي دارد كه به برخي از آنها اشاره مي‌شود:
الف‌) مسواك زدن كه پيامبر9 بر آن دستور داده است‌;( بحار، ج 89، ص 213.)
ب‌) وضو و طهارت داشتن هنگام تلاوت قرآن‌;( ر.ك‌: بحارالأنوار، ج 89، ص 210، حديث 2. )
ج‌) پناه بردن به خداوند پيش از قرائت قرآن‌: قرآن كريم مي‌فرمايد: "وقتي قرآن مي‌خواني‌، از ]شرّ[ شيطان رانده شده به خداوند پناه ببر". (نحل‌، 98)
د) قرائت از روي قرآن كه پيامبر9 فرمود: "قرائت قرآن از روي مصحف بهترين اعمال امّت من است‌".( بحارالأنوار، ج 89، ص 202. )
'û) قرائت قرآن با صداي خوش كه خاتم پيامبران‌فرمود: "هر چيزي زيوري دارد و زيور قرآن‌، صوت نيكو است‌."( كافي‌، ج 2، ص 615. )
و) قرائت قرآن همراه با خشوع‌: قرآن مي‌فرمايد: "آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاي مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل شده‌، خاشع گردد؟" (حديد، 16)
ز) قرائت همراه با حزن و با حالت اندوه‌: پيامبر خدا9 فرمود: "براستي قرآن همراه با حزن نازل شده است‌; بنابراين‌، هنگامي كه قرآن مي‌خوانيد گريه كنيد و اگر گريه نكرديد، حالت گريه به خود بگيريد".( جامع‌الأخبار، ص 57 ـ بحارالأنوار، ج 92، ص 210 و 216. )
ح‌) تلاوت قرآن همراه با ترتيل‌: قرآن مي‌فرمايد: "و رتّل القرءان ترتيلاً; (مزمل‌، 4) قرآن را با دقّت و تأنّي بخوان‌."
3) تدبّر در قرآن‌; يعني قاري قرآن تنها به خواندن الفاظ، بدون توجه به معاني آن‌، اكتفا نكند; بلكه همراه با قرائت آن در معاني قرآن انديشه كند. از آياتش پند گيرد; چنان‌كه اميرمؤمنان علي‌در وصف پرهيزكاران مي‌فرمايد: آنان در شب به پا خاسته و قرآن را شمرده و با تدبّر تلاوت مي‌كنند. جان خويش را با آن محزون مي‌سازند و دواي درد خود را از آن مي‌گيرند. هرگاه به آيه‌اي برسند كه در آن تشويق باشد، با علاقه و اميد به آن روي مي‌آورند و روح و جانشان با شوق بسيار در آن خيره مي‌شود و آن را همواره "نصب‌العين‌" خود مي‌سازند، و هرگاه به آيه‌اي برخورد كنند كه در آن بيم باشد، گوش‌هاي دل خود را براي شنيدن آن باز مي‌كنند و صداهاي ناله و برخورد زبانيه‌هاي آتش در گوششان طنين‌انداز است‌.( نهج‌البلاغه‌، خطبة 193 ـ معجم‌المفهرس‌، ص 12، نشر مؤسسة اميرالمؤمنين‌. )
4. عمل به قرآن كه مهم‌ترين موارد است‌. پيامبراكرم‌فرمود: "رُب‌ّ تال‌ٍ للقرآن و القرآن‌ُ يَلْعَنُه‌"( جامع‌الأخبار، 56. )، بسا كساني كه قرآن را تلاوت مي‌كنند; در حالي كه قرآن بر آنها لعن و نفرين فرستد.
5. حفظ قرآن‌: پيامبر گرامي اسلام‌فرمودند: "لايعذب اللّه قلباً وعي القرآن‌; خداوند قلبي را كه ظرف قرآن باشد، عذاب نمي‌كند".( بحارالأنوار، علامه مجلسي‌;، ج 89، ص 178، داراحيأ التراث‌، بيروت‌. )
امام صادق‌فرمودند: "كسي كه حافظه‌اش ضعيف باشد و با رنج و زحمت‌، قرآن را حفظ كند، اجرش دوچندان باشد."( همان‌، ص 187. )
براي مأنوس شدن با قرآن‌، داشتن برنامه‌اي منظم و روزانه براي قرائت قرآن و حتي‌الامكان تكلّم قرآني مفيد است و براي فهميدن قرآن‌; علاوه بر فراگيري علوم مقدماتي‌، بايد از تفاسيري كه در پاسخ اول گذشت مدد جست‌; البته از خود قرآن مجيد هم مي‌شود سيري براي فهم قرآن به دست آورد: "و لقد يسرنا القرءان للذكر فهل من مدّكر"(قمر،17) كه اشاره مي‌فرمايد قرآن براي پندآموزي‌، آسان شده است‌; منتها بايد "پند گيرنده‌" اي باشد. بعد از اين‌كه پند گيرنده يافت شد، بايد دانست قرآن كتابي است كه "لايمسّه إلاّ المطهّرون‌" (واقعه‌، 79) جز پاك شدگان بر آن دست نزنند ]و بهره‌اي نمي‌توانند بگيرند[ و پس از آن نوبت به ترتيل قرآن مي‌رسد: "و رتّل القرءان ترتيلا" (مزمل‌، 4) و سپس نوبت به تدبر در قرآن مي‌رسد: "افلايتدبرون القرءان أم علي قلوب أقفالها" (محمد، 24) و تقواي الهي مرحلة بعدي اين سير است‌: "اتقوا الله و يعلمكم الله" (بقره‌، 282) كه تدبر در قرآن و عمل به آن‌، انسان را به تقواي الهي مي‌رساند و اين تقوا باعث مي‌شود كه ابواب علوم از طرف خداوند متعال به‌سوي انسان گشوده شود و... .

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:15 ] [ امير شرافتي ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحیم  

                                       

آیا قرآن کافی نیست؟؟

  


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:11 ] [ امير شرافتي ] [ ]

وظايف قاريان قرآن


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 23:3 ] [ امير شرافتي ] [ ]

مشاوره و خانواده

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:57 ] [ امير شرافتي ] [ ]

تفسیر و علوم قرآن

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:56 ] [ امير شرافتي ] [ ]

کلام و عقاید

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:55 ] [ امير شرافتي ] [ ]

مهدویت

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:53 ] [ امير شرافتي ] [ ]

اخلاق و عرفان

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:50 ] [ امير شرافتي ] [ ]

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:48 ] [ امير شرافتي ] [ ]

دیدگاه قرآن نسبت به عشق و علاقه بین دو جنس مخالف چیست؟



زندگی خانوادگی و کنار هم قرار گرفتن زن و شوهر باید همراه با محبت به یکدیگر و کانون خانواده باید کانون آرامش و پیوند زن و شوهر باید پیوندی عاطفی باشد و تعاملات و روابط با همین معیار برقرار می شود.  و این مساله به طور طبیعی در خلقت قرار داده شده است:
«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ؛[روم/21] و از نشانه‏ هاى او اینكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در كنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه‏ هایى است براى گروهى كه تفكّر مى ‏كنند!»

و برای استحکام همین کانون خانوادگی باید روابط را ضابطه مند کرد. قرآن تنها یک راه را برای ایجاد رابطه بین دو جنس مخالف مشروع می داند:
«وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ * إِلَّا عَلىَ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانهُمْ فَإِنهَّمْ غَیرْ مَلُومِینَ؛[مومنون/5و6] و آنها كه دامان خود را (از آلوده ‏شدن به بى ‏عفتى) حفظ مى ‏كنند * تنها آمیزش جنسى با همسران و كنیزانشان دارند، كه در بهره ‏گیرى از آنان ملامت نمى ‏شوند.»

و همچنین دوستی های پنهان را مذموم می داند:
«وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ؛[نساء/25] و نه گیرندگان دوست پنهان.»

شاید کسی تصور کند که رابطه او با جنس مخالف، فارغ از نگاه های جنسیتی است. اما بی تردید چنین کسی از حقه های شیطان غافل شده که چگونه اندک اندک انسان را به انحراف می کشاند:
«لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ؛[بقره/168] و از گام‏هاى شیطان پیروى نكنید زیرا او نسبت به شما دشمنى آشكار است.»

و در حالی که پیامبر خدا، حضرت یوسف (ع) از نفس اماره خود ایمن نیست، ایمن بودن ما از سر بی احتیاطی است و آنکه لباسی سر تا پا روغنی پوشیده، از نشستن بر روی خاک احساس آلوده شدن لباس ندارد:
«وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحیمٌ؛[یوسف/53] من هرگز خودم را تبرئه نمى‏ كنم، كه نفس (سركش) بسیار به بدیها امر مى ‏كند مگر آنچه را پروردگارم رحم كند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.»

بنابراین هر نوع احساس و عاطفه ای خارج از کانون خانواده، از نگاه قرآن مذموم است:
«زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ؛[آل عمران/14] محبت و عشق به خواستنى‏ ها [كه عبارت است‏] از زنان»

و آنجا که رابطه به عنوان مقدمه ازدواج برقرار شده، نشانه هایی دارد که با نبود آن نشانه ها، می توانیم فریب های نفس اماره و شیطان را بفهمیم!
کسی که ازدواج خود را در پیش رو نمی بیند، بلکه امری مرتبط به چند سال بعد می داند، دوستی او ربطی به مقدمه ازدواج ندارد. کسی که رابطه خود را پنهان می کند و والدین را در جریان امر قرار نمی دهد، در مسیر صحیح گام بر نمی دارد.
و کسی که به جای پیگیری شناخت، به دنبال بهره حضور است، قصدش ازدواج نیست. مگر به عنوان لقلقه زبان که این گونه روابط قطعا حرام است.

عشق هائى كز پى رنگى بود
عشق نبود عاقبت ننگى بود
زانكه عشق مردگان پاینده نیست
چون كه مرده سوى ما آینده نیست
عشق زنده در روان و در بصر
هر دو مى باشد زغنچه تازه تر
عشق آن زنده گزین كو باقى است
وز شراب جانفزایت ساقى است
عشق آن بگزین كه جمله انبیا
یافتند از عشق او كار و كیا
[مثنوى معنوى]

د

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:43 ] [ امير شرافتي ] [ ]

چرا این قدر به بحث حجاب پرداخته می شود؟ آیا مشکل کشور ما بحث حجاب است؟



مساله حجاب و پوشش در ایران بسیار مطرح شده و درباره آن مطالب بسیاری نوشته یا گفته می شود. و دلیل امر در تقابل و تعارض شدید دو گروه است. گروهی که خود را در مقابل سبک زندگی غربی تسلیم کرده اند و گروهی که به فرهنگ بومی خود پایبند هستند و حاضر به تسلیم شدن در مقابل فرهنگ غربی نیستند.

تعارض و تقابل این دو گروه در بسیاری از مسائل می تواند خودنمایی کند. اما یکی از آشکارترین مسائلی که اختلاف این دو گروه را نشان می دهد، بحث پوشش و حجاب است. چرا که پوشش افراد در ابتدایی ترین گام، فرهنگ آنها را به نمایش می کشاند. و از سویی نیز موضع گیری فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی در این زمینه تضاد شدید دارد. برهنگی جزء جدایی ناپذیر فرهنگ غربی است در حالی که فرهنگ اسلامی هرگز اجازه چنین امری را نمی دهد.

در واقع فرهنگ ملی و مذهبی ایرانیان، هر روزه مورد هجوم فرهنگ غربی قرار می گیرد. ماهواره، فیلم های خارجی ای که از سیما پخش می شود، و آثار غرب زدگان هر روز جراحتی بر فرهنگ مردم ایران زمین وارد می کند و طبیعی است که موجود زنده در مقابل تهاجم واکنش نشان داده و از خود دفاع کند.

بنابراین از کثرت مباحث حجاب حداقل دو نتیجه می توان گرفت: 1- تقابل دو فرهنگ در کشور 2- زنده بودن  فرهنگ ملی که در مقابل هجوم آرام نمی گیرد.

آنچه باید مد نظر قرار گیرد، این است که مدافعان فرهنگ ملی، هوشمندانه و به دور از حرکت های نسنجیده و شتاب زده عمل کنند. و سعی کنند با ارتقاء دادن سطح فهم و درک توده ها، تهاجم فرهنگی را به تعامل فرهنگی مبدل کنند. یعنی توده های مردم، به جای مسحور شدن و گرایش بی اراده به فرهنگ غربی، با درایت کامل به انتخاب بپردازند.

در صورت شکل گیری چنین بستری، طبیعتا هر عاقلی تلاش و پرکاری، علم جویی، قانون گرایی و ... را از فرهنگ غربی می پذیرد. و می فهمد که دلیل رشد تکنولوزیکی و مظاهر تمدنی غرب، در لباس و پوشش آنها نیست. و نسخه هایی که حل مشکل را در فرنگی شدن از فرق سر تا نوک پا، می دانند، مضحکه ای غیر قابل توجه خواهند شد.

و این نوع ریشه یابی، از مساله نشان می دهد که اولا طرح مسائلی چون اجبار در حجاب و ... ربطی به کثرت بحث در این باره ندارد. ثانیا طرح مباحث گسترده درباره حجاب، پوسته ای از یک مساله بسیار جدی و مهم است که باید مورد اهتمام و توجه قرار گیرد و بی اهمیت شمردن این مساله، نشان از عدم درک عمیق مساله است. 


[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:39 ] [ امير شرافتي ] [ ]

حکم شباهت پوشش با لباس کفار چیست؟



یكی ازكارهایی كه كفار و دشمنان امت اسلامی سعی در ترویج آن در بین مسلمانان دارند، تشبه مسلمین به كفار است. گویا آنها دریافته اند كه یكی از راههای تهاجم فرهنگی و تغییر فرهنگ مسلمانان به ویژه جوانان مسلمان، تشبه آنها به كفار است.
 
تشبه به كفار، شكل های گوناگونی دارد، که در این جا به سه دسته آن پرداخته می شود:
  
1- تشبه به كفار در پوشش

بدین معنی كه مسلمانان در لباس، كفش، كلاه، انگشتر، گردن بند و سایر پوشیدنی ها، خود را شبیه كافران سازند؛ همانند پوشیدن كراوات، پاپیون و لباس هایی با مدل ها و تصاویر مخصوص به كفار كه شعار و مروج فرهنگ آنان است. در روایات، تشبه به كفار در خصوص پوشش مورد توجه قرار گرفته و مؤمنان از آن نهی شده اند.
حضرت علی(ع) می فرماید: كم می شود كسی خود را شبیه قومی سازد و اندك اندك از آنها نشود.[1]
 
امام صادق(ع) فرمود: خداوند به پیامبری از پیامبرانش وحی فرمود: به مؤمنان بگو كه لباس دشمنان مرا نپوشید. راه های دشمنان مرا نپیمایید وگرنه در زمره دشمنان من به شمار خواهید رفت.[2]
 
 
2- تشبه به كفار در آرایش

بدین معنی كه مسلمانان در آرایش سر، صورت و سایر مواضع آرایشی، خود را شبیه كافران سازند؛ همانند مدل های آرایش سر و صورت برخی افراد كه امروزه كم و بیش در جامعه مشاهده می شود. در این باره نیز روایات، مؤمنان را از تشبه به كفار بر حذر داشته اند. 
خدای متعال به نبی ای امر می کند که به مومنان بگو: هم شكل دشمنان من نشوید.[3]
پیامبر (ص) می فرمایند: سبیل های خود را كوتاه و ریش های خود را بلند نگه دارید و خود را شبیه یهود مگردانید.[4]
 
3- تشبه به كفار در آداب و رسوم

منظور از آن، همانند شدن با كفار در آداب و رسومی است كه از ویژگی و شعارهای آنان به شمار می رود و اكنون در جامعه نمونه هایی از آن به چشم می خورد، مانند سگ بازی و آوردن آن به خانه و ماشین و ... در این زمینه نیز اولیای دین، مؤمنان را راهنمایی نموده و آنها را از تشبه به كفار بر حذر داشته اند.
 
امام صادق(ع) فرمود: خداوند به پیامبری از پیامبرانش وحی فرمود: به مؤمنان بگو راه های دشمنان مرا نپیمایید وگرنه در زمره دشمنان من به شمار خواهید رفت.[5]
 
 
[1]. نهج البلاغه، کلمات قصار 207.
[2]. من لا یحضره الفقیه، ج‏1، ص 252.
[3]. تهذیب الأحكام (تحقیق خرسان)، ج‏6، ص: 172.
[4]. من لا یحضره الفقیه، ج‏1، ص: 130.
[5]. من لا یحضره الفقیه، ج‏1، ص 252.
*مقتبس از مقاله آقای زین العابدین نجفی


[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:37 ] [ امير شرافتي ] [ ]

آیا امام حسین (ع) تلاش می کردند از کشته های سپاه یزید کاسته شود؟



امام حسین (ع) اقدامات متعددی انجام دادند که حق آشکار شود و تمام تلاش خویش را به کار بردند تا اگر کسی ذره ای حق گراست، از دشمنی با ایشان دست بردارد. اما کسانی که علیرغم اتمام حجت، بر کفر خویش می مانند، جایی برای دلسوزی نسبت به آنها وجود ندارد. اقدامات حضرت اتمام حجت بوده است تا:
«لِیَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَیِّنَةٍ وَ یَحْیى‏ مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَةٍ[انفال/42] آنها كه هلاك (و گمراه) مى‏ شوند، از روى اتمام حجّت باشد و آنها كه زنده مى ‏شوند (و هدایت مى ‏یابند)، از روى دلیل روشن باشد.»
 
همین اقدامات متعدد حضرت، دلیل قاطعی است بر اینکه هر کس در سپاه عبید الله باقی مانده، شقی و هلاک شده است، اگر چه در آن جنگ کشته نشده باشد و با آن حال از دنیا نرفته باشد.
 
سخنرانی های متعدد حضرت، فرستادن امثال زهیر (که خود عثمانی بوده) برای سخن گفتن با دشمن (که عمدتا عثمانی هستند) ، بر دست گرفتن حضرت علی اصغر جهت اینکه نشان دهند سپاه عبیدالله هیچ حقی ندارد و ... نشان می دهد که هر کس با سپاه عبیدالله مانده، شقی و هلاک شده است. و با این حساب سخن گفتن از دلسوزی امام (ع) نسبت به آنان کاملا غلط است.
 
حضرت در بخشی از سخنانشان به سپاه عبیدالله می فرمایند:  كسى كه از من اطاعت كند هدایت مى‏ شود و كسى كه نافرمانى نماید هلاك و كافر خواهد شد. شما همگی امر مرا عصیان مى ‏كنید، گوش بسخن من نمیدهید. زیرا شكم‏هاى شما از حرام پر شده و بقلب‏هاى شما مهر (قساوت) زده شده است ...  اى گروه ستمكیشان: هلاك و نابود شوید ... روى شما زشت باد، جز این نیست كه شما از سركشان و قلدران این امت، احزابى نانجیب، آب دهان شیطان، گروهى گنه‏كار، تغییر دهنده قرآن، تعطیل‏ كننده سنت‏هاى پیامبر، قاتلین فرزندان پیامبران، نابودكننده عترت اوصیاء، ملحق‏ كننده زنازادگان بحسب و نسب، اذیت‏كننده مؤمنین، تبلیغ ‏كننده پیشوایان گمراه هستید، همان افرادى كه قرآن را سحر و جادو معرفى كردند. ... پروردگارا! باران آسمان را بروى این مردم ببند! قحطى نظیر قحطى زمان حضرت یوسف دچار ایشان بفرما! غلام ثقیف را- یعنى حجاج بن یوسف ثقفى ملعون- را بر این مردم بنحوى مسلط كن كه جام مرگ را كه از صبر (گیاهى است فوق العاده تلخ) تلختر است به ایشان بچشاند و احدى از اینان را باقى نگذارد، هر كشتنى بكشتنى و هر ضربه ‏اى به ضربه‏ اى.[1]
 
هر کس در زمانی که حضرت فریاد استغاثه برآورده اند، ندای ایشان را شنیده اند و به کمکشان نشتابیده است، هلاکتش حتمی است. چرا که خود حضرت می فرمایند: به خدا سوگند! اگر كسی استغاثه ما را بشنود و بر ما یاری نكند، خداوند او را با ذلت به آتش جهنم خواهد كشید.[2] بنابراین زنده ماندن یا زنده نماندن او فرقی به حالش ندارد.
 
 
کشتن کسانی که هیچ راهی به هدایت ندارند و زنده ماندن آنها تنها فساد بیشتر در روی زمین است، جزئی از اسلام است و نمی توان شعارهای صلح کلی و دلسوزی برای همگان سر داد. این آیه قرآن است که به طور قطعی تکلیف را روشن می کند و می گوید که دندان پوسیده باید کنده شود:
 «فَإِذا لَقیتُمُ الَّذینَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ[محمد/4] و هنگامى كه با كافران (جنایت‏پیشه) در میدان جنگ رو به رو شدید گردنهایشان را بزنید، (و این كار را هم چنان ادامه دهید) تا به اندازه كافى دشمن را در هم بكوبید.»
 
نوع جنگ حضرات در کربلا نشان می دهد که هر کدام به میدان می رفتند، جانانه می جنگیدند و عده زیادی را به درک واصل می کردند.


[1]. بحار الأنوار ، ج‏45، ص:8.
[2]. بحار الأنوار، ج‏44، ص 315.


[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:35 ] [ امير شرافتي ] [ ]

آیا مسلمانان در طی تاریخ، بر روی قبرها بنا می ساختند؟



ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:32 ] [ امير شرافتي ] [ ]

برای آمادگی ظهور چه باید بکنیم؟





ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:29 ] [ امير شرافتي ] [ ]

شفاعت سبب نجات هر گناهکاری می شود؟



ریشة واژه "شفاعت" كلمة "شفع" به معنای جفت است، در مقابل "وتر" كه به معنای تنها است به مناسبت همین معنا، به معنای ضمیمه شدن شخص برتر و قوی تر برای كمك به فرد ضعیف اطلاق شده است.



ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:26 ] [ امير شرافتي ] [ ]

آیا جبرئیل نزد حضرت زهرا (سلام الله علیها) می آمد؟



یکی از مطالبی که در رابطه با حضرت زهرا(س) در روایات بدان اشاره شده، این است که فرشتگان الهی از جمله جبرییل امین،خدمت آن حضرت می رسیدند:

«عن ابى ‏جعفر علیه‏السلام: لما اراد اللَّه تعالى ان ینزل علیها «مصحف» امر جبرئیل و میكائیل و اسرافیل ان یحملوه فینزل به علیها و ذلك فى لیله الجمعه من الثلث الثانى من الیل فهبطوا به و هى قائمه تصلى و سلموا علیها و قالوا: السلام یقرئك السلام و وضعوا المصحف فى حجرها. فقالت: للَّه السلام و منه السلام و الیه السلام و علیكم یا رسل اللَّه السلام.[1]
امام باقر علیه‏السلام مى ‏فرمایند: چون خداوند اراده كرد كه مصحف فاطمه را به آن حضرت بفرستد، به جبرئیل، میكائیل و اسرافیل دستور داد آن را به فاطمه علیهاالسلام برسانند و این قضیه در نیمه‏ى شب جمعه اتفاق افتاد، آنان در حالى فرود آمدند كه آن بانو مشغول عبادت الهى بود. پس از عرض سلام به او گفتند: (خدا) بر تو سلام مى ‏فرستد، آنگاه مصحف را به وى تحویل دادند.
فاطمه علیهاالسلام پس از تحویل مصحف گفت: بر خدا باد سلام و از او سلام و براى او سلام و براى شما سفیران پروردگارم سلام

قابل توجه است جبرئیل، میكائیل و اسرافیل، كه هر سه از بزرگان ملائكه به حساب مى ‏آیند، حامل سلام خدا به فاطمه علیهاالسلام بوده ‏اند و مصحف فاطمه را به صاحب اصلى مى ‏رسانند و با وى به گفتگو مى‏ پردازند.

حضرت امام صادق در مورد نزول ملائكه به حضور فاطمه علیهاالسلام و سخن گفتنشان با آن حضرت مى ‏فرمایند:
«انما سمیت فاطمه محدثه لان الملائكه كانت تهبط من السماء فتنادیها كما تنادى مریم بنت عمران... فتحدثهم و یحدثونها...[2]فاطمه علیهاالسلام را از این جهت محدثه خواندند كه ملائكه به حضورش شتافته و با وى مصاحبه مى‏كردند و سخن مى ‏گفتند، همان طورى كه با مریم دختر عمران چنین بودند.»

‌حضرت امام خمینی (ره) در 11 اسفندماه سال 64 در دیدار با طلاب جامعةالزهرا سخنانی را در باب حضرت زهرا (س) و الگو بودن ایشان برای تمام زنان جهان می‌فرمایند: ... برای زن‌ها کمال افتخار ‌است ‌که روز تولد حضرت صدیقه (س) را روز زن قرار داده‌اند، افتخار ‌است و مسؤولیت.  در ‌این 75 روز (بعد رحلت پیامبر ص تا شهادت حضرت زهرا س ) مراوده‌ای بوده ‌است؛ یعنی، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده ‌است. من راجع به حضرت صدیقه ـ سلام الله علیها ـ خودم را قاصر می‌دانم ‌که ذکری بکنم، فقط اکتفا می‌کنم به یک روایت ‌که در کافی شریفه ‌است و با سند معتبر نقل شده ‌است و آن روایت ‌این ‌است ‌که حضرت صادق ـ سلام الله علیه ـ می‌فرماید: فاطمه ـ سلام الله علیها بعد ‌از پدرش 75 روز زنده بودند در ‌این دنیا، بودند و حزن و شدت برایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می‌آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می‌کرد و مسائلی ‌از آینده نقل می‌کرد.[3]

ظاهر روایت ‌این ‌است ‌که در ‌این 75 روز مراوده‌ای بوده ‌است؛ یعنی، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده ‌است و گمان ندارم ‌که غیر ‌از طبقه اول ‌از انبیاء عظام درباره کسی ‌این طور وارد شده باشد ‌که در ظرف 75 روز جبرئیل امین رفت و آمد داشته ‌است و مسائل را در آتیه‌ای ‌که واقع می‌شده ‌است، مسائل را ذکر کرده ‌است و آنچه ‌که به ذریه او می‌رسیده ‌است در آتیه، ذکر کرده ‌است و حضرت امیر ‌هم آنها را نوشته ‌است، کاتب وحی بوده ‌است حضرت امیر؛ همان طوری ‌که کاتب وحی رسول خدا بوده ‌است ـ و البته آن وحی به معنای آوردن احکام، تمام شد به رفتن رسول اکرم ـ کاتب وحی حضرت صدیقه در ‌این 75 روز بوده ‌است. مسأله آمدن جبرئیل برای کسی یک مسأله ساده نیست.


[1]ـ عوالم، ج 11، ص 190.
[2]ـ جلاءالعیون شبر، ج 1، ص 150- بحارالانوار، ج 43، ص 78، ح 65.
[3]- اصول کافی؛ ج2ص 355.


[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:24 ] [ امير شرافتي ] [ ]



در رابطه با اختلافات موجود بین شیعه و سنی در مورد نماز توجه به چند نکته لازم است:


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:20 ] [ امير شرافتي ] [ ]

جریان شهادت شهدای فخ چیست؟


یکی از قیامهایی که شیعیان در مقابل ظلم و ستم حکومت عباسی انجام دادند قیام حسین بن علی بن حسن است که در سال 169هجری در منطقه فخ در زمان خلافت هادی عباسی اتفاق افتاد.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:15 ] [ امير شرافتي ] [ ]

قرآن همه موجودات را دارای زوج می داند، پس موجودات تک جنسی چگونه می توانند وجود داشته باشند؟




ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:12 ] [ امير شرافتي ] [ ]

چرا ما باید بدون دیدن هیچ معجزه ای به خدا ایمان بیاوریم؟ چرا در زمان ما معجزه ای نیست؟





ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:6 ] [ امير شرافتي ] [ ]

نظر اسلام رو درمورد ازدواج حضرت عیسی (ع) با مریم مجدلیه چيست؟



یکی ازمسائل تاریخی که شاید بتوان گفت، قطعی می باشد این است که حضرت عیسی (ع) ازدواج نکرده اند. و مورخان دلایلی برای این امرذکرکرده اند، که ما به یکی ازآنها اشاره می کنیم:
حضرت عیسی(ع) چون در زمانی بود كه یهودی‏ها بیش از اندازه اهل دنیا و دنیا پرستی شده بودند، حضرت عیسی برای مبارزه با افزون‏ طلبی‏ها و دنیا زدگی‏ها، به سیر و سیاحت و هدایت مردم پرداخت و فرصت پیدا نكرد ازدواج كند.[1]

در منابع تاریخی اشاره ای به همسر یا فرزندان حضرت عیسی نشده است، با اینکه غالب منابع تاریخی وقتی به بیان زندگی هر یک از پیامبران و بزرگان پرداخته اند، یکی از مواردی که به آن اشاره می کنند، نام همسر و فرزندان آن پیامبر می باشد، با این حال در رابطه با پیامبر بزرگی مثل حضرت عیسی(ع) هیچ اشاره ای به این موضوع نشده است، و اگر آن حضرت زن و فرزندی داشتند، قطعا در این منابع ذکر می شد. علاوه بر این افرادی که ماجرای ازدواج آنحضرت با زنی بنام مریم مجدليه، را مطرح می کنند، اولا دلیل مناسبی ارائه نکرده‌اند، ثانیا گزارشاتی که درمورد این زن داده اند ضد و نقیض است، گاهی وی را زنی بدکاره معرفی می کنند و گاهی وی را از بزرگان و زنان با ایمان معرفی می کنند.

علاوه براین موارد ما درمنابع مواردی داریم که به صراحت به ازدواج نکردن حضرت عیسی اشاره شده است. بعنوان نمونه درخطبه 160 نهج البلاغه امام علی (ع) به این امر اشاره کرده اند:
«وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ زَوْجَةٌ تَفْتِنُهُ وَ لَا وَلَدٌ یَحْزُنُهُ وَ لَا مَالٌ یَلْفِتُهُ؛ زنى نداشت كه او را فریفته خود سازد، فرزندى نداشت تا او را غمگین سازد، مالى نداشت تا او را سرگرم كند.»
نکته دیگر این که ازدواج نکردن حضرت عیسی(ع) تابع شرایط تاریخی زندگی آن حضرت و قرار داشتن در حصار شدید و زندگی بسیار کوتاه دنیوی بوده است، و غیر از آن حضرت همه پیامبران ازدواج نموده اند. به ویژه آن که در تفکر دینی ازدواج یک اصل اساسی و زیربنای یک جامعه سالم است.

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 22:2 ] [ امير شرافتي ] [ ]

حضرت آدم مگر معصوم نبود، پس چرا گناه كرد و از بهشت رانده شد؟

پیامبران عظیم الشأن نه تنها از گناه معصوم هستند بلكه از سهو و نسیان نیز معصوم بوده و محال است مرتكب گناه شودند.

و باید بدانیم بهشتی كه حضرت آدم (ع) از درخت ممنوعه خورد، بهشت برزخی بود نه بهشت دنیوی، در بهشتی كه آدم(ع) حضور داشت تكلیف نبود فلذا امر و نهی در این بهشت تكلیف آور نیست، امر و نهی به دو نوع تقسیم می شود: مولوی و ارشادی. امر مولوی الزام آور است فلذا اطاعت از آن واجب و سرپیچی از آن معصیت است، اما امر ارشادی الزام آور نیست. مثل اینكه كسی به دوستش بگوید: از این مسیر به خانه نرو! چنین امری الزام آور نیست می تواند اطاعت كند و می تواند اطاعت نكند. ( اما اعتناء نکردن به این توصیه ممکن است تبعاتی داشته باشد.)

وقتی خداوند به آدم و حوا (علیهما السلام) امر می كند:
وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمینَ؛[بقره/35] نزدیك این درخت نشوید كه از ستمگران خواهید شد.
از اینكه به درخت ممنوعه نزدیك بشوند نهی می كند، اما این نهی، ارشادی است. زیرا هنوز آدم و حوا مكلف نشده بودند تا امر و نهی تکلیفی بر آنها تعلق بگیرد . پس با خوردن میوه ممنوعه هیچ گناهی مركتب نشده اند( چون گناه در صورتی متصور است كه شخص مكلف باشد ) اما خوردن میوه ممنوعه اثر وضعی را به دنبال داشت، و اثر آن این بود كه:
« فَلَمَّا ذاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما؛ و هنگامى كه از آن درخت چشیدند، اندامشان‏[ عورتشان‏] بر آنها آشكار شد» [الأعراف/22]

در قرآن کریم علّت اصلی خروج آدم و حوا از بهشت را نه خوردن از درخت ممنوعه بلکه آشکار شدن عورات آنها معرّفی نموده است، که خود همین امر معلول خوردن از درخت ممنوعه بوده است. امّا اینکه چرا ظهور عورات آنها باعث خروج آنها از بهشت شد؟ در آیات و روایات توضیح چندانی درباره آن داده نشده است. مفسرین نیز احتمالات گوناگونی درباره آن داده اند از جمله این که گفته اند آن دو بزرگوار تا آن زمان از اعضاء و قوای جنسی خود بی خبر بودند؛ لذا شیطان آنها را با فریب تشویق به خوردن از درخت ممنوعه کرد تا به این سبب لباس بهشتی آنها فرو ریزد و اعضاء جنسی آنها آشکار شود. و شاید خوردن از این درخت باعث شده که آن دو، از مرتبه وجودی خویش تنزّل کرده و به مرز عالم مادّه نزدیکتر شوند ؛ و همین امر باعث شده است که آنها به اعضاء دنیایی خود واقف شوند. چون موجودات هر چه به مراتب پایین تر وجود تنزّل می کنند کثرت در آنها قویتر شده و اجزاء و اعضاء بیشتری پیدا می کنند.

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 21:59 ] [ امير شرافتي ] [ ]

فرق اعجاز و سحر چیست؟



معجزه در لغت و اصطلاح

معجزه به معنای عاجز كننده است و در اصطلاح امر خارق العاده ای است كه همراه با دعوی نبوت و تحدّی و مبارزه طلبی است و با مدعا هماهنگ می باشد و كسی از عهده معارضه با آن بر نمی آید.
امام صادق(ع) فرمود: «خداوند معجزه را در اختیار نبی و امام قرار داد تا دلیل باشد بر صدق ادّعای وی كه می گوید: من از جانب خدا می باشم. معجزه آیت الهی است كه جز به دست پیامبران و حجت‏های خود روی زمین نسپارد تا بدین وسیله راستی راستگو و دروغ دروغگو ثابت گردد» [1]

سحر در لغت و اصطلاح

سحر از نظر لغت و اصطلاح چند معنا دارد:
1- خدعه و نیرنگ و شعبده و تردستی[2]
2- خیالات بدون حقیقت و واقعیت، همانند شعبده و تردستی.
3- جلب شیطان‏ها از راه‏های خاصی و كمك گرفتن از آنان.

و می توان با توجه به فرق های این دو، به تشخیص معجزه یا سحر پرداخت:

1- معجزه توسط پیامبر یا امام به منظور اثبات ادعای نبوت و امامت و سایر امور صورت می‏گیرد، پس همیشه همراه ادعای نبوت است. اما سحر ممکن است به غرض کسب پول، شهرت و ... انجام بگیرد.
2- معجزه منحصر در پیامبران است، ولی هر كس می تواند سحر و جادو را فراگیرد.
3- انجام معجزه مقدماتی مثل تعلیم، فراهم کردن وسایل و ... ندارد اما سحر نیاز به تعلیم و تربیت، زمان،  وسایل و ابزار خاصی دارد
4- معجزه واقعی است و هیچ گونه نیرنگی در آن راه ندارد. اما سحر فریب است در نتیجه ممکن است با آن مقابله کرد و اثر آن را از بین برد. مانند داستان حضرت موسی و ساحران كه جادوگران با انداختن طناب هایشان، چشم و دیده مردم را سحر نموده و آن‏ها خیال می كردند بندها مار شده‏اند، در حالی كه حقیقت نداشت. اما عصای موسی، واقعاً و حقیقتاً مار شده و همه طناب‏ها را بلعید.
5- قلمرو سحر و جادو محدود است و ساحر تنها کاری را می تواند انجام دهد که مدتها آن را تمرین کرده است, بر خلاف معجزه , كه از تنوع برخوردار است، و طبق درخواست مردم، نوع معجزه در بعضی مقاطع تعیین می شده است.
6-سحر به مرور زمان می تواند امری عادی و معمولی بشود. مثل اینکه پرواز کردن در زمانی غیر عادی بوده اما امروزه به راحتی انجام می شود. اما معجزه هرگز عادی نمی شود.

[1]. معارف و معاریف، ج 9، ص 482.
[2]. قاموس اللّغه، ماده سحر. 

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 21:54 ] [ امير شرافتي ] [ ]

به شهادت قرآن پیامبر (ص) یک انسان معمولی است، چرا باید از امری به نام سنت پیروی کنیم؟



اینکه پیامبر (ص) را صرفا یک بشر معمولی معرفی کنیم، مانند این است که از ترکیب "لا اله الا الله" فقط بخش اول را اخذ کنیم و بگوییم هیچ خدایی وجود ندارد و استثنای بعدی را نبینیم.

آنجا که قرآن پیامبر (ص) را بشری معمولی معرفی می کند، در پی آن مطلبی ذکر می کند که رمز تفاوت های پیامبر (ص) با دیگران را نشان می دهد و ندیدن آن، کفر به قرآن و خدا است:
«قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یُوحى‏ إِلَیَّ[کهف/110] بگو: من فقط بشرى هستم مثل شما (امتیازم این است كه) به من وحى مى ‏شود.»

از همین امتیاز است که پیامبر (ص) دارای علم غیب نیز می باشد، چرا که علم غیب در اختیار خداست و با وحی  پیامبران را از غیب بهره مند می کند:
«عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى‏ غَیْبِهِ أَحَداً * إِلاَّ مَنِ ارْتَضى‏ مِنْ رَسُولٍ[جن/26-27] داناى غیب اوست و هیچ كس را بر اسرار غیبش آگاه نمى ‏سازد  مگر رسولانى كه آنان را برگزیده.»

و از همین امتیاز است که سخنان رسول (ص) هیچ انحراف و اعوجاجی ندارد، و دارای عصمت است. چون همه آن وحی است:
«وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى‏[نجم/3-4] و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏ گوید آنچه مى ‏گوید چیزى جز وحى كه بر او نازل شده نیست!»

و به همین دلیل است که ما باید بی چون و چرا از دستورات رسول اکرم (ص) اطاعت کنیم و هر دستور رسول (ص) را دستور خدا بدانیم:
«مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ[نساء/80] كسى كه از پیامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده.»

پیامبر (ص) را باید بشری عادی دید، تا الگو و اسوه ای برای ما باشد و بدانیم که هر راهی او رفته، ما نیز می توانیم برویم:
«لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[احزاب/21] سلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیكویى بود.»

و از سویی نیز تصور نکنیم که او باید کارهای خارق العاده انجام دهد و غذا خوردن و بازار رفتن او برایمان عجیب باشد:
«وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ یَأْكُلُ الطَّعامَ وَ یَمْشی‏ فِی الْأَسْواقِ[فرقان/7] و گفتند: چرا این پیامبر غذا مى‏ خورد و در بازارها راه مى ‏رود؟»

چنین رسولی را باید اطاعت کرد و از سنت جاهلانه پیشینیان دوری کرد تا دچار حال اسف بار نشویم:
«یا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما یَأْتیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ[یس/30] افسوس بر این بندگان كه هیچ پیامبرى براى هدایت آنان نیامد مگر اینكه او را استهزا مى ‏كردند!»

به هر حال رسول چون در طول خدا قرار دارد، یعنی تبعیت از او، همان تبعیت از خدای متعال است، شانی عالی دارد و صاحب ولایت می باشد:
«إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ[مائده/55] سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها كه ایمان آورده ‏اند همانها كه نماز را برپا مى ‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى ‏دهند.»

اما کسانی که رسول را در عرض خدا قرار می دهد، و انتظاراتی خلاف خواسته خدا، از او دارند، با نهیب الهی و اعتراض رسول مواجه می شوند که رسول هر چه دارد، از ارتباطش با خدا دارد و بدون این ارتباط صاحب هیچ شانی نیست:

«قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدی خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّی مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یُوحى‏ إِلَیَّ[انعام/50] بگو: من نمى ‏گویم خزاین خدا نزد من است و من، (جز آنچه خدا به من بیاموزد،) از غیب آگاه نیستم! و به شما نمى ‏گویم من فرشته ‏ام تنها از آنچه به من وحى مى ‏شود پیروى مى‏ كنم

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ] [ 21:52 ] [ امير شرافتي ] [ ]

امام صادق (ع) : ستمكار و كمك كار او و آنكه به ستم او راضى باشد هر سه آنان در ستم شريكند. اصول كافى جلد 4 صفحه 28



ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 2:4 ] [ امير شرافتي ] [ ]

قرآن

سوره اعراف آیه 198 : { اگر آنان را به راه راست بخوانی ، گوش  فرا نمی دارند ، آنان را می بینی که به تو می نگرند لیکن نمی بینند }

سوره فُصلت آیه 5 : { ( آن مردمان خوشگذر و جهاندار ) به پیامبر خدا گفتند : دلهای ما به روی آنچه تو ما را بدان میخوانی بسته است ، و گوشهای ما از شنیدن آن سنگین است ، و میان ما و تو فاصله است ، پس تو هر کار خواهی بکن ، و ما آنچه خواهیم بکنیم }

حدیث

امام علی (ع) فرمودند : کسی که خودرای است ، رای ندارد.  بحار جلد 75 صفحه 105 ، الحیاة جلد 1 صفحه 311

امام علی (ع) فرمودند : هرکه خودرایی کند هلاک گردد ، و هرکه با مردمان مشورت کند در عقل آنان شریک شود.   نهج البلاغه ، الحیاة جلد 1 صفحه 311

امام علی (ع) فرمودند : عاقل کسی است که رای خود را متهم کند ( نادرست شمارد ) ، و به هرچه نفسش در نظر او آراسته جلوه داد اعتماد نکند.  غررالحکم ، الحیاة جلد 1 صفحه 311

امام علی (ع) فرمودند : برای اثبات نادانی شخص همین بس که از خودراضی باشد.  غررالحکم ، الحیاة جلد 1 صفحه 311

امام علی (ع) فرمودند : برای اثبات غرور شخص همین بس که به هرچه نفسش در نظر او می آراید اعتماد کند.  غررالحکم ، الحیاة جلد 1 صفحه 312

امام علی (ع) فرمودند : هرکه عقل خویش را بی نیاز بیند ، بلغزد.  کافی ، الحیاة جلد 1 صفحه 312

امام علی (ع) فرمودند : هیچ همپشتی مطمئنتر از مشورت کردن نیست.  نهج البلاغه ، الحیاة جلد 1 صفحه 312

امام علی (ع) فرمودند : هرکس به رای و نظر خویش اکتفا کند ( و در کارها با دیگران مشورت نکند ) خود را در خطر انداخته است.  نهج البلاغه ، الحیاة جلد 1 صفحه 312

این تاکید فراوانی دارد که امام علی بن ابیطالب (ع) بر مشورت و نظر خواهی دارد ، و بر استفاده از فکر دیگران و نظر مطلعان اصرار میورزد ، به روشنی دلالت دارد بر اهمیت بیشتر امر مشورت و نظرخواهی و رایزنی برای مقامات اجتماعی و سیاسی ، زیرا مسائل اجتماعی و سیاسی بسیار بسیار با اهمیت تر است از کارهای فردی و مسائل شخصی.  الحیاة جلد 1 صفحه 312

امام علی (ع) : آنکه از آراء مختلف بی خبر باشد ، در چاره جوییها درماند.   غررالحکم ، الحیاة جلد 1 صفحه 97

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 2:1 ] [ امير شرافتي ] [ ]

قرآن

سوره آل عمران آیه 159 : { تو ای پیغمبر ، به رحمت سرشار خدایی ، با امت نرم و خوش خوی بودی ، اگر درشت خوی و ستخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می گشتند ؛ پس ، از ایشان درگذر ، و برایشان آمرزش خواه ، و با آنان در کار مشورت کن ، و چون آهنگ کار کردی بر خدا توکل کن ، که خدا توکل کنندگان را دوست میدارد }

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 2:1 ] [ امير شرافتي ] [ ]

امام علی (ع) : نسبت به کسی که از تو مشورت میخواهد نیکوخواه و درستگو باش.  مستدرک جلد 2 صفحه 66 ، الحیاة جلد 1 صفحه 322

امام صادق (ع) : لقمان به پسرش گفت : چون با گروهی سفر کنی ، در کار خود و ایشان با آنان بسیار مشورت کن . . . و چون تو را بر حق گواه گیرند ، گواه ایشان باش. و اگر از تو مشورت خواهند ، بکوش تا نظر درست به ایشان بدهی.سپس تا نیک نظر نکنی و امر بر تو آشکار نشود ، رای خود را ظاهر مساز ؛ و تا در مشورتی بر پا نخیزی و ننشینی ، و نخوابی و نخوری و نماز نگزاری ، و فکر و حکمت خویش را در آن به کار نگیری ، به اظهار رای اقدام مکن ، که هرکس نیکخواه محض مشورتخواهان نباشد ، خدای متعال رای و امانت را از او خواهد گرفت.   کافی جلد 8 صفحه 348 ، الحیاة جلد 1 صفحه 322

امام صادق (ع) فرمود : پیامبر اکرم (ص) فرمود : نظر خواستن از عاقل نیکخواه ، مبارک است و رشد و توفیقی است از خدای بزرگ ؛ پس چون ناصح عاقل نظری داد ، مخالف آن عمل مکن که باعث هلاکت است.  بحارالانوار جلد 91 صفحه 254 ، الحیاة جلد 1 صفحه 323

امام علی (ع) : نافرمانی شخص خیرخواه مهربان و عالم و آزموده ، سبب سرگردانی میشود و پشیمانی به بار می آورد.  نهج البلاغه ، الحیاة جلد 1 صفحه 323

امام کاظم (ع) فرمود : ای هشام ! همنشینی با دینداران شرف دنیا و آخرت است.و مشورت کردن با عاقل ناصح یُمن است و برکت و رشد ، و توفیقی است از خدا ؛ پس چون عاقل ناصح به تو رایی اظهار کند ، از خلاف کردن آن بپرهیز ، که سبب تباهی و هلاکت است.  تحف العقول ، الحیاة جلد 1 صفحه 323

امام صادق (ع) فرمود : با مردان عاقل مشورت کن که جز به نیکی فرمان نمیدهند. و از مخالفت رای ایشان بپرهیز که ، مخالفت کردن با شخص پرهیزگار عاقل ، سبب تباهی دین و دنیا است.    بحارالانوار جلد 75 صفحه 101 - از کتاب (( المحاسن )) ، الحیاة جلد 1 صفحه 324

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:59 ] [ امير شرافتي ] [ ]

پیامبر (ص) : ای علی ! از آدم ترسو مشورت مخواه ، که راه خروج را بر تو تنگ میکند ؛ و از بخیل راه مخواه ، که تو را از رسیدن به مقصود باز میدارد ؛ و با حریص رایزنی مکن که حرص را در نظرت می آراید.و بدان ای علی ، که ترس و بخل و حرص یک غریزه است که همه از بدگمانی نسبت به خدا ( و فضل خدا ) پدید می آید.   خصال شیخ صدوق ، الحیاة جلد 1 صفحه 319

امام علی (ع) : در مشورت خود سه کس را راه مده : بخیل را ، که تو را از بخشندگی منحرف میکند و از فقر می ترساند ؛ و ترسو را ، که سبب سست شدن تو در کارها میشود ؛ و حریص را ، که حرص و آز را به ناحق در نظر تو می آراید.   نهج البلاغه ، الحیاة جلد 1 صفحه 320

امام صادق (ع) : در کارهای خود - که از نظر دین نیز جایز باشد - با کسی مشورت کن که در او پنج خصلت باشد : عقل و بردباری و آزمودگی و خیرخواهی و پرهیزگاری.   بحارالانوار جلد 75 صفحه 103 (( از کتاب { مصباحُ الشریعه } )) ، الحیاة جلد 1 صفحه 320

امام صادق (ع) فرمود : ( به هنگام رایزنی ) نخستین رای دهنده مباش ؛ و از رای ناپخته بپرهیز ؛ و از بدیهه گویی و بی اندیشه سخن گفتن دوری کن ؛ و به انسانهای خودرای ، و احمق و فرومایه ، و متلون ، و لجوج نظر مده ! و از خداوند بترس از اینکه ( مصلحت واقعی را در نظر نگیری و ) به دلخواه مشورتخواه رای دهی ! زیرا که دلخواه او را در نظر گرفتن ( در مقام مشورت ) پستی است ؛ چنانکه درست گوش ندادن به سخنان او ( و دقت نکردن در آنها ) نیز خیانت است.   بحارالانوار جلد 75 صفحه 104 ، (( از کتاب { مصباحُ الشریعه } )) ، الحیاة جلد 1 صفحه 320 

امام علی (ع) : مشورت کردن با نادان ترسو خطرناک است.  غررالحکم ، الحیاة جلد 1 صفحه 321

امام صادق (ع) : در کار خود با کسانی مشورت کن که از خدای بزرگ بترسند.   بحارالانوار جلد 75 صفحه 98 ،  الحیاة جلد 1 صفحه 321

امام علی (ع) : از مشورت کردن با زنان بپرهیز ، مگر زنی که کمال عقل او آزموده شده باشد.  بحارالانوار جلد 103 صفحه 253 { از کتاب کنزُالفوائد } ،  الحیاة جلد 1 صفحه 321   (  چون پایه شخصیت روحی زنان و بانوان بیشتر بر عاطفه و احساس استوار است ، و در کارهای مهم - که باید مشورت کرد - پیروی از احساس چه بسا سرنگون کننده باشد ، باید در مورد رایزنی با زنان ، با افرادی از آنان رایزنی کرد ، که زمام احساس خویش را در دست گرفته باشند و عقل خود را کمال بخشیده و ملاک قرار داده باشند.در مورد مردان نیز همچنین است ، یعنی با هر مردی نمی توان مشورت کرد ، و از هر مردی نمی توان رای خواست ، مگر آنان که به خرد ، تقوی ، شجاعت ، تجربه ، صداقت و فهم شناخته باشند - چنانکه در احادیث بالا دیده شد )   الحیاة جلد 1 صفحه 321

 امام علی (ع) فرمودند : در مشورت خود ، هیچ بخیلی را دخالت مده ، که تو را از بخشیدن مال باز می دارد ، و از فقیر شدن میترساند.  نهج البلاغه ، الحیاة جلد 6 صفحه 101

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:59 ] [ امير شرافتي ] [ ]

قرآن

سوره زمر آیه 17 - 18 : { بندگان مرا مژده ده : آنان که به گفتار گوش فرا می دارند و سپس از نیکوترین آن پیروی میکنند ؛ اینان کسانیند که خدا هدایتشان کرده است ، و اینان خردمندانند }

سوره بقره آیه 256 : { زور و اکراه در دین نیست ، چه راه از گمراهی آشکار شده است ؛ پس هرکه به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد ، به دستگیره استوار چنگ زده است که آن را شکستنی نیست ؛ و خدا شنوای دانا است }

حدیث

امام علی (ع) : هرکه با آراء گوناگون روبرو شود ، نقاط اشتباه و خطای هر کار را خواهد شناخت.  نهج البلاغه ، الحیاة جلد 1 صفحه 287

امام علی (ع) : پیروزی به دوراندیشی و محکم کاری است.و دوراندیشی و محکم کاری به رای آزمایی.و رای ( درست ) در گرو نگاهداری اسرار است ( به ویژه اسرار نظامی در کار جنگ ).   نهج البلاغه ، الحیاة جلد 1 صفحه 287

امام علی (ع) : رای ، با درنگ و تامل به دست می آید.و رای نارسیده و بر نیامده ، بد مددکاری است.  مستدرک نهج البلاغه ، الحیاة جلد 1 صفحه 287

امام علی (ع) : رایها را ، برخی بر برخی دیگر ، عرضه کنید ( و آنها را کنار هم نهید ) ، که رای درست این گونه پدید میآید.رای و نظر را - همچون شیری که برای بیرون آوردن کره آن در میان مشک می ریزند و می زنند - بزنید ( تا به وسیله تقابل آرا و برخورد اندیشه ها به نظر درست برسید ) .    غررالحکم ، الحیاة جلد 1 صفحه 287

امام علی (ع) : آراء مردان را به هم بپیوند ، و نزدیکترین آنها را به صواب و صلاح ، و دورترین آنها را از شک و تردید ، برگزین.   مستدرک نهج البلاغه ، الحیاة جلد 1 صفحه 288

امام علی (ع) از پیامبر اکرم (ص) ( از سخنان شب معراج ) : ... ای احمد ! عقل خود را به کار گیر ، پیش از آنکه از دست برود ، که هرکس عقل را به کار اندازد ، خطا نمی کند و به سرکشی دچار نمی گردد.   ارشاد القلوب ، الحیاة جلد 1 صفحه 288

امام صادق (ع) فرمودند : مردمان از آن جهت هلاک میشوند که نمی پرسند.   اصول کافی ، الحیاة جلد 1 صفحه 288 

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:58 ] [ امير شرافتي ] [ ]

حدیث

امام جواد (ع) : آنکه راه راست را ، برای دلخوشی تو ، بر تو پوشاند ، دشمن تو است.   بحارالانوار جلد 78 صفحه 364 - از کتاب { اعلامُ الدین ) ، الحیاة جلد 1 صفحه 328

امام علی (ع) : آنکه عیبت تو را بپوشاند ، و در غیاب تو از عیب جویی کند ، دشمن تو است ؛ از او بر حذر باش.   غررالحکم ، الحیاة جلد 1 صفحه 328

امام علی (ع) : آن که تو را بستاید ، سرت را بریده است.  غررالحکم ، الحیاة جلد 1 صفحه 328

امام علی (ع) : دشمن از آن جهت ( عدو ) خوانده شده که نسبت به تو (( تعدی )) و ستم میکند ، پس هرکس در معایب تو با تو مداهنه کند ، ( و آنها را به تو نگوید ) دشمن است.   غررالحکم ، الحیاة جلد 1 صفحه 329

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:57 ] [ امير شرافتي ] [ ]

حضرت محمد (ص) : هیچ کمک و پشتیبانی بهتر از مشاورت نیست.  تحف العقول مواعظ النبی

حضرت محمد (ص) : هرگز کسی پس از مشورت هلاک نشود.   اثنی عشریه صفحه 16

به رسول خدا (ص) عرض شد : حزم و احتیاط چیست ؟ فرمود با صاحبان رای مشورت کردن و از آنها پیروی نمودن.  سفینة البحار جلد 1 صفحه 718

حضرت محمد (ص) : هرکه برادر مومنش از او طلب مشورت کند و او نصیحت را پاک و خالص نکند ، خداوند عقلش را می گیرد.  سفینة البحار جلد 2 صفحه 590

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:56 ] [ امير شرافتي ] [ ]

امام صادق (ع) فرمودند : دوستی و محبت اولیای خدا و ولایت آنان واجب است و بیزاری از دشمنان آنان نیز لازم است.  بحارالانوار جلد 27 صفحه 52 حدیث 3

امام باقر (ع) فرمودند : بدان که اُنس گرفتن ( با مردم ) از خداوند است و دشمنی ( با مردم ) از شیطان.  کافی جلد 5 صفحه 500 حدیث 1

مولا علی (ع) فرمودند : مبادا دشمنان خدا را دوست بداری یا دوستی خود را برای غیر دوستان خدا خالص گردانی ، زیرا هرکسی گروهی را که دوست بدارد ، با آنان محشور میگردد.  غررالحکم حدیث 2703

امام صادق (ع) فرمودند : دل حرم خداست ، پس غیر خدا را در حرم الهی جای مده.  جامع الاخبار صفحه 518 حدیث 1468

از حضرت عیسی (ع)سوال شد : بهترین اعمال چیست ؟ فرمود : خشنودی از خدا و دوست داشتن او.  محجة البیضاء جلد 8 صفحه 88

پیامبر اکرم (ص) فرمود : خداوند به حضرت داوود (ع) فرمود : مرا دوست بدار و مرا محبوب خلقم گردان ، داوود (ع) گفت : پروردگارا ! آری ، من تو را دوست دارم ، اما چگونه تو را محبوب خلقت گردانم ؟ فرمود : نعمت هایم را برای ایشان یادآوری کن.زیرا وقتی نعمتهایم را بر آنان بازگو کردی ، مرا دوست خواهند داشت.  بحارالانوار جلد 70 صفحه 22 حدیث 19

حضرت محمد (ص) فرمودند : نشانه دوستی خدا دوست داشتن یاد خداست ، و علامت دشمنی با خدا دشمن داشتن یاد خداست. ( البته مقصود ، تنها یاد زبانی نیست ).  جامع الاخبار صفحه 352 حدیث 978

مولا علی (ع) فرمودند : هرکس دوست دارد بداند جایگاهش نزد خدا چطور است ، باید ببیند مقام و مرتبه خدا پیش وی چقدر است ، زیرا کسی که کار دنیا و آخرت هر دو در اختیار او قرار گیرد ، و او کار آخرت را بر دنیا برگزیند ، پس خدا را دوست میدارد ، و کسی که کار دنیا را انتخاب کند ، خداوند پیش او ارزش و جایگاهی ندارد.  بحارالانوار جلد 70 صفحه 25 حدیث 27

رسول اکرم (ص) فرمودند : ایمان کامل نمیشود مگر با محبت ما اهل بیت.  بحارالانوار جلد 36 صفحه 327 حدیث 178

حضرت محمد (ص) فرمودند : ای مردم ! کسی که دوست دارد خدا را در حالی ملاقات کند که خدا از او راضی باشد ، پس ائمه (ع) را دوست بدارد.  ارشاد القلوب صفحه 261

رسول اکرم (ص) فرمودند : محبت خاندان من در هفت جا که ترس آن بزرگ و خطرناک است ، مفید است : هنگام مرگ ، در قبر ، هنگام حشر و رستاخیز ، هنگام تحویل نامه اعمال ، زمان حسابرسی ، هنگام میزان و سنجش اعمال و هنگام عبور از صراط .  جامع الاخبار صفحه 513 حدیث 1441

رسول خدا (ص) فرمودند : دوستی مومن با مومن برای خدا از بزرگترین شعبه های ایمان است . آگاه باشید هرکه دوستی اش برای خدا ، دشمنی اش برای خدا ، عطایش برای خدا و منعش برای خدا باشد ، از برگزیدگان الهی است.  کافی جلد 2 صفحه 125 حدیث 3

امام صادق (ع) فرمودند : مومنان را در نیکی و مهرورزی به یکدیگر و دوستی و ملاطفت به همدیگر ، همانند یک پیکر می بینی که وقتی عضوی به درد آید و شکایت کند ، اعضای دیگر با بی خوابی و تب با او هم صدا شوند و یکدیگر را فراخوانند.  بحارالانوار جلد 74 صفحه 274 حدیث 19

امیرالمومنین مولا علی (ع) فرمودند : محبوب ترین مردم نزد تو باید کسی باشد که تو را به راه های درست و حق هدایت کند و عیبهایت را برای تو بنماید ( عیبهایت را در خلوتی به تو بگوید تا خودت را اصلاح کنی ) بحارالانوار جلد 74 صفحه 178 حدیث 18

رسول خدا (ص) فرمودند : عالم باش یا آموزنده ، یا شنونده ، و یا دوستدار آنان ، و پنجمین نباش که هلاک میشوی.  بحارالانوار جلد 1 صفحه 195 حدیث 13

رسول خدا (ص) فرمودند : به کودکان محبت کنید و به آنها رحم کنید و هر وقت به آنها وعده دادید به آن وفا کنید ، چون آنها شما را روزی رسان خود میدانند.  کافی جلد 6 صفحه 49 حدیث 3

امام علی (ع) فرمودند : با سه صفت محبت و دوستی به دست میآوری : 1.انصاف در معاشرت 2.همدردی با دیگران در خوشی و ناخوشی 3.برخورد با قلب پاک و سالم.   بحارالانوار جلد 78 صفحه 82 حدیث 77

امام باقر (ع) فرمودند : صله رحم ، اعمال انسان را پاکیزه میکند و او را در میان خاندانش محبوب میسازد. ( البته صله رحمی که در آن گناه نباشد )   کافی جلد 2 صفحه 152 حدیث 13

امام صادق (ع) فرمودند : هنگامی که کسی را دوست میداری ، او را از این محبت آگاه کن ، زیرا این کار ، دوستی بین شما را محکم تر میکند.  کافی جلد 2 صفحه 644 حدیث 2

پیامبر خدا (ص) فرمودند : با یکدیگر دست بدهید ، زیرا مصافحه ( دست دادن ) کینه را از بین میبرد.  تحف العقول صفحه 92

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : محکمترین دستگیره ایمان چیست ؟ اصحاب گفتند : خدا و رسولش آگاهترند ، یکی از اصحاب گفت : نماز است ، دیگری گفت : زکات ، سومی گفت : روزه ، یکی دیگر گفت : حج و عمره است ، بعضی هم گفتند : جهاد است.پیامبر اکرم (ص) فرمودند : برای هر آنچه که شما گفتید فضیلتی است ، ولی هیچکدام محکمترین دستگیره ایمان نیستند ، محکمترین دستگیره ایمان دوستی و دشمنی در راه خدا و دوست داشتن دوستان خدا و برائت جستن از دشمنان خداست.   کافی جلد 2 صفحه 125 حدیث 6

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : کدامین دستگیره ایمان محکمتر است ؟ ابوذر گفت : خدا و رسولش بهتر میدانند ، حضرت فرمود : دوستی کردن برای خدا ، دشمنی کردن برای خدا و خشم در راه خدا.  تحف العقول صفحه 92

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:55 ] [ امير شرافتي ] [ ]

سوره نحل آیه 115 : و مگوئید آنچه را که وصف میکند آنرا زبانهای شما به دروغ در احکام خدا که این حلال است و این حرام چنین می گویید و توصیف می کنید بر خلاف واقع تا افتراء بزنید بر خدا دروغ را آن کسانیکه افتراء می زنند به خدا دروغ را رستگار نمیشوند.

سوره نحل آیه 116 : برخورداری کمی است در دنیا دروغ گویان را و برای ایشان عذابی دردناک است در آخرت.

سوره زمر آیه 2 : آگاه باشید مردم که برای خداست دین خالص نه دین مخلوط با غیر خدا آنکسانیکه گرفتند سوای خدا دوستانی برای پرستش گویند نمی پرستم اینها را مگر برای آنکه نزدیک گردانند این بتها ما را به خدا نزدیکی کامل البته خدا حکم میکند میانه ایشان در آنچه اختلاف میکنند در دین خود ، خدا راه نمی نماید کسی را که او دروغگو و ناسپاس است.

 و از چند آیه قرآن استفاده میشود که دروغگو مستحق لعنت و سزاوار خشم پروردگار عالم است (از جمله سوره نور آیه 7 )

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:54 ] [ امير شرافتي ] [ ]

مولا علی فرمودند : دروغگویی عیبی رسوا کننده است. ( چون معمولا دروغ بعد از مدتی آشکار میشود و انسان دروغگو در بین مردم رسوا میگردد )   بحارالانوار جلد 66 صفحه 313 حدیث 7



ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:53 ] [ امير شرافتي ] [ ]

امام صادق (ع) فرمود : اسراف آنستکه که انسان ؛ مالش را از بین ببرد و به بدنش صدمه بزند ((مثل سیگار کشیدن)) عرض شد پس اقتار چیست ؟ فرمود : اینست که غذایت نان و نمک باشد در صورتیکه قدرت داری غذای مناسب تری بخوری.           مجموعه الاخبار باب171 حدیث1



ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:51 ] [ امير شرافتي ] [ ]

معنی اسراف و انواع آن

اسراف به معنی تجاوز از حد و زیادهو بعضی صرف مال را در موردی که سزاوار نیست تبذیر گفته اند و صرف مال را در زیادتر از آنچه سزاوار است اسراف دانسته اند.



ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:50 ] [ امير شرافتي ] [ ]

جایگاه شیعه

ابن عباس می گوید : از پیامبر اکرم (ص) درباره فرموده خداوند در قرآن سوره واقعه آیه 10 :  ( وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُون‏) پرسیدم ؟ در پاسخ فرمود : جبرئیل گفت : آنان ، علی (ع) و شیعیان او هستند که به سوی بهشت ، پیش تاختند و به الطاف و نعمت های خداوند ، نزدیک شدند.  بحارالانوار جلد 68 صفحه 20 حدیث 33 


ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:47 ] [ امير شرافتي ] [ ]

اهمیت دوستی در اسلام



ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:46 ] [ امير شرافتي ] [ ]

اهمیت و جایگاه ادب در فرهنگ اهل بیت (ع)



ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:44 ] [ امير شرافتي ] [ ]

جایگاه مال و ثروت



ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:42 ] [ امير شرافتي ] [ ]

حضرت صادق (ع): درباره خرید و فروش آلات موسیقی فرمودند : صنعتی ( شغلی ) که هیچ جهت حلالی در آن نباشد و جز شر و فساد چیزی در آن مترتب نباشد مانند آلات موسیقی و شطرنج و صلیب سازی و یا نوشابه های مست کننده و هرچیزی که از این قبیل باشد پس یاد دادن و یاد گرفتن و خرید و فروش و اجرت دادن به کسی در رابطه با آن و یا اجرت گرفتن در رابطه مثلا حمل وسائل آن و کلا جمیع تصرفات در آنها حرام است .        تحف العقول صفحه 335



ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:40 ] [ امير شرافتي ] [ ]

يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِنَّمَا الخَْمْرُ وَ الْمَيْسرُِ وَ الْأَنصَابُ وَ الْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون‏ { سوره مائده آیه 90 } : ( اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد، شراب و قمار و بتها و گروبندى با تيرها پليدى و كار شيطان است، از آن اجتناب كنيد تا رستگار شويد )

إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ فىِ الخَْمْرِ وَ الْمَيْسرِِ وَ يَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلَوةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتهَُون‏ { سوره مائده آیه 91 } : ( شيطان می ‏خواهد به وسيله شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند ، و شما را از ياد خدا و از نماز بازدارد ، آيا (با اين همه زيان و فساد، و با اين نهى اكيد،) خود دارى خواهيد كرد؟! )

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:37 ] [ امير شرافتي ] [ ]

مسمومیت از شراب نه تنها به خورنده آن می رسد بلکه کودکان هم تا چند نسل بعد سهمی بزرگ از این مسمومیت ها می برند ,  شراب اثر بدی در روی نطفه انعقاد یافته و آلت تناسلی مرد و زن می نماید , این موضوع را با توسط کالبد شکافی دانشمندان به اثبات رسانده اند و آثار تخریب آنرا در آلت بیش از سایر اعضاء دیده اند , از روی همین لحاظ شرع مقدس اسلام ازدواج با معتادین به شراب و امثال آنها را نهی شدید فرموده و علت آنرا نیز بیان نموده اند , وجود مبارک امام صادق (ع) میفرمایند : هرکس دختر خود را به شراب خوار تزویج کند ( به ازدواج در آورد ) قطع رحم نموده ( باب 29 وسائل جلد سوم ) و آثار شوم شراب و الکل های دیگر از راه ناف به طفل سرایت نموده و حتی اطفال شیر خوار را از راه شیر مادر صدمه فراوان می زند و عوارضات گوناگونی را از قبیل اختلالات هضمی و عصبی و تشنجات مختلفه را باعث می گردد و به همین دلیل علم پزشکی نوشیدن شراب و امثاله را برای مادران شیرده ممنوع کرده و طبق آخرین اطلاعات پزشکی ثابت شده که فرزندان شرابخواران و الکلیها کم حافظه , خرفت , ابله و گاهی به تمام معنی مجنون ( دیوانه ) به دنیا می آیند.   ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 227

امام صادق (ع) : مردی از امام (ع) سوال نمود چرا خداوند گوشت خوک و شراب را حرام نموده است ؟ امام (ع) در پاسخ فرمودند : خداوند تبارک و تعالی چیزی را حلال ننموده و چیزی را حرام نکرده مگر برای حفظ مصالح خود مردم. نه آنکه بنا بر میل خود نسبت به چیزی آن را حلال نموده و به خاطر بی میلی خود نسبت به امری آنرا حرام کند. زیرا خداوند که خالق بندگانش میباشد ، می داند چه چیزهائی سبب قوام جسم و روح ایشان میشود. پس آنها را حلال نموده و میداند چه چیزهائی برای روح و جسم انسان ضرر دارد ، آنها را حرام فرموده. برای مثال گوشت خوک را حرام نموده ، زیرا سبب بی غیرتی و بی تعصبی و فساد اخلاق میشود. و شراب را حرام نمود ، زیرا شرابخواری موجب ارتعاش و لرزش بدن است و مروت و جوانمردی را از شخص زائل می کند و شخص مشروبخوار را به تمام امور زشت و قبیح از قبیل زنا با محارم و آدم کشی و هر فتنه ای می کشاند.   تفسیر جامع جلد 2 صفحه 156

حضرت محمد (ص) : سوید بن طارق از پیامبر (ص) درباره شراب سوال کرد ؟ پیامبر او را از آن نهی کرد , او گفت : آن را برای دواء میسازم , پیامبر (ص) فرمود : شراب درد است نه دواء.  کنزالعمال جلد 5 حدیث 13756

مفضل می گوید : به امام صادق (ع) گفتم : چرا شراب حرام شده است ؟ امام صادق (ع) فرمود : خداوند شراب را بواسطه اثرات و تباهی آن حرام کرده است (  از نظر دین کسی که شراب خورده از خدا دور میشود و در گناه کردن بی باک میشود و از نظر علم پزشکی هم شراب ضررهای بسیاری  برای بدن انسان دارد ) زیرا شراب موجب لغزش میشود و نور انسانیت انسان را میبرد و جوانمردی را در انسان ویران میکند و انسان را به مرتکب شدن گناهان و خونریزی و زنا وادار می کند و هنگامی که انسان مست شد در امان نیست که نا آگاهانه به محارم خود تجاوز کند و جز بدبختی چیزی گیر صاحبش نمی آید.  بحارالانوار جلد 79 صفحه 133

امام رضا (ع) : شراب باعث عوارض قلبی است و در آن ضایعاتی به وجود می آورد شراب دندانها را سیاه و دهان را متعفن می کند و باعث ایجاد بیماری مهلک در بدن میشود.   الحدیث جلد 2 صفحه 161

امام باقر (ع) : کسی که به طور دائم و مداوم شرابخواری میکند مبتلا به رعشه و لرزش دست می شود سجایای اخلاقی و مردانگی اش نابود می گردد و این عمل چنان او را بی باک می سازد که از زنا کردن با محارم خود هم شرم ندارد.    بحارالانوار جلد 14 صفحه 771

حضرت صادق (ع) : شخصی به امام صادق (ع) گفت مبتلا به مرضی هستم که هر وقت شدت می کند قدری شراب می نوشم دردم ساکن می شود؟ پس حضرت فرمودند:این کار را نکن و شراب نیاشام زیرا در حرام خدا شفا نیست پس جز این نیست که این مرض و درد تو القائی از ناحیه شیطان است و می خواهد تو را به حرام بیندازد پس اگر شیطان از شراب خوردنت نا امید شود دردت بر طرف می شود.   وسائل الشیعه جلد 17 صفحه 300

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:36 ] [ امير شرافتي ] [ ]

1.اثر شراب در مغز : الکل ( شراب ) در اثر تاثیر در سلولهای مغز آنرا از کار می اندازد و چه بسا در اثر پاره شدن رگهای نازک خونی و یا لخته شدن خونها در مغز و جلوگیری نمودن از جریان عادی خون ، سکته ( ناقص یا کامل ) ایجاد می گردد و گاهی هم موجب تشنج و صرع و ورم مغز و فشار خون در سر گردیده و تولید فلج در اعضای بدن می نماید.

 

 

2.اثر شراب در اعصاب : الکل ( شراب ) موجب تولید امراض مختلفی از قبیل بیماری رعشه ( لرزش دست و پا ) در دستها و پاها و توانائی نداشتن بر کنترل اعضاء و مور مور شدن بدن و ضعف حواس ظاهره و باطنه و دچار شدن به بیخوابی مفرط و دیدن خوابهای پریشان می گردد.

3.اثر شراب در معده : الکل ( شراب ) مخاط زبان و حس ذائقه را ضایع و بزاق دهان را کم و ترشح آنرا از نظم می اندازد و نیز مخاط معده را تحریک و ترشی آنرا کم می کند و با انعقاد عامل هضم که پیپسین نام دارد چه بسا موجبات استفراغ را که توام با مایعی به نام بلغم که اغلب با لخته های خون همراه است ، فراهم میسازد و امراض مختلف معده و روده و گشادگی زیاده از حد معده ، تورم و خراشیدگی روده ها و التهاب جهاز هاضمه ، اسهال های سخت و یبوست شدید در اثر لطمه دیدن روده بزرگ ، شخص شرابخوار را تهدید می کند.

4.اثر شراب در کبد : الکل ( شراب ) جگر را ناتوان و متورم میسازد و در اثر ضعف و خرابی کبد و صلابت آن با احساس درد و ناراحتی در طرف شکم آغاز میگردد و چه بسا ممکن است مرض مخصوصی به نام زردی در کلیه اعضای شرابخوار ، حتی در چشمش هویدا میشود.

5.اثر شراب در گردش خون : الکل ( شراب ) چون قابل مصرف برای کارگاه تن نیست به محض ورود به معده وارد خون گردیده گلبولهای سفید خون را از بین برده و در اثر فشارهای کم تولید سکته می نماید.

6.اثر شراب در دستگاه تنفسی : از مهمترین عوارض الکل ( شراب ) در دستگاه تنفس بیماری خانمانسوز سل و تنگی نفس است زیرا که الکل همراه خون وارد ریه ها شده ، مخاط ریه را تحریک کرده آنرا متورم میسازد و این تحریک ، کلسیم بدن را از بین برده و عمل ریه را مختل و منجر به مرض سل خواهد گردید.

7.اثر شراب در کلیه ها : طبق آمار موجوده ، صدی نود امراض کلیه در اثر این ماده شوم است زیرا مشروبات الکی در هنگام دفع ، مجاری ادرار را تحریک و تولید عوارض بسیار ناراحت کننده ای از قبیل بیماری سلسلة البول و غیره می نماید.

8.اثر شراب در قلب : الکل ( شراب ) چون در خون اثر می بخشد کم کم آنرا فاسد کرده ، عمل تغذیه اعضاء مختل می گردد و مقدار زیادی پیه و چربی اطراف قلب را گرفته آنرا سنگین می نماید و حجمش را زیاد می گرداند در نتیجه ، حرکات قلب ضعیف میشود و لذا نبض معتادین به شراب غالبا آهسته یا غیر منظم است. 

9.اثر شراب در قوه عاقله ( فکر و تفکر ) : مشروبات الکلی اولین عامل جنون است ، آمار دقیق تیمارستانها نشان می دهد که اغلب دیوانگان کسانی هستند که سالهای دراز عمر خود را با میخواری به سر برده اند. در کتاب بلاهای اجتماعی نقل از مجله تندرست می نویسد : در فرانسه به موجب تحقیقات اطباء دویست هزار نفر دیوانه مشروبات الکلی وجود دارد و نیز می نویسد هشتاد درصد دیوانگان و چهل درصد از بیماران آمیزشی در نتیجه استعمال شراب بوده است . و در انگلستان در اثر تحقیقات دانشمندان به ثبت رسیده که تقریبا نود درصد دیوانگان ، دیوانه مشروبات الکلی می باشند.

10.اثر شراب در نسل : در کتاب مزبور می نویسد : الکل در سلولهای نطفه اثر نامطلوبی نیز می گذارد چنانچه یکی از اطباء آلمان ثابت نموده که تاثیر سوء الکل ( شراب ) تا سه نسل به طور حتم باقی است به شرطی که این سه نسل الکلی نباشند.

نسل الکلی ( شرابخوار ) همواره رو به نقص بوده و بالاخره به کلی منقطع می گردد دکتر نالین آمریکائی می گوید از یک مرد سالم ممکن است یازده طفل به وجود بیاید در حالی که از مرد معتاد به شراب از یک تا سه طفل ( سالم ) به وجود نمی آید تازه این فرزندان هم در معرض بیماریهای مختلفی از قبیل سکته ، صرع ، عصبانیت ، جنون ، عدم رشد قوای عاقله و کم خونی و غیره بوده دائما دچار تشنجات سایر امراض روحی و ناراحت کننده می شوند.

برای اطلاع بیشتر از زیانهای جسمی و روحی و اخلاقی و اجتماعی شراب به مجموعه انتشارات انجمن تبلیغات اسلامی ، شیطان بطری ، مراجعه شود.

گناهان کبیره جلد 1 صفحه 225 الی 227

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:35 ] [ امير شرافتي ] [ ]

می گویند نوشابه های الکلی خوشی و سرور می آورد و درد و کسالت را برطرف میکند ! راست است ولی علتش این است که عقل و احساس را ضعیف میکند و در حقیقت نمی گذارد بیمار متوجه کسالت خود بشود.اگرچه همیشه این طور نیست ، بلکه گاهی به عکس درد و بلا را ظاهر میکند .

در واقع مست و مخمور مانند دیوانه ای است که خوب و بد را تشخیص نمی دهد یا مانند آدم بیهوشی است که زیر دست جراح پاره پاره میشود و احساس درد نمی کند.

کاش این خوشی مدتی ادامه میداشت . اما طولی نمی کشد که نسوج و سلولهای بدن شروع به سوختن میکند ، خوشی و سرور تمام میشود ، سستی و کسالت و خواب مسلط شده ، غصه و بیماری و درد برمیگردد.

بیچاره برای کسب نشاط موقت زهر خطرناکی را با یک تغییر نام ( نوشابه ! ) به کمال رغبت سر می کشد ، غافل از آنکه این نشاط موقت جز نوعی جنون ، که بر اثر مسمومیت خون پیدا میشود ، چیزی بیش نیست.

الکل به تدریج وارد خون شده در مغز تاثیر میکند ، عمل دماغ را فلج و انسان را بی اراده و شعور را مختل می نماید . یعنی انسانی را از مقام خود به حیوانیت تنزل میدهد ، این همان نشاط موقت است . این همان نتیجه ای است که شارب الخمر برای رسیدن به آن میگوید : (( دلا دیوانه شو ، دیوانگی هم عالمی دارد )) !!!

قضایا بر خلاف واقع در نظرش جلوه میکند ، بیگانه را نزدیک می بیند چنانکه همه اسرارش را برای او شرح می دهد ، نزدیک را بیگانه می یابد چنانکه در حالت بی اختیاری و مستی ، پسر به دست پدر مست ، به قتل میرسد.

می گویند شراب اشتها را زیاد میکند . بلی اما اشتهای کاذب را !!!!

می گویند شراب رنگ صورت را گلگون میکند.آری ولی مانند سرخی از شرم و خجالت که این هر دو نشانه آلودگی و طغیان خون است.

یرقان ، ضعف ریه ، اتساع قلب ، سرگیجه ، تصلب شرایین،تنگی نفس ، و فشار خون ، تشمع کبد ، و هزاران بیماری دیگر از تبعات محسوب شرابخواری است.

بیشتر شرابخواران به علت ورم حاد ریه یا خونریزی بینی و پدیده های آن تلف میشوند.

ارتعاش ( لرزش) ، خصوصا در انگشتها و زیادی حساسیت پوست از عوارض شراب است و بر اثر حرارت فوق العاده کبد و معده زمینه برای انواع بیماریها ، مساعد میگردد.

ولی همانطور که گفته شد عوارض روحی آن خیلی بیشتر از بدنی است.وسوسه ، اشتباه در حس ، خبط در قضاوت و ضعف نیروی عقلانی و کم شدن حافظه و هذیان گویی ، بی خوابی و خواب های وحشتناک از جمله عوارض روحی است که بر اثر نوشابه های الکلی پدید می آید.

تاثیر الکل بر نسل و اولاد

کاش مضرات نوشابه های الکلی ( یا این سهم مهلک ) فقط گریبان شرابخوار را میگرفت و با اعقاب و فرزندان او کاری نداشت ، ولی بزودی دست بردار نیست تا تبعات خطرناک خود را در نسل او سرایت دهد.

کودکی که از پدر و مادر شرابخوار به دنیا می آید رنجور است و کبدش متورم ، کلیه اش کوچک ، کمخونی در او مشهود و تعادل سلسله اعصابش محفوظ نیست و به طور کلی کودکی است معیوب ، همچنان که استعداد خاصی برای ابتلا به سل دارد ، مستعد بیماری سرطان نیز است.

به گفته یکی از دانشمندان (( اختلالات عصبی که مشخصه الکلی مزمن است ، نسلهای بعد از شخص الکلی را هم گرفتار میسازد ))

الکل روی غدد تناسلی تاثیر میکند و در نتیجه نواقصی در آنها به ظهور میرساند.بیضه و پروستات معتادان به الکل از تمام بافتهای دیگر بیشتر الکل به خود جذب میکند.

دانشمندان این مسئله را حتی در حیوانات تجربه کرده اند و در یک سلسه آزمایش های دقیق دیده اند که بچه سگ های دچار الکل خیلی زودتر می میرند. استخوان های سرشان ضخیم تر و به مغز چسبندگی دارد ، درز این استخوانها زود به هم می پیوندند و کبدشان معیوب است. با تکرار این آزمایش روی میمون و گربه نیز به همان نتیجه رسیده اند.

طب الصادق صفحه 21 الی 24

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:34 ] [ امير شرافتي ] [ ]

دهم از گناهان کبیره ای که بر آن وعده عذاب داده شده استمناء است و آن بیرون کردن منی خود است از راه غیر طبیعی مانند مالیدن به دست یا سایر اعضاء خود یا به اعضاء دیگری غیر از همسر.

دهم از گناهان کبیره ای که بر آن وعده عذاب داده شده استمناء است و آن بیرون کردن منی خود است از راه غیر طبیعی مانند مالیدن به دست یا سایر اعضاء خود یا به اعضاء دیگری غیر از همسر.



ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:33 ] [ امير شرافتي ] [ ]

راه ها و دستورهاى پيشگيرى و درمان عمل شنیع استمناء

گام نخست



ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:31 ] [ امير شرافتي ] [ ]

مولا علی (ع)  فرموده اند  : چه بسا لذت کوتاه و شهوت زود گذری که غصه های درازی به دنبال می آورد و اندوه فراوانی در بر دارد. الحدیث جلد1 صفحه 253

مولا علی (ع) فرموده اند : چقدر فاصله بين دو عمل زیاد است : عملى که لذّتش می ‏رود و کيفر { و رنج } آن باقی می ‏ماند ، و عملى که رنج آن می ‏گذرد و پاداش آن ماندگار است. نهج البلاغه حکمت 121

 امیرمومنان حضرت علی (ع) میفرمایند : خیر و خوبی یافت نمی شود در لذتی که پشیمانی به بار می آورد و شهوتی که درد و ناراحتی از پی دارد. الحدیث جلد 3 صفحه 132

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:29 ] [ امير شرافتي ] [ ]

سوره نساء آیه 59 : ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا را و اطاعت کنید اولاالامر صاحبان ولایت را که دوازده امام معصومند.



ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:28 ] [ امير شرافتي ] [ ]

َ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ ( به درستی که نماز از هر کار قبیح و نابایستی باز میدارد. سوره عنکبوت آیه 45 ) یعنی حقیقت نماز ، شخص نمازگزار را اصلاح میکند و از آلوده شدن به فحشاء و مُنکَر باز میدارد.

امام باقر (ع) فرمودند : اسلام بر پنج پایه بنا شده است : نماز ، زکات ، حج ، روزه و ولایت اهل بیت (ع).  بحارالانوار جلد 82 صفحه 234




ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:26 ] [ امير شرافتي ] [ ]

{ مَّا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ } سوره ق آیه 18

هيچ سخنى بر زبان نمی ‏آورد مگر آنكه نزد او فرشته مراقبى حاضر است (تا آن سخن را بنويسد)

 

 

سوره حجرات آیه 12 (( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِيمٌ ))

ای کسانی که ایمان آورده اید دوری کنید بسیاری از گمانها را در حق یکدیگر البته که بعضی از گمانها گناه است ( و نسبت به یکدیگر بد بین مباشید که کسی که دارای سوء ظن است به مردم ، در زندگی خود راحت نیست بعلاوه به هر سوء ظن و بدگمانیکه در حق کسی کرده گناهی برایش مینویسند ) و جستجو نکنید امور نهانی ( پوشیده ) اشخاص را که بر اسرارشان راه یابید و باید که غیبت نکند بعضی از شما بعضی دیگر را ، آیا دوست دارد یکی از شما که بخورد گوشت بدن برادر مرده خود را کراهت خواهید داشت ، از این خوراک ، بدانید که غیبت چنین است ، پس بترسید از خدا البته خدا توبه پذیر و مهربانست.

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:23 ] [ امير شرافتي ] [ ]

امام رضا (ع) : خدای متعال به یک پیغمبری از پیغمبرانش وحی کرد : 


ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:21 ] [ امير شرافتي ] [ ]

إِنَّ هَاذَا الْقُرْءَانَ يهَْدِى لِلَّتىِ هِىَ أَقْوَمُ وَ يُبَشرُِّ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لهَُمْ أَجْرًا كَبِيرًا

سوره اسراء آیه : اين قرآن ، به راهى كه استوارترين راه‏هاست، هدايت می ‏كند و به مؤمنانى كه اعمال صالح انجام می ‏دهند، بشارت می ‏دهد كه براى آنها پاداش بزرگى است‏.

پیامبر اکرم (ص) فرمود : من دو چیز را در میان شما باقی گذاشتم ، تا وقتی که به آن دو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد : یکی قرآن ، دیگری خاندانم . جامع الاخبار و الآثار کتب القرآن جلد 1  صفحه 94


ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:20 ] [ امير شرافتي ] [ ]
امام علی (ع) : قرآن نورى است كه خاموشى ندارد ، چراغى است كه درخشندگى آن زوال نپذيرد ، دريايى است كه ژرفاى آن درك نشود ، راهى است كه رونده آن گمراه نگردد، شعله ‏اى است كه نور آن تاريك نشود، جدا كننده حق و باطلى است كه درخشش برهانش خاموش نگردد، بنايى است كه ستون‏هاى آن خراب نشود ، شفا دهنده ‏اى است كه بيماری ‏هاى وحشت انگيز را بِزُدايد، قدرتى است كه ياورانش شكست ندارند، و حقّى است كه يارى كنندگانش مغلوب نشوند. قرآن، معدن ايمان و اصل آن است، چشمه ‏هاى دانش و درياهاى علوم است، سرچشمه عدالت، و نهر جارى عدل است، پايه‏ هاى اسلام و ستون‏ هاى محكم آن است، نهرهاى جارى زلال حقيقت، و سرزمين ‏هاى آن است. دريايى است كه تشنگان آن، آبش را تمام نتوانند كشيد ، و چشمه ‏اى است كه آبش كمى ندارد، محل برداشت آبى است كه هرچه از آن برگيرند كاهش نمی ‏يابد، منزلى است كه مسافران راه آن را فراموش نخواهند كرد، و نشانه‏ هايى است كه روندگان از آن غفلت نمی ‏كنند ، كوهسار زيبايى است كه از آن نمی ‏گذرند. خدا قرآن را فرو نشاننده عطش علمى دانشمندان، و باران بهارى براى قلب فقيهان، و راه گسترده و وسيع براى صالحان قرار داده است. قرآن دارويى است كه با آن بيمارى وجود ندارد ، نورى است كه با آن تاريكى يافت نمی ‏شود، ريسمانى است كه رشته ‏هاى آن محكم، پناهگاهى است كه قلّه آن بلند، و توان و قدرتى است براى آن كه قرآن را برگزيند، محل امنى است براى هر كس كه وارد آن شود، راهنمايى است تا از او پيروى كند ، وسيله انجام وظيفه است براى آن كه قرآن را راه و رسم خود قرار دهد، برهانى است بر آن كس كه با آن سخن بگويد، عامل پيروزى است براى آن كس كه با آن استدلال كند، نجات دهنده است براى آن كس كه حافظ آن باشد و به آن عمل كند، و راهبر آن كه آن را به كار گيرد، و نشانه هدايت است براى آن كس كه در او بنگرد، سپر نگهدارنده است براى آن كس كه با آن خود را بپوشاند، و دانش كسى است كه آن را به خاطر بسپارد، و حديث كسى است كه از آن روايت كند، و فرمان كسى است كه با آن قضاوت كند.  نهج البلاغه-ترجمه دشتى، صفحه 297

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:18 ] [ امير شرافتي ] [ ]

سوره احزاب آیه 59 : بگو ای پیغمبر زنان و دختران خود را و زنان و دختران مومنین را که نزدیک خود کنند و فرا گیرند روپوش و چادر خود را که این چادر سر کردن زن و روسری پوشیدن او نزدیکتر است به اینکه شناخته شوند به صلاح و عفت پس به رنج نیفتند از آزار جسوران و خدا آمرزنده مهربانست.

سوره احزاب آیه 55 : نیست گناهی بر زنان که بی پوشش باشند نزد پدرانشان و پسرانشان و برادران و پسران برادران و پسران خواهرشان و در نزد زنان مومنه و بندگانشان از غلام و کنیزی که این زنان مالک آنها هستند و بترسید از خدا البته خدا بر هر چیز گواهست ( همه چیز را میداند )

سوره احزاب آیه 32 : ای زنهای پیغمبر چون شما شرافت یافتید به اینکه زن پیغمبر شدید مثل یکی از سایر زنان نیستید پس اگر پرهیزکار و ترسناک از معصیت خدا و فرمانبر دار خدا و رسول او هستید نرمی و نازکی مکنید در گفتار خود با مردان اجنبی که طمع کند در شما آنکه در دلش مرضی از امراض شهوت انگیز و بگوئید گفتاری که پسندیده خدا و رسول است.

سوره احزاب آیه 33 : و قرار گیرید در خانه های خود و اظهار نکنید زینت و پیرایه های خود را مانند اظهار و خودنمائی زنان در زمان جاهلیت.

سوره نور آیه 30 : بگو ای پیغمبر برای مومنین که بپوشند چشمهای خود را از آنچه نظر بر آنها روا نباشد و محافظت کنند عورتهای خود را از حرام ، این چشم پوشیدن و حفظ عورت کردن پاکیزه تر است برای ایشان از بی باکی البته خدا آگاه است به آنچه میکنند.

سوره نور آیه 31 : و بگو برای زنهای مومنه که آنها هم بپوشند چشمهای خود را از آنچه نظر بر آن روا نباشد و محافظت کنند عورتهای خود را از حرام و ظاهر نکنند زینتهای خود را مگر آنچه هویدا و ظاهر است از زینت چون لباس ، و باید بیندازد مقنعه های خود را بر گریبانهای خود که گردنشان پوشیده شود و ظاهر نکنند زینتهای دیگر خود را مگر از برای شوهران خود یا پدرها یا پدرشوهرها یا پسران یا پسرشوهران یا برادران یا پسر برادران یا پسر خواهران یا زنان اهل دین خود ، یا کنیزان خود اگرچه هم دین ایشان نباشند یا کسانیکه بی حاجتند به زنان ( چون ابلهان که برای طعمه در پی انسان آیند یا کودکانی ) که ( از امور جنسی ) اطلاع ندارند  و باید نزنند زنان پاهای خود را بر زمین تا اینکه دانسته شود آنچه پنهان میدارند از زینت خود ( مثل خلخال و غیره که چون دستبند در پا میکردند ) و توبه کنید بسوی خدا همه شما ای گروه گروندگان شاید شما رستگار شوید.

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:16 ] [ امير شرافتي ] [ ]

مولا علی (ع) : اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد ، و دلها را منحرف میسازد.   بحارالانوار جلد 74 صفحه 291



ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:16 ] [ امير شرافتي ] [ ]

وَ وَصَّيْنَا الْانسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْنًا

{ سوره عنکبوت آیه 8 } (  و ما به انسان، توصيه نموديم كه به والدينش نيكى نمايد )

اميرالمومنين علي (ع) فرمود : بزرگترين و مهمترين تكليف الهي نيكي به پدر و مادر است.  ميزان الحكمة  جلد 10 صفحه 709

امام صادق (ع) فرمود : برترين كارها عبارت است از: 1- نماز در وقت 2- نيكي به پدر و مادر 3- جهاد در راه خدا.  بحارالانوار جلد 74  صفحه 85

 مردي خدمت پيامبر اكرم (ص) آمد و گفت : پدر و مادر پيري دارم كه به خاطر انس با من مايل نيستند به جهاد بروم ، رسول خدا (ص) فرمود : پيش پدر و مادرت بمان، قسم به آنكه جانم در دست اوست انس يكروز آنان با تو از جهاد يكسال بهتر است. ( البته در صورتي كه جهاد واجب عيني نباشد ).بحارالانوار جلد 74  صفحه 52

 ابن‌مسعود مي‌گويد: از پيامبر گرامي(ص) سؤال كردم، محبوبترين كار پيش خدا كدام است؟ فرمود: نماز در وقت، گفتم: بعد از آن چه چيز؟ فرمود: نيكي به پدر و مادر، گفتم: بعد از آن چه چيز، فرمود: جهاد در راه خدا. ( بالاترین جهاد یعنی جهاد اکبر ، مخالفت با هواهای نفسانی )    بحارالانوار جلد 74  صفحه 70

 پيامبر خدا (ص) فرمود: هر فرزند نيكوكاري كه با مهرباني به پدر و مادرش نگاه كند در مقابل هر نگاه، ثواب يك حج كامل مقبول به او داده مي‌شود، سؤال كردند، حتي اگر روزي صدمرتبه به آنها نگاه كند؟ فرمود: آري خداوند بزرگتر و پاكتر است. بحارالانوار جلد 74  صفحه 73

 امام رضا (ع) فرمود : خداوند متعال فرمان داده سه چيز همراه سه چيز ديگر انجام گيرد : 1- به نماز همراه زكات فرمان داده است، پس كسي كه نماز بخواند و زكات نپردازد نمازش نيز پذيرفته نمي‌شود. 2-به سپاسگذاري از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس كسي كه از پدر و مادرش سپاسگذاري نكند، خدا را شكر نكرده است. 3- به تقواي الهي فرمان داده و به صله‌ي رحم، پس كسي كه صله‌ي رحم انجام ندهد تقواي الهي را هم بجا نياورده است.     بحارالانوار جلد 74  صفحه 77

 امام صادق(ع) فرمود: نيكي به پدر و مادر نشانه‌ي شناخت شايسته‌ي بنده خداست. زيرا هيچ عبادتي زودتر از رعايت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضايت خدا نمي‌رساند.بحارالانوار جلد 74  صفحه 77

 پيامبر اكرم (ص) فرمود : بنده‌اي كه مطيع پدر و مادر ( البته مطیع بودن در برابر پدر و مادر در راه دین و گرنه اگر پدر و مادر معصیت از ما خواستند نباید انجام دهیم ) و پروردگارش باشد ، روز قيامت در بالاترين جايگاه است.كنزالاعمال جلد 16  صفحه 467

 رسول خدا (ص) فرمود : كسي كه به نيت پدر و مادرش حج انجام دهد يا بدهكاري آنها را بپردازد خداوند او را در روز قيامت با نيكان برمي‌‌انگيزد. كنزالاعمال جلد 16  صفحه 468

 پيامبر اكرم(ص) فرمود: آنكه پدر و مادرش را خشنود كند، خدا را خشنود كرده و كسي كه پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است. كنزالاعمال جلد 16  صفحه 470

 امام صادق (ع) فرمود : هنگامي كه حضرت موسي(ع) مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردي را ديد كه در زير سايه‌ي عرش الهي در ناز و نعمت است، عرض كرد: خدايا اين كيست كه عرش تو بر او سايه افكنده است؟ خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نيكوكار بود و هرگز سخن‌چيني نمي‌كرد. بحارالانوار جلد 74  صفحه 65

 پيامبرخدا(ص) فرمود: دو سال را برو به پدر و مادرت نيكي كن، يكسال راه برو و صله‌ي رحم انجام بده، (يعني اگر پدر و مادرت در فاصله‌ي دوري هستند كه دو سال بايد راه بروي تا به آنها برسي و نيكي كني ارزش دارد). بحارالانوار جلد 74  صفحه 83

 پيامبر خدا(ص) : فرمود : كسي كه دوست دارد عمرش طولاني و روزيش زياد شود، نسبت به پدر و مادرش نيكي كند و صله‌ي رحم بجاي آورد.كنزالاعمال جلد 16  صفحه 475

 حنان ‌ابن سُدير مي‌گويد : در حضور امام صادق(ع) بوديم كه مُيّسِر هم در ميان ما بود، از رابطه خويشاوندي سخن به ميان آمد، امام صادق(ع) فرمود: اي مُيّسِر چند بار اجل و مرگ تو فرا رسيده و هر بار خداوند آنرا بخاطر صله رحم با خويشاوندانت تأخير انداخته است، اگر مي‌خواهي خداوند عمر تو را زياد كند به پدر و مادرت نيكي كن. بحارالانوار جلد 74  صفحه 84

 امام صادق(ع) فرمود: مردي خدمت پيامبر(ص) آمد و گفت: اي رسول خدا به چه كسي نيكي كنم؟ فرمود: به مادرت، عرض كرد: بعد از او به چه كسي؟ فرمود: به مادرت، گفت: سپس به چه كسي؟ فرمود: به مادرت، سؤال كرد: سپس به چه كسي؟ فرمود: به پدرت.بحارالانوارجلد 74 صفحه 49

 رسول خدا(ص) فرمود: به پدرانتان نيكي كنيد تا فرزندانتان به شما نيكي كنند، از زنان مردم چشم‌پوشي كنيد تا ديگران نسبت به زنهاي شما چشم‌پوشي كنند.كنزالاعمال جلد 16  صفحه 466

 از امام كاظم(ع) نقل شده كه فرمود: مردي از پيامبر خدا(ص) سؤال كرد: حق پدر بر فرزند چيست؟ حضرت فرمود: 1- او را با نام صدا نكند. 2- در راه‌رفتن از او جلو نيفتد. 3- قبل از او ننشيند. 4- كاري انجام ندهد كه مردم پدرش را فحش دهند.بحارالانوار  جلد 74  صفحه 45

 رسول خدا(ص) فرمود: نگاه محبت‌آميز فرزند به پدر و مادرش عبادت است.بحارالانوارجلد 74  صفحه 80

 اَبي ولّاد مي‌گويد: معناي آية «وَبِالوَالِدَينِ اِحسَاناً» را از امام صادق(ع) پرسيدم، فرمود: احسان به پدر و مادر اينست كه رفتارت را با آنها نيكو كني و مجبورشان نكني تا چيزي كه نياز دارند از تو بخواهند. «يعني قبل از درخواست آنان نيازشان را برطرف كني».بحارالانوار، جلد 74  صفحه 79

 امام صادق(ع) فرمود: چشمهايت را جز از روي دلسوزي و مهرباني با پدر و مادر خيره مكن و صدايت را بلندتر از صداي آنها نكن، دستهايت را بالاي دستهاي آنها مبر، و جلوتر از آنان راه مرو.بحارالانوار، جلد 74  صفحه 79

امام صادق(ع) فرمود: چه چيز مانع شخص مي‌شود وقتي كه پدر و مادرش زنده يا مرده‌اند به آنها نيكي كند، به اين صورت كه به نيت آنها نماز بخواند، صدقه بدهد، حج بجا بياورد و روزه بگيرد، زيرا اگر چنين كند ثواب آنها به پدر و مادر مي‌رسد و به خود شخص هم همانقدر ثواب داده مي‌شود، به علاوه خداوند متعال به واسطة كارهاي نيك و نماز او خير زيادي به او عطا مي‌كند.بحارالانوار جلد 74  صفحه 46

 امام باقر(ع) فرمود: در سه چيز خداوند متعال اجازه ترك آنها را نداده است. 1- اداي امانت به مرد نيكوكار و فاسق. 2- وفاي به عهد و پيمان نسبت به نيكوكار و فاسق. 3- نيكي به پدر و مادر، نيكوكار باشند يا فاسق و لاابالي.بحارالانوار جلد 74  صفحه 56

 در نوشته امام رضا(ع) به مأمون آمده كه: نيكي به پدر و مادر واجب و لازم است اگر چه مشرك و كافر باشند، ولي در معصيت خدا نبايد اطاعتشان كرد.بحارالانوار جلد 74  صفحه 72

 از امام رضا(ع) نقل شده كه فرمود: رسول خدا(ص) فرمود: نسبت به پدر و مادر نيكوكار باش تا پاداش تو بهشت باشد ولي اگر عاقّ آنها شوي جهنمي خواهي بود.اصول كافي جلد 2  صفحه 348

 امام صادق(ع) فرمود: اگر خداوند چيزي كمتر از اُف (اوه) گفتن سراغ داشت از آن  نهي مي‌كرد: و اُف‌گفتن از كمترين مراتب عاق‌شدن است. نوعي از عاق‌شدن اين است كه انسان به پدر و مادرش تيز نگاه كند. (خيره شود).اصول كافي جلد 2  صفحه 348

 امام صادق(ع) فرمود: كسي كه از روي نفرت به پدر و مادرش كه به او ستم كرده‌اند نگاه كند، نمازش در درگاه الهي پذيرفته نمي‌شود.اصول كافي جلد 4  صفحه 50

 اميرالمؤمنين علي(ع) فرمود: كسي كه پدر و مادر خويش را غمگين سازد عاق والدين شده است. (حق آنها را رعايت نكرده است).بحارالانوار جلد 74  صفحه 64

 امام صادق (ع) فرمود: پدرم مردي را ديد كه پسرش همراهش راه مي‌رفت و به بازوي پدر تكيه كرده بود، (وقتي اين جريان را ديد) تا زنده بود از روي ناراحتي و خشم با او صحبت نكرد.بحارالانوار جلد 74  صفحه 64

امام صادق(ع) فرمود: هر كس با اين سه نفر كشمكش كند خوار مي‌گردد: پدر، سلطان حق و شخص بدهكار.بحارالانوار جلد 74  صفحه 71

 پيامبر خدا(ص) فرمود: از عاق والدين‌شدن بپرهيزيد، زيرا با اينكه بوي بهشت از مسافت هزارسال به مشام مي‌رسد، عاق والدين و كسي كه قطع رحم كند آن بو را احساس نخواهد كرد. (يعني بيش از هزار سال از بهشت فاصله دارد.)بحارالانوار جلد 74 صفحه 62

 امام صادق(ع) فرمود: عاق والدين و شرابخوار و انسان خير منت‌گذار وارد بهشت نمي‌شود.بحارالانوار جلد 74  صفحه 74

 رسول خدا(ص) فرمود: در قيامت خدا به چهار گروه نظر رحمت نخواهد كرد: 1- عاق والدين 2- منت‌گذار 3- منكر قضا و قدر 4- شرابخوار بحارالانوار جلد 74  صفحه 71

رسول اكرم (ص) فرمود: كيفر سه گناه به قيامت نمي‌ماند (يعني در همين دنيا مجازات مي‌شود). 1- عاق پدر و مادر 2- ظلم و تجاوز به مردم 3- ناسپاسي در مقابل احسان و نيكي.بحارالانوار جلد 74  صفحه 74

 امام صادق (ع) فرمود: از گناهاني كه هوا را تيره و تار مي‌كند عاق والدين‌ ‌شدن است.بحارالانوار جلد 74  صفحه 74

 امام صادق (ع) فرمود: عاق پدر و مادر شدن از گناهان كبيره است، زيرا خداوند متعال عاق والدين را گناهكار شقي شمرده است.بحارالانوار جلد 74  صفحه 74

 امام صادق (ع) فرمود: هنگام مرگ جواني، پيامبر خدا (ص) كنار بستر او حضور يافتند و به جوان فرمودند: بگو لااله‌الا‌الله، زبانش بند آمد، چند بار تكرار فرمودند، ولي زبان او بند شد، پيامبر (ص) به زني كه كنار جوان بود فرمود: آيا اين جوان مادر دارد؟ زن گفت: بله، من مادر او هستم، فرمود: آيا از او ناراضي هستي؟ زن گفت: بله شش سال است با او صحبت نكرده‌ام، فرمود: از او راضي شو، زن گفت: يارسول‌الله بخاطر رضايت تو خدا از او راضي شود. (من از او راضي هستم) سپس پيامبر(ص) به جوان گفت: بگو لااله‌الا‌الله، جوان در اين هنگام گفت: لااله‌الا‌الله و پس از لحظاتي مُرد.بحارالانوار جلد 74  صفحه 75

 امام سجاد(ع) فرمود: مردي خدمت رسول خدا (ص) رسيد و گفت: اي رسول خدا، من هيچ كار زشتي نمانده كه انجام نداده باشم، آيا مي‌توانم توبه كنم؟ رسول خدا (ص) فرمود: آيا هيچيك از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نيكي كن (تا آمرزيده شوي). وقتي او راه افتاد پيامبر(ص) فرمود: كاش مادرش زنده بود. (يعني اگر او زنده بود و به او نيكي مي‌كرد، زودتر آمرزيده مي‌شد).بحارالانوار جلد 74 صفحه 82

حضرت محمد (ص) : همچنانکه فرزند در صورت عدم ادای حقوق پدر و مادر عاق آنها میشود پدر و مادر نیز چنانچه فرزند صالح باشد و حقش را ادا نکنند عاق فرزند می شوند.  خصال الصدوق باب الاثنین حدیث 67

حضرت محمد (ص) : از جمله حقوق فرزند بر پدرش سه چیز است ، او را نام نیک گذارد و نوشتن آموزد و چون بالغ شود برای او زن بگیرد.  روضة الواعظین صفحه 369

حضرت محمد (ص) : مردی از حضرت رسول (ص) پرسید حق پدر بر فرزندش چیست ؟ فرمود او را به نامش نخواند ، و جلو او راه نرود ، پیش از او ننشیند ، و موجب دشنام او نشود { با مردم طوری رفتار نکند که به پدرش دشنام دهند }.  اصول کافی جلد 3 باب البر بالوالدین حدیث 5 و 9

حضرت محمد (ص) : مردی خدمت نبی اکرم (ص) آمد و عرض کرد ای رسول خدا به چه کسی نیکی کنم ؟ فرمود به مادرت گفت سپس به که ؟ فرمود به مادرت ، گفت سپس به که ؟ فرمود به مادرت ، { برای مرتبه چهارم } عرض کرد سپس به که ؟ فرمود به پدرت.   اصول کافی جلد 3 باب البر بالوالدین حدیث 5 و 9

حضرت محمد (ص) : خشنودی خدا تمامش در خشنودی پدر و مادر و خشم خدا در خشم آندو است.  جامع الاخبار صفحه 98

حضرت محمد (ص) : نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است. تحف العقول مواعظ النبی (ص)

حضرت محمد (ص) : هرکه به والدینش احسان و نیکی کند خداوند عمرش را زیاد گرداند.  روضة الواعظین صفحه 368

حضرت محمد (ص) : خداوند لعنت کند بر والدینی که فرزندشان را بر نافرمانی خودشان وادار کنند.  بحارالانوار جلد 77 صفحه 58

حضرت محمد (ص) : خداوند رحمت کند پدر و مادری را که فرزندشان را بر نیکی کردن به آنها وادار کنند. بحارالانوار جلد 77 صفحه 58

حضرت محمد (ص) : هرکه پدر و مادرش را اندوهگین سازد آنها را نافرمانی کرده است.  بحارالانوار جلد 77 صفحه 58

حضرت محمد (ص) : از نفرین پدر بترسید و دور باشید که بالای ابر ( به آسمان ) بلند شود و خداوند عزوجل ( به فرشتگان ) فرماید : آنرا به سوی من بلند کنید تا برایش استجابت کنم ، و از نفرین مادر بترسید که آن از شمشیر تیزتر است.  مجموعه ورام جلد 1 صفحه 12

حضرت محمد (ص) : به فرزندان خود شنا کردن و تیر اندازی بیاموزید.  طرائف الحکم جلد 2 صفحه 117 نقل از وسائل

حضرت محمد (ص) : بر در بهشت دیدم نوشته شده ؛ تو بر هر بخیل و ریاکار و عاق { والدین } و سخن چین حرام هستی.  جامع الاخبار صفحه 98

حضرت محمد (ص) : مردی خدمت پیغمبر خدا (ص) آمد و عرض کرد یا رسول الله من با شور و نشاط به جهاد تمایل دارم ، نبی اکرم (ص) به او فرمود پس در راه خدا جهاد کن که اگر کشته شوی در نزد خداوند زنده بوده و روزی خواهی خورد و اگر ( در اینراه به اجل طبیعی ) بمیری پاداش تو بر خداوند است و اگر سالم از میدان جنگ برگشتی از گناهانت پاک شوی مانند روز ولادتت ؛ عرض کرد یا رسول الله (ص) من پدر و مادر پیری دارم که گمان میکنند به من اُنس گرفته اند و خروج مرا ( از نزد خود ) خوش ندارند ، رسول خدا (ص) فرمود در این صورت نزد والدینت بمان قسم به آنکه جامن من در دست اوست موآنست آنها یک شبانه روز به تو از جهاد یکسال بهتر است.  اصول کافی جلد 3 باب البر بالوالدین حدیث 10

حضرت محمد (ص) : میان فرزندانتان به عدالت رفتار کنید همچنانکه دوست دارید در احسان و لطف میان شما به عدالت رفتار نمایند.  سفینة البحار جلد 2 صفحه 684

حضرت محمد (ص) : فرزندانتان را با اسامی پیغمبران نام گذارید و بهترین نامها عبدالله و عبدالرحمن است.   سفینة البحار جلد 2 صفحه 684

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:12 ] [ امير شرافتي ] [ ]

حضرت محمد (ص) : حق فرزند بر پدرش سه چیز است : 1- نام نیکو برای او انتخاب شود 2- به او نوشتن بیاموزد 3- هنگامی که بالغ شد او را همسر دهد.  مکارم اخلاق صفحه 220

مردی خدمت رسول خدا (ص) رسید و پرسید ، حق فرزندم بر گردن من چیست ؟ پیامبر اکرم (ص) فرمود : نام نیکو بر او گذاری و ادب بیاموزی و او را در جای خوبی قرار دهی ، ( یعنی نام نیک ، تربیت صحیح و شغل مناسبی برای او انتخاب کنی).  مکارم اخلاق صفحه 220

امام کاظم (ع) : نخستین نیکی مرد به فرزندش ، انتخاب نام نیکو برای اوست ، پس هرکس باید نام زیبا برای فرزندش انتخاب کند.  وسائل الشیعه جلد15 صفحه 122

رسول اکرم (ص) : برادران دینی خود را با بهترین نام آنان صدا بزنید و آنان را با لقبهای ( زشت ) نخوانید.  کنزالعمال ، جلد 16 ، صفحه 421 ، حدیث 45219

پیامبر (ص) فرمودند : فرزندان خود را به نام پیامبران نامگذاری کنید ، و نیکوترین نامها عبدالله و عبدالرحمن است.  مکارم اخلاق صفحه 22

به امام صادق (ع) گفته شد : ما نام شما و نام پدران شما را برای خودمان انتخاب میکنیم ، آیا این کار به حال ما مفید خواهد بود ؟ امام (ع) فرمود : آری به خدا قسم مگر دین جز دوستی و محبت چیز دیگری است ؟ ( یعنی این عمل ، اظهار دوستی و محبت نسبت به اهل بیت (ع) است ).  ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 300

امام حسین (ع) فرمود : اگر صد فرزند برای من متولد شود ، دوست دارم نام هر یک از آنان را جز علی نگذارم.  روضة المتقین ، نشر بنیاد فرهنگ اسلامی ، جلد 8 ، صفحه 625

امام کاظم (ع) فرمود : در خانه ای که نام محمد ، احمد ، علی ، حسن ، حسین ، جعفر ، طالب ، عبدالله و فاطمه از زنان باشد ، فقر و تنگدستی به آن خانه وارد نمیشود.  وسائل الشیعه جلد 15 صفحه 129

امیرمومنان علی (ع) فرمودند : هیچ خاندانی نیست که در میان آنان نام پیامبری باشد جز اینکه خداوند فرشته ای را بر می انگیزد که صبح و شب آنان را بستایند.  ثواب الاعمال و عقاب الاعمال صفحه 301

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : هیج سفره گسترده نشد که کسی به نام احمد یا محمد بر سر آن نشسته باشد مگر اینکه آن منزل در هر روز دو بار مورد تقدیس واقع شود.  وسائل الشیعه جلد 15 صفحه 127

امام رضا (ع) فرمودند : خانه ای که در آن نام محمد باشد ، صبح و شام اهل آن خانه به خیر و نیکی خواهد بود.  وسائل الشیعه جلد 15 صفحه 127

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : اگر برای کسی چهار فرزند متولد شود ، یکی از آنان را به نام من نامگذاری نکند به من جفا کرده است.  وسائل الشیعه جلد 15 صفحه 126

امام باقر (ع) به فرزند خردسالی فرمود : نام تو چیست ؟ او پاسخ داد : محمد.امام سوال کرد : کنیه ات چیست ؟ گفت : علی.امام (ع) فرمود : تو به شدت از شیطان دور شده ای ، زیرا شیطان هنگامی که بشنود کسی صدا میزند ای محمد یا ای علی ! ، آب میشود همانگونه که مس آب میشود.  وسائل الشیعه جلد 15 صفحه126

امام باقر (ع) فرمودند : شیطان هنگامی که نام یکی از دشمنان ما را کسی صدا کند و او بشنود ( از خوشحالی ) به جنب و جوش درمیآید و فخر میفروشد.  وسائل الشیعه جلد 15 صفحه 130

امام باقر (ع) از پدرانش نقل میکند که فرمودند : رسول خدا (ص) نامهای زشت مردان و شهرها را تغییر میداد.  وسائل الشیعه جلد 15 صفحه124

رسول خدا (ص) فرمودند : کسی که شخصی را به غیر نام خودش { با القاب زشت } صدا کند ، فرشتگان ، او را لعنت میکنند.  کنزالعمال جلد 16 صفحه 420 حدیث 45211

در پایان روایات مربوطه به نامگذاری ، تعدادی از نام خوب و دینی برای پسران و دختران را ذکر میکنیم :

نامهای خوب و دینی برای دختران

آسیه ، آمنه ، انسیه ، بتول ، حکیمه ، خدیجه ، راضیه ، رقیه ، رُباب ، ریحانه ، زهرا ، زهره ، زینب ، سُمیه ، سکینه ، صدیقه ، صغری ، طاهره ، طیبه ، فاطمه ، کبری ، مریم ، محدثه ، معصومه ، مرضیه ، ملیحه ، نجمه ، نرجس ، هاجر.

نامهای خوب و دینی برای پسران

احمد ، ابوذر ، ابوالفضل ، اسدالله ، ابوالحسن ، ابوالقاسم ، ایوب ، ابوطالب ، اسحاق ، ابراهیم ، اسماعیل ، باقر ، جعفر ، جواد ، جابر ، حسن ، حسین ، حمزه ، خلیل ، داوود ، ذبیح الله ، رسول ، روح الله ، رحیم ، رحمان ، رضا ، زکریا ، سلیمان ، سلمان ، سجاد ، صادق ، علی ، علیرضا ، علی اکبر ، علی اصغر ، علی اوسط ، عباس ، عیسی ، عبدالرسول ، عقیل ، عمار ، عبدالرضا ، عبدالزهرا ، عبدالله ، عبدالحسین ، عبدالکریم ، عبدالرحیم ، عبدالرحمن ، عبدالعظیم ، عبدالصادق ، غلامحسن ، غلامحسین ، غلامعلی ، قاسم ، قدرت الله ، کمیل ، لقمان ، محمد ، مرتضی ، مصطفی ، مجتبی ، محمود ، موسی ، میثم ، محسن ، مهدی ، مقداد ، مسلم ، محمد امین ، محمد علی ، محمد حسن ، محمد حسین ، محمدرضا ، محمدباقر ، محمدصادق ، محمد کاظم ، محمدتقی ، محمد جعفر ، محمدهاشم ، محمدجواد ، محمدهادی ، محمودرضا ، نقی ، هادی ، هاشم ، یوسف ، یعقوب ، یحیی ، یونس ، یاسین

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 1:10 ] [ امير شرافتي ] [ ]

روزی که علی به کعبه آمد به وجود       مخصوص علی خدا در از کعبه گشود

دربسته بداد خانه ی خود به علی          یعنی که علی است خانه زاد معبود


به جهان زد قدم آن خسرو خوبان امشب               همه عالم چه جنان گشته چراغان امشب

عرش و فرش و قلم از نور علی روشن شد           ماه شد از افق مکه نمایان امشب


امروز گرفت خانه کعبه شرف             از مولد شیر حق شهنشاه نجف

چون ذات محمدی نیامد به وجود         یکتا گوهری چو ذات حیدر ز صدف


توسل به چهارده معصوم (ع)

ای زمهر حیدرم هر لحظه در دل صد صفاست         از پس حیدر حسن ما را امام و رهنما است

همچو کلب افتاده ام بر خاک درگاه حسین             خاک نعلین حسین اندر دو چشمم توتیا است

عابدین تاج سر و باقر دو چشم روشنم                 دین جعفر بر حقست و مذهب موسی رواست

ای موالی وصف سلطان خراسان را شنو                ذره ای از خاک قبرش دردمندان را شفا است

پیشوای مومنان است ای مسلمانان تقی              گر نقی را دوست داری در همه مذهب رواست

عسکری نور دو چشم عالم و آدم بود                    همچو مهدی یک سپهسالار در میدان کجا است

قلعه ی خیبر گرفته آن شهنشاه عرب                   زانکه در بازوی حیدر نامه ای از لافتی است

شاعران از بهر سیم و زر سخن گفته اند               (( احمد جامی )) غلام خاص شاه اولیا است

(( ملا احمد جامی ))


علی است آنکه مصطفی برادرش خطاب کرد         به نفس او ملقبش خدای در کتاب کرد

علی بود دلیل دین که ازهداست و اعلم است      عذاب حق بر آنکسش عداوت و عتاب کرد

یک کریمه بیشتر نداشت خاتم رسل                    نکوترین خلق را برایش انتخاب کرد


در مدرس علم مرشد اصل علی است        اندر همه حالتی به حق وصل علی است

از امر خدا بعد رسول ثقلین                        بر خلق خلیفه ی بلافصل علی است

پیوسته مرا مونس جان یار علی است         دل شیفته ولدی اولاد علی است 

هرکس به زبان خویش وردی دارد               اوراد ملال روز و شب ناد علی است


ننوشت برای ذکر روز و شب من          جز ذکر علی معلم مکتب من

گر غیر علی کسی بود مطلب من        ای وای من و کیش من و مذهب من

(( ملک سعید خلخالی ))


گشتیم به جان بنده ی مولای علی       هستیم همیشه شاد با یاد علی

چون سر ولایت از علی ظاهر شد          کردیم همیشه ورود خود ناد علی

(( همایون شاه ))


در مذهب ما کلام حق ناد علی است     طاعت که قبول حق بود یاد علی است

از جمله ی آفرینش کون و مکان             مقصود خدا علی و اولاد علی است

(( خواجه حافظ شیرازی ))


ایمان به جز حب علی پایه ندارد            احکام به جز دوستیش مایه ندارد

جانا بنشین سایه ی الطاف ولایش       چون شخص علی نور بود  سایه ندارد 

(( پیر دهقان ))


چون نامه جرم ما به هم پیچیدند             بردند به میزان عمل سنجیدند

بیش از همه کس گناه ما بود ولی           ما را به محبت علی بخشیدند


خواند احمد خویشتن را با علی مولای امت         تا بدانی مصطفی جز مرتضی همشان ندارد

راستی بعد از قضایای غدیر از بهر احمد              هرکه نشناسد علی را جانشین ، ایمان ندارد


ایوان نجف عجب صفائی دارد             حیدر بنگر چه بارگاهی دارد


از عین علی ، عیون ما بینا شد          وز لام علی ، لسان ما گویا شد

در پای علی ، نور خدا می بینم          زان نور محمد و علی پیدا شد


عمریست که دمبدم علی می گویم           در حال نشاط و غم علی می گویم

تا حال علی گفته ام انشاءالله                     تا آخر عمر هم علی می گویم


در روز قیامت که خلائق زده صف               دارند همه نامه ی اعمال به کف

هرکس به کسی چشم شفاعت دارد       دست من و دامان تو ای شاه نجف


شایسته تاج ارتضی کیست علی است        زیبنده تخت مصطفی کیست علی است

بر خلق جهان به امر حق بعد نبی                 سالار و امام و مقتدی کیست علی است


بی حب علی بهشت و رضوان مطلب      بی روزه و بی نماز ایمان مطلب

خواهی ز پل صراط آسان گذری               آزار دل هیچ مسلمان مطلب


دارای زمین و آسمان یاور ما است        چشم همه انبیاء به پیغمبر ما است

از گرمی روز حشر ما را غم نیست        تا سایه مرتضی علی بر سر ما است


روزی که هیچ کس نبود دادرس مرا           یا مرتضی علی تو به فریاد ما برس


منبع شعرها : کشکول طبسی جلد 1 صفحه 286 الی 314


توحید که لا اله الا الله است                        اسلام ، محمد رسول الله است

از این دو سخن کسی به جایی نرسد         گر بی خبر از علی ولی الله است

کتاب خاطرات شصت سال خدمت گذاری در آستان اهل بیت علیهم السلام ( شادروان مداح اهل بیت (ع) حاج محمد علامه (ره) )


چون خواست علی به کعبه آید به وجود       از بهر علی ، خدا در از کعبه گشود

در بسته بداد خانه ی خود به علی             یعنی که : علی ست خانه زاد معبود

کتاب خاطرات شصت سال خدمت گذاری در آستان اهل بیت علیهم السلام ( شادروان مداح اهل بیت (ع) حاج محمد علامه (ره) )


نماز بی ولای او عبادتی است بی وضو       به منکر علی بگو نماز خود قضا کند


 

 

میسر نگردد به کس این سعادت          به کعبه ولادت به مسجد شهادت

 

 

 

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 0:34 ] [ امير شرافتي ] [ ]

سوره روم آیه 39 (( وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ رِباً لِيَرْبُوَا في‏ أَمْوالِ النَّاسِ فَلا يَرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ وَ ما آتَيْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُريدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُون‏ )) و آنچه می دهید از ربا تا اینکه بیفزاید در مالهای مردم ، بدانید که زیاد نمیشود آن مال نزد خدا و برکت در آن مال نیابد و آنچه میدهید از زکات که میخواهید ثواب خدا و رضای او را آنگروه زیاد کننده اند مال خود را.

سوره بقره آیه 275 (( الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ )) آن کسانی که در دنیا ربا خورند بر نمی خیزند در آخرت مگر مثل برخاستن آن کسی که مصروع و بی عقل کرده است او را شیطان به تماس گرفتن با او این حالت برای این است که گفتند رباخواران : بیع مثل رباست و هر دو سوداگری و داد و ستد است ! و حال آنکه نیست چنین بلکه خدا بیع را حلال کرده و ربا را حرام نموده پس به هرکه برسد پند پروردگارش و باز ایستد از این کار از برای او خواهد بود آنچه گذشته است از ربا خواری او پیش از نهی از ربا و نازل شدن این آیه و آمدن حکم حرمت آن و کار او با خداست که به رحمت خود گذشته را ببخشد و هرکه تجاوز کند و بعد از شنیدن نهی خدا از ربا باز مرتکب ربا شود پس آنها یاران آتشند که در آن همیشه خواهند بود.

 سوره بقره آیه 276 ((( يَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ )) نقصان پذیرد به امر خدا مالی که در او رباست و زیاد کند مالی را که در او دادن صدقات است و خدا دوست ندارد هر کیفر پیشه گنهکار را.

سوره بقره آیه 278 (( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَذَرُواْ مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ )) ای کسانی ایمان آورده اید بترسید از خدا و بگذرید از آنچه باقی مانده است از طلبتان که بابت ربا است اگر شما مومن هستید.

سوره بقره آیه 279 (( فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ فَأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُوسُ أَمْوَالِكُمْ لاَ تَظْلِمُونَ وَلاَ تُظْلَمُونَ )) پس اگر نمی کنید این کار را و دست از ربا نمی کشید اعلام کنید به جنگ با خدا و رسولخدا و اگر توبه کنید از ربا پس از برای شماست مایه و اصل اموال شما نه سود آن که ربا است ، ظلم نکنید و مظلوم هم نشوید.

سوره آل عمران آیه 130 (( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ الرِّبَا أَضْعَافًا مُّضَاعَفَةً وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ )) ای مومنان ! ربا را چندین و چند برابر ( مگیرید و ) مخورید ، و از خدا بترسید ، تا مگر به رستگاری دست یابید.

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 0:31 ] [ امير شرافتي ] [ ]

رسول اکرم (ص) : کیفر شخص رباخوار هفتاد گونه عذاب میباشد که کمترین آن مانند عذاب شخصی است که با مادر خود در خانه کعبه و مسجد الحرام زنا کرده باشد.   تفسیر جامع جلد 1 صفحه 393

 حضرت رسول فرمود: هر گاه در ميان شما پنج چيز باشد به پنج بلا گرفتار خواهيد شد هر گاه ربا بخوريد زمين نعمتش را از شما دريغ دارد، هر گاه در ميان شما زنا آشكار شد مرگ ناگهانى فراوان شود، زمانى كه زمامداران ستم كنند چهارپايان بميرند زمانى كه مردم بيكديگر ستم كنند دولت آنها بزوال گرايد، وقتى كه سنت واگذارده شود بدعت روى كار آيد.   ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 175

نبى اكرم (ص) فرمود: كه خداوند شما را خليفه‏ ى خود در دنيا قرار داد پس مواظب باشيد كه چگونه عمل ميكنيد زينهار بپرهيزيد از زنا و ربا خوردن.   ارشاد القلوب جلد 1  صفحه 175

امیر المومنین (ع) : هرکس ربا بخورد خداوند پر کند شکم او را از آتش جهنم به قدر آنچه که خورده و اگر به دست بیاورد از مال ربا ثروتی و از آن در راه خدا انفاق کند خداوند قبول نفرماید چیزی از عبادات و اعمال خیری را که میکند و او همیشه در لعنت خدا و فرشتگان میباشد.   تفسیر جامع جلد 1 صفحه 393

امام صادق (ع) : خوردن یک درهم ربا سخت تر و شدیدتر است در نزد خداوند از هفتاد مرتبه زنا کردن با محارم خود.    تفسیر جامع جلد 1 صفحه 393

رسول اکرم (ص) : روزگاری برسد که یکی نماند مگر آنکه ربا خورد و اگر نخورد اثری و غباری از آن به وی برسد.    نهج الفصاحه حدیث 2365

رسول اکرم (ص) : هرکه ربا فراوان خورد سرانجام او به فقر و بی چیزی انجامد.    نهج الفصاحه حدیث 2607

رسول اکرم (ص) : خداوند ربا خوار و ربا ده و نویسنده سند آن و شاهد معامله اش را لعنت نماید.   نهج الفصاحه حدیث2231

زراره گوید به حضرت صادق (ع) عرض کردم اینکه خداوند در قرآن مجید میفرماید : خداوند کم میگرداند و برکت را میبرد از مال ربایی و صدقات را زیاد میکند ، در حالی که کسی را می بینیم که ربا می خورد و مالش هم زیاد میشود ، آن حضرت فرمود : کدام کم شدن و بی برکتی بدتر از این است که یک درهم ربا ، دین خورنده اش را از بین میبرد و اگر هم از گناه خود توبه نماید ، مالش رفته و گدا میشود.  وسائل الشیعه

پیغمبر اکرم (ص) فرمود : کسی که ربا بخورد خداوند شکمش را به مقدار آنچه خورده از آتش پر میکند ، پس اگر از ربا مالی را به دست آورد عملش را نمی پذیرد و همیشه مورد لعن خدا و ملائکه است مادامی که قیراطی از مال ربایی نزدش باشد.  مستدرک الوسائل

حضرت محمد (ص) فرمودند : در شب معراج جماعتی را دیدم که هرگاه یکی از ایشان میخواست برخیزد از بزرگی شکمش نمی توانست.از جبرئیل پرسیدم اینها چه کسانی اند ؟ گفت رباخوارانند که روز قیامت برنمی خیزند مگر مانند جن زده ها ، ناگاه ایشان را بر راه آل فرعون دیدم که بامداد و شامگاه آتش بر ایشان عرضه داشته میشود و می گویند خداوندا چه وقت قیامت برپا میشود ( بدیهی است که مراد از آتش در اینجا عذاب برزخی است ) مستدرک الوسائل کتاب تجارت باب 1 صفحه 478

حضرت محمد (ص) : هرگاه زنا و رباخواری در قریه ای ( شهری یا روستایی ) رواج یابد در هلاکت اهلش اذن داده میشود.  مستدرک الوسائل

حضرت محمد (ص) : هرگاه امت من رباخوار شوند به زلزله و فرورفتن در زمین مبتلا میشوند.  مستدرک الوسائل

حضرت باقر (ع) فرمودند : بدترین کسبها ، معامله ربایی است.  وسائل الشیعه

رسول خدا (ص) در ضمن وصیتی به علی بن ابیطالب (ع) فرمود : یا علی ربا هفتاد جزء است ، آسانترین جزء اش مانند آن است که کسی با مادر خودش در خانه کعبه عمل جنسی انجام دهد ، یا علی یک درهم ربا از هفتاد زنا که شخص با مَحرم خود ، در بیت الله الحرام ( خانه کعبه ) به جا آورد بزرگتر است.  خصال شیخ صدوق جلد 2 صفحه 705

حضرت محمد (ص) : ربا هفتاد جزء است و آسانترین و کمتر از همه چنانست که مرد با مادرش در خانه خدا زنا کند.   بحارالانوار جلد 77 صفحه 58

حضرت محمد (ص) : ( گناه و عقوبت ) یک درهم ربا در نزد خداوند بزرگتر است از کیفر هفتاد زنا با محارم.  بحارالانوار جلد 77 صفحه 58

حضرت محمد (ص) : هرکه ربا خورد خداوند به مقدار آن شکم او را از آتش جهنم پر میکند ، و اگر با آن پول مالی به دست آورد خداوند از عمل او چیزی قبول نمیکند و تا آن مال با اوست همیشه در لعنت خدا و فرشتگان میباشد.   جامع الاخبار صفحه 169

حضرت محمد (ص) : بدترین کسب ها کسب ربا است.   جامع الاخبار صفحه 169

حضرت محمد (ص) : خداوند عزوجل به ربا خوار و ربا دهنده و نویسنده و شاهدینش لعنت کرده است.   سفینة البحار جلد 1 صفحه 507

[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ 0:29 ] [ امير شرافتي ] [ ]

 اگر در یک صندوق سیب یک سیب خراب باشد به مرور زمان بقیه سیب ها نیز خراب خواهد شد و باید هر چه سریع تر آن سیب خراب را از صندوق جدا کرد،در جامعه نیز اگر فکر غلطی به وجود بیاید،اگر صفت های زشت وجود داشته باشد جامعه را به سوی فاسد شدن می کشاند پس در مرحله اول باید آسیب های جامعه را شناخت و آن ها را درمان نمود..
آسیب های اجتماعی:
1:نفاق:نفاق یا دورویی یا ریا در اصل به معنای مخالفت ظاهر با باطن است،مُنافِق یا دو رو یا دو چهره کسی است که در آشکار ادعای مسلمانی می کند و در نهان کفر می ورزد. و منافق کسی است که به زبان اظهار ایمان کند ولی کفر را در قلب خود پرورش می دهد.
حقیقتاً نفاق یک بیمارى است،و گرنه انسان یا دستورات الهى را صریحاً مى ‏پذیرد و مسلمان مى‏ شود و یا صریحاً رد مى‏ کند و کافر مى‏ گردد،امّا این که بظاهر بپذیرد و به آن ها عمل کند، ولى در قلب و دل به آن ها اعتقاد نداشته باشد،این نفاق و دو روئى است و نوعى بیمارى محسوب مى‏ شود.
آدم منافق برای این که به اهداف پلید خود دست بیابد ممکن است از حرف های زیبا،گریه های تقلبی و قیافه های حق به جانب استفاده نمایند همان گونه که برادران یوسف برای این که به پدر بفهمانند واقعا یوسف را گرگ خورده است از این روش ها استفاده کردند،قرآن در این زمینه می فرماید:
و شبانگاه گریان به نزد پدرشان آمدند،گفتند: پدرجان،ما رفتیم که مسابقه دهیم و یوسف را نزد اسباب و اثاثیه خود گذاشتیم،که گرگ او را خورد.و تو سخن‏ ما را- اگر چه راستگو باشیم- باور نخواهى کرد.و بر پیراهنش خونى دروغین براى یعقوب‏ آوردند.«1»
نشانه هایی که برادران منافق حضرت یوسف برای گمراه کردن پدر استفاده کردند امروز نیز جریان دارد منافقان امروز همانند برادرن یوسف متوسل به گریه می شوند،برادران یوسف پیراهن خون آلود او را به عنوان سند آورده بودند امروز هم منافقان از اسناد جعلی و ساختگی و سناریو های تقلبی برای اثبات حرف های شیطانی خود استفاده می کنند،برادران یوسف از حرف عاطفی«پدر جان»برای اثبات گفته های خود استفاده کردند که امروزه هم مشابه آن بسیار استفاده می شود،و...
2:کارگزارن فاسق:اگر در یک منطقه ای شخصی حاکم شود که اهلیت نداشته باشد در فاسد کردن عقاید و افکار آن منطقه می تواند بسیار موثر باشد همان گونه که روایت شده و البته ضرب المثل هم می باشد:
مردم بر دین حکمرانان خود هستند«2»
اگر حاکم و یا نماینده مجلس یا ریس جمهور منطقه ای مومن و خدا ترس و اهل حلال و حرام و تلاش و کار باشد مردم هم از او تبعیت می کنند و اگر خدایی نکرده این افرادِ موثر در جامعه فاسق باشند مطمئنا جامعه به سوی فساد کشیده می شود همان گونه که قران می فرماید:
و این سر گذشت قوم‏ عاد است که آیات پروردگارشان را انکار کردند و از فرستادگانش نافرمانى کردند و از فرمان هر سرکش ستیزه ‏جویى پیروى کردند«3»
خداوند در این آیه سه علت برای عذاب قوم هود بیان می کند:1:انکار خداوند 2:مخالفت فرستاده خداوند که همان پیامبر بود و سومین عاملی که باعث عذاب قوم عاد شد این است که از حاکمان سرکش و ستمگر پیروی کردند،از ظالمان دفاع کردند،حرف ظالمان را به جای حرف های پیامبران به هم توصیه کردند و خلاصه این عوامل باعث شد که به عذاب الهی گرفتار شوند..

   
ا
منابع در 
1:وَ جاؤُ أَباهُمْ عِشاءً یَبْکُونَ *قالُوا یا أَبانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَ تَرَکْنا یُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأَکَلَهُ الذِّئْبُ وَ ما أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنا وَ لَوْ کُنَّا صادِقینَ *وَ جاؤُ عَلى‏ قَمیصِهِ بِدَمٍ کَذِبٍ قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمیلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى‏ ما تَصِفُونَ «سوره یوسف آیات 16،17،18»
2: الناس على دین ملوکهم«خصال ص 33»
3:وَ تِلْکَ عادٌ جَحَدُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ وَ عَصَوْا رُسُلَهُ وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ کُلِّ جَبَّارٍ عَنید«سوره هود آیه 59»


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:54 ] [ امير شرافتي ] [ ]

همان گونه که در مطالب قبلی به برخی از آسیب هایی که می تواند جامعه را به سوی سقوط بکشاند اشاره کردم در این مطلب نیز به موارد دیگر این آسیب ها می پردازم:
آسیب های اجتماعی:
1:اسراف:اسراف به معنى هر گونه تجاوز از حد و اندازه در هر کارى می باشد که انسان انجام مى ‏دهد،ولى غالباً این کلمه در مورد هزینه ‏ها و خرج ها گفته مى‏ شود،بدون شک،نعمت ها و مواهب موجود در کره زمین،براى ساکنانش کافى است،امّا به یک شرط،و آن این‏که بیهوده به هدر داده نشوند،بلکه به صورت صحیح و معقول و دور از هرگونه افراط و تفریط مورد بهره‏ بردارى قرار گیرد،زیرا این مواهب آن قدر هم زیاد و نامحدود نیست که با بهره‏ گیرى نادرست،آسیب نپذیرد!و اگر جامعه ای بخواهد همیشه پا بر جا بماند و خوشبتخی در آن حاکم باشد باید همه از اسراف دوری نمایند.همان گونه که امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید امیر المومنین به کارگزاران حکومتی خود نوشت:
قلم هاى خود را باریک بتراشید«تا ریز تر بنویسند» و سطرهاى نامه‏ هایتان را بهم نزدیک نمائید،و به من آن چه زیادیست ننویسید و همان مقصود را ساده بنویسید و از پر نویسى بپرهیزید،تا اموال مسلمانان زیان نبیند«1»
این روایت برای همه حجت را تمام کرده است به خصوص برای کسانی که با بیت المال مسلمین سر و کار دارند،و کسانی که می خواهند روی کرسی های مجلس بنشینند،این افراد از همین الان باید مواظب باشند که وارد اسراف نشوند،در تبلیغات خود و در دیگر قسمت های زندگی خدایی نکرده از در اسراف و زیاده روی وارد نشوند و اموال خود و بیت المال را حیف و میل ننمایند...
2:ظلم:ظلم یعنى حق دیگرى را گرفتن و به خود اختصاص دادن،یا حق کسى را گرفتن و به دیگرى دادن،یا تبعیض قائل شدن،به این ترتیب که به بعضى حقوقشان را بدهند و به بعضى ندهند.واقعا ظلم در هر جامعه ای که باشد آن جامعه را به سوی سقوط می کشاند همان طور که حکومت دیکتاتورهای مصر و لیبی و بحرین و...به خاطر ظلمی که به مردمشان کرده بودند ساقط شدند و در روایات هم به این واقعیت تصریح شده است که اگر حاکم منطقه ای کافر باشد حکومتش سقوط نمی کند ولی اگر ظالم باشد حتما حکومت او ساقط خواهد شد«2»امیر المومنین در این زمینه می فرماید:
هرکس«فرمانروایی،حاکم،ریس جمهور و ..» که با رعیت«زیردستان»خود با ظلم رفتار کند،خداوند ملکش «فرمان رواییش»را زایل کند و نابودی و هلاکتش را سریع گرداند.«3»
    
منابع:
1:عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع کَتَبَ إِلَى عُمَّالِهِ أَدِقُّوا أَقْلَامَکُمْ- وَ قَارِبُوا بَیْنَ سُطُورِکُمْ- وَ احْذِفُوا عَنِّی فُضُولَکُمْ وَ اقْصِدُوا قَصْدَ الْمَعَانِی- وَ إِیَّاکُمْ وَ الْإِکْثَارَ- فَإِنَّ أَمْوَالَ الْمُسْلِمِینَ لَا تَحْتَمِلُ الْإِضْرَا«خصال صدوق، ج1، ص310»
2:الملک یبقى مع الکفر و لا یبقى مع الظّلم«بحار الانوار ج 72 ص 331»
3: مَنْ عَامَلَ رَعِیَّتَهُ بِالظُّلْمِ أَزَالَ اللَّهُ مُلْکَهُ وَ عَجَّلَ بَوَارَهُ وَ هُلْکَهُ [هَلَاکَهُ‏«غرر الحکم ص 346»

[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:51 ] [ امير شرافتي ] [ ]

همان گونه که در مطالب قبلی به برخی از آسیب های اجتماعی اشاره کردم در این مطلب می خواهم به ادامه آن بپردازم ..
آسیب های اجتماعی:
1:استعمار:امروزه استعمار به معنای نفوذ و دخالت کشورهای زورمند در کشورهای ناتوان به بهانه آبادی و سازندگی است.ولی معمولاً استعمار در جستجوی به تاراج بردن دارایی کشورهای دیگر بوده‌است.همان گونه که خداوند در باره روش فروعون برای به استعمار کشیدن مردم کشورش این گونه می فرماید:
فرعون قوم خود را سبک شمرد،در نتیجه از او اطاعت کردند آنان قومى فاسق بودند«1»
اصولا راه و رسم همه حکومت هاى جبار و فاسد این است که براى ادامه خودکامگى باید مردم را در سطح پائینى از فکر و اندیشه نگهدارند،و با انواع وسائل آن ها را تحمیق کنند،آنها را در یک حال بی خبرى از واقعیت ها فرو برند و ارزش هاى دروغین را جانشین ارزش هاى راستین کنند،و دائما آن ها را نسبت به واقعیت ها شستشوى مغزى دهند.
چرا که بیدار شدن ملت ها و آگاهى و رشد فکرى ملت ها،بزرگترین دشمن حکومت هاى خودکامه و شیطانى است که با تمام قوا با آن مبارزه مى‏ کند.امروز با استفاده از وسائل ارتباط جمعى، مطبوعات،فرستنده ‏هاى رادیو تلویزیونى،و انواع فیلم ها،و حتى ورزش در شکل انحرافى،و ابداع انواع مدهاى مسخره،به استخفاف عقول ملت ها مى‏ پردازند،تا در بی خبرى کامل فرو روند و از آن ها اطاعت کنند،در این جا است که وظیفه عالمان و دلسوزان سنگین تر خواهد شد ..
2:ارتجاع و فرد پرستی:ارتجاع در مفهوم سیاسی به معنای مخالفت با پیشرفت و تحول در بنیادهای اجتماعی،اقتصادی،سیاسی و یا روابط اجتماعی،اقتصادی،سیاسی موجود می‌باشد. همچنین خواهان «خنثی شدن» این‌گونه تحولات و «بازگشت به گذشته» نیز ارتجاع نامیده می‌شود.
برخی از افراد هستند که هنوز به نظام شاهنشاهی علاقه دارند ولذا از هر فرصتی می خواهند نظام را به قبل از انقلاب برگردانند مانند کسانی که در جنگ احد هنوز به بت پرستی علاقه داشتند به محض شنیدن خبر شهادت رسول خدا میدان جنگ را رها کردند و به کوه ها پناهنده شدند و خداوند این گروه را این گونه توبیخ نمود:
محمدفقط فرستاده خداست و پیش از او،فرستادگان دیگرى نیز بودند آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود،شما به عقب برمى‏گردید؟و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیّت و کفر بازگشت خواهید نمود؟و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى‏زند و خداوند بزودى شاکران و استقامت‏ کنندگان را پاداش خواهد داد«2»
مسئله فرد پرستى یکى از بزرگترین خطراتى است که مبارزات هدفى را تهدید مى ‏کند،وابستگى به شخص معین اگر چه پیامبر خاتم باشد مفهومش پایان یافتن کوشش و تلاش براى پیشرفت،به هنگام از دست رفتن آن شخص است و این وابستگى یکى از نشانه‏ هاى بارز عدم رشد اجتماعى است.
خلاصه این که کسانی که می خواهند دوباره نظام سابق روی کار بیاید باید این را بدانند که:آنها که عقب گرد کنند و به دوران کفر و بت پرستى باز گردند تنها به خود زیان مى‏ رسانند نه به خدا زیرا با این عمل نه تنها چرخ هاى سعادت خود را متوقف مى‏ سازند بلکه آن چه را بدست آورده ‏اند نیز به سرعت از دست خواهند داد..همان گونه که خداوند در آیه فوق به آن تصریح کردند
منابع:
1:فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقینَ«زخرف آیه 54»
2:وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرین«آل عمران آیه 144»


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:49 ] [ امير شرافتي ] [ ]

انسان گل سر سبد هستی می باشد که خداوند او را مورد تکریم و احترام قرار داده است و همه نعمت ها را در اختبارش قرار داده است همان گونه که خداوند در قرآن کریم می فرماید:
ما آدمی زادگان را گرامى داشتیم و آن ها را در خشکى و دریا، بر مرکب هاى راهوارحمل کردیم و از انواع روزی هاى پاکیزه به آنان روزى دادیم و آن ها را بر بسیارى از موجوداتى که خلق کرده ‏ایم، برترى بخشیدیم«1»
انسان ها آن قدر برای خداوند اهمیت و ارزش دارند که خداوند به محض خلق کردن حضرت آدم علیه السلام به فرشتگان دستور داد که برای او سجده کنند،همان گونه که قرآن کریم در این مورد می فرماید:
و یاد کن هنگامى را که به فرشتگان گفتیم:براى آدم سجده و خضوع کنید! همگى سجده کردند جز ابلیس که سر باز زد،و تکبر ورزید،و به خاطر نافرمانى و تکبرش از کافران شد«2»
لیاقت آدمی آن قدر بالا است که اولین استاد او خداوند است و خداوند علومی را به او آموزش می دهد که حتی ملائکه هم از یادگیری آن علوم عاجز می باشند همان گونه که خداوند در این مورد می فرماید:
سپس علم اسماء«علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات‏»را همگى به آدم آموخت.بعد آن ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست مى ‏گویید، اسامى اینها را به من خبر دهید!فرشتگان عرض کردند:منزهى تو!ما چیزى جز آن چه به ما تعلیم داده ‏اى،نمى‏دانیم تو دانا و حکیمی«3»
همه این آیات این نکته را می فهمانند که اولا قدر خود را بدانیم و گوهر وجود خود را بی جهت به  سنگ نزنیم و در نکته بعد این نکته را یا آور می شود که با بهترین مخلوق خداوند با احترام و محبت رفتار کنیم.
در این ایام که سرنوشت ایران بار دیگر در انتخابات رقم خواهد خورد،مواظب باشیم که احترام دیگران را حفظ کنیم و انتقاد از دیگران در سایه احترام و بزرگداشت شخضت ان ها باشد
     

منابع:
وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلا«اسراء آیه 70»
2:وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرین«بقره آیه 34»
3:وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَةِ فَقالَ أَنْبِئُونی‏ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ*قالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلیمُ الْحَکیم«بقره آیه 31 و 32»

[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:48 ] [ امير شرافتي ] [ ]

همان گونه که در مطلب قبلی بیان شد انسان گل سر سبد هستی می باشد،و خداوند همه بندگانش را دوست دارد،و دوست دارد که مخلوقات هم نسبت به هم مهربان باشند و در همه امور به هم احترام بگذارند.
پیامبر گرامی اسلام نیز این گونه بودند،و به جهت این که احترام دیگران را حفظ کنند با آن ها در امور مشورت می کرند و نظر دیگران را جویا می شدند ولو این که قبلا نظری داده باشد و نظرش به ضرر دیگران تمام شده باشد،همان گونه قبل از آغاز جنگ احد در چگونگى مواجهه با دشمن با یاران خود مشورت کرد و نظر اکثریت بر این شد که اردوگاه،دامنه احد باشد و لی این نظر،نتیجه رضایت بخشى نداشت.
در این جا این فکر به نظر بسیارى مى ‏رسید که در آینده پیامبر نباید با کسى مشورت کند.قرآن به این طرز تفکر پاسخ مى‏ گوید و دستور مى ‏دهد که باز هم با آن ها مشورت کن هر چند نتیجه مشورت در پاره ‏اى از موارد،سودمند نباشد زیرا از نظر کلى که بررسى کنیم منافع آن روی هم رفته به مراتب بیش از زیان هاى آن است و اثرى که در آن براى پرورش فرد و اجتماع و بالا بردن شخصیت آن ها وجود دارد از همه این ها بالاتر است.«1»
و البته این گونه احترام گذاشتن در زندگی حضرت ابراهیم نیز دیده می شود،وقتی که خداوند به حضرت ابراهیم دستور داد که باید فرزندت را قربانی کنی،حضرت ابراهیم با فرزندش این موضوع را این گونه مطرح می کند:
هنگامى که با او به مقام سعى و کوشش رسید،گفت:پسرم! من در خواب دیدم که تو را ذبح مى ‏کنم،نظر تو چیست؟گفت پدرم! هر چه دستور دارى اجرا کن،به خواست خدا مرا از صابران خواهى یافت«2»
با این حال که دستور خداوند است ولی پدر با صراحت مساله ذبح را با فرزند 13 ساله مطرح مى‏ کند و از او نظرخواهى مى‏ کند و براى او شخصیت مستقل و آزادى اراده قائل مى‏ شود
انتخابات احترام به خون شهیدان است،انتخابات وارد شد در دایره مشورتی کشور می باشد،پس بیایید ضمن حضور در انتخابات و رای دادن به کاندیدای مورد نظرمان از تخریب دیگران و پایمال کردن شخصیت دیگران پرهیز کنیم....
             


منابع:
1:خلاصه تفسیر آیه 159 آل عمران
2:فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قالَ یا بُنَیَّ إِنِّی أَرى‏ فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‏ قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرین«آیه 102 سوره صافات»


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:46 ] [ امير شرافتي ] [ ]

انسان ها گل سر سبد آفرینش خداوند می باشند و آنقدر ارزش و احترام دارند که حتی پیامبران هم با آن ها با احترام برخورد می کردند،در این جا ممکن است سوالی مطرح شود که راه های حفظ احترام دیگران چیست؟
راهکارهای حفظ احترام دیگران:
1:دیگران را مسخره نکنیم:سرچشمه مسخره کردن همان حس خود برتربینى و کبر و غرور است که عامل بسیارى از جنگ هاى خونین در طول تاریخ بوده است.
خود برتربینى بیشتر از ارزش هاى ظاهرى و مادى سرچشمه مى‏ گیرد،مثلا فلان کس خود را از دیگرى ثروتمندتر،زیباتر،یا از قبیله ‏اى سرشناس تر مى‏ شُمرد،و احیانا این پندار که از نظر علم و عبادت و معنویات از فلان جمعیت برتر است،او را وادار به مسخره کردن دیگران مى‏ کند،در حالى که معیار ارزش در پیشگاه خداوند تقوا است،و این بستگى به پاکى قلب و نیت و تواضع و اخلاق و ادب دارد.
هیچ کس نمى‏تواند بگوید:من در پیشگاه خدا از فلان کس برترم،و به همین دلیل تحقیر دیگران و خود را برتر شمردن یکى از بدترین کارها،و زشترین عیوب اخلاقى است و خداوند دوست ندارد به وسیله مسخره کردن به بندگانش بی احترامی بشود و لذا مومنان را این گونه مورد خطاب قرار داده است:
اى کسانى که ایمان آورده ‏اید!نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند،شاید آن ها از این ها بهتر باشند و نه زنانى زنان دیگر را،شاید آنان بهتر از اینان باشند«1»
2:با اسم های بد دیگران را خطاب نکنیم:بسیارى از افراد بى بند و بار در گذشته و حال اصرار داشته و دارند که بر دیگران القاب زشتى بگذارند،و از این طریق آن ها را تحقیر کنند،و شخصیت شان را بکوبند،و یا احیانا از آنان انتقام گیرند،و یا اگر کسى در سابق کار بدى داشته سپس توبه کرده و کاملا پاک شده باز هم لقبى که بازگو کننده وضع سابق باشد بر او بگذارند.
خداوند صریحا از این عمل زشت نهى مى‏ کند،و می فرماید
 با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید،بسیار بد است که بر کسى پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید و آن ها که توبه نکنند،ظالم و ستمگرند!«2»
این روزها بازار تبلیغات کاندیدا ها بسیار گرم است،هم این بزرگوران و هم طرفدارنشان باید مواظب باشند که خدایی نکرده رقیب خود را مسخره نکنند و یا سعی نکنند با القاب زشت او را سرکوب نمایند..


منابع:
1 و 2 :یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ یَکُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ یَکُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإیمانِ وَ مَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُون«سوره حجرات آیه 11»

[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:45 ] [ امير شرافتي ] [ ]

بهترین مخلوق خداوند انسان می باشد،او مخلوق خود را خیلی دوست دارد و دوست ندارد کسی به او توهین کند.بی احترامی به بندگان خداوند،برای خداوند نیز درد آور می باشد،به خاطر همین راه هایی جهت حفظ احترام بندگان خدا بیان کردیم و در این مطب ادامه آن را می نویسم:
راه های حفظ احترام دیگران:
1:فحش ندادن به دیگران:با دشنام و ناسزا نمى ‏توان کسى را از مسیر غلط باز داشت، بلکه به عکس،دشنام دادن سبب مى‏ شود که آن شخص روى دنده لجاجت افتاده،و در آئین باطل خود محکم تر شود،با دشنام دادن هم شخصت شخص دشنام دهنده خدشه دار می شود و هم شخصیت دیگری خراب می شود اسلام همه را از این نمونه گفتگو منع کرده است و به گفتن کلمات منطقی و همراه با ادب دعوت نموده است حتی در سخت تری شرایط که همان زمان جنگ است نباید از فحش استفاده نمود همان گونه که امیر المومنین در جنگ صفین به بعضی از یاران خود که به لشکر معاویه فحش می دادند این گونه می فرمود:
 من خوش ندارم که شما فحاش باشید،اگر شما به جاى دشنام،اعمال آن ها را برشمرید و حالات آن ها را متذکر شوید و روى اعمالشان تجزیه و تحلیل نمائید به حق و راستى نزدیکتر است و براى اتمام حجت بهتر است.«1»
و حتی خداوند هم بندگان را از فحش دادن به دیگران نهی کرده و فرموده است:
به معبود کسانى که غیر خدا را مى‏ خوانند دشنام ندهید،مبادا آن ها نیز از روى ظلم و جهل،خدا را دشنام دهند«2»
2:به دیگران تهمت نزدن:بهتان و تهمت عبارت است از این که:انسان چیزی را به دروغ به دیگری نسبت دهد و شخصی که مرتکب گناه و عمل زشتی نشده به انجام آن متهم کند و یا عیب و نقصی را که در او نیست به او بچسباند و فرقی نیست که این نسبت دروغ در حضور او باشد یا در غیاب او.
مطمئنا تهمت زدن به کسی بزرکترین بی احترامی است که به او می شود و لذا خداوند به خاطر این که شخصیت انسان ها شکسته نشود و احترام آن ها از بین نرود تهمت زنندگان را به عذاب دردناکی وعده داده و فرموده است:
کسانى که زنان پاکدامن و بى‏ خبر از هر گونه آلودگى و مؤمن را متهم مى‏ سازند،در دنیا و آخرت از رحمت الهى بدورند و عذاب بزرگى براى آن ها است«3»
ولادت امام حسن عسکری بر تمام شیعان از جمله شما مبارک باد
منابع:
1:إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ وَ لَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْر«نهج البلاغه ص 323»
2:وَ لا تَسُبُّوا الَّذینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَیَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُون«سوره انعام آیه 108»
3:إِنَّ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیم«سوره نور آیه 23»

[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:44 ] [ امير شرافتي ] [ ]

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک             چند روزى قفسى ساخته‏‌اند از بدنم‏
 انسان گوهر گران بهایى دارد که از عالم بالا و جهان دیگر است،او نماینده خدا در زمین  مى‏ باشد، او مرغ باغ ملکوت است و نه از عالم خاک، هر چند براى چند روز در قفس بدن به خاطر کسب کمال جاى گرفته است،حال که انسان این همه ارزشمند است ما باید او را گرامی بداریم...راه کارهایی در این جهت ارائه شد و ادامه آن را در این پست می نویسم:
راهکارهای حفظ احترام به دیگران:
1:دیگران را در جمع سرزنش نکنیم:سرزنش به معنای بدگویی از کسی است،سرزنش را می ­توان به چاقوی دولبه ­ای تشبیه نمود که هم دارای جنبه­ های مثبت است و هم دارای اثرات منفی؛ از این­رو لازم است روش بیان عیب دیگران را یاد بگیریم که خدایی نکرده به شخصیت او لطمه ای نزنیم برخی دیگران را در جمع مورد سرزنش قرار می دهند که این بسیار بد می باشد همان گونه که امیرالمومنین می فرماید:
نصیحت گفتن به فردى در حضور مردم،کوبیدن شخصیت آن فرد است«1»
و امام حسن عسکری علیه السلام در این مورد می فرماید:
آن کس که برادر خود را در خفا اندرز گوید به وى جمال و زیبائى بخشیده است و کسى که به برادرش آشکارا نصیحت کند وی را زشت کرده است«2»
2:دیگران را تحقیر نکنیم:تا بحال در محبت یک مادر به فرزند دقت نموده ای؟مادری که آغوش پر مهرش همیشه بروی فرزند گشوده است او دوست ندارد کسی فرزندش را تحقیر نماید،تحقیر فرزند تحقیر مادر است و شاید سختر از خود مادر.همه می دانیم که خداوند از مادر نیز نسبت به بندگانش مهربان تر می باشد و لذا تحقیر کردن به بندگان خدا موجب بی احترامی به خداوند می شود،شاید کسی که تحقیر می شود یکی از بندگان خوب خدا باشد همان گونه که رسول گرامی اسلام می فرماید:
هیچ یک از مسلمانان را کوچک مشمار،زیرا کوچک آنان در نزد خداوند ،بزرگ است.«3»

      


منابع در 
1:قال علی علیه السلام: النّصح بین الملاء تقریع«روایات تربیتی ج 1 ص 113»
2:عن العسکرى علیه السّلام: من وعظ اخاه سرّا فقد زانه و من وعظه علانیة فقد شانه«روایات تربیتی ج 1 ص 113»
3:َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ کَتَمَ ثَلَاثَةً فِی ثَلَاثَةٍ کَتَمَ رِضَاهُ فِی طَاعَتِهِ وَ کَتَمَ سَخَطَهُ فِی مَعْصِیَتِهِ وَ کَتَمَ وَلِیَّهُ فِی خَلْقِهِ فَلَا یَسْتَخِفَّنَّ أَحَدُکُمْ شَیْئاً مِنَ الطَّاعَاتِ فَإِنَّهُ لَا یَدْرِی فِی أَیِّهَا رِضَى اللَّهِ وَ لَا یَسْتَقِلَّنَّ أَحَدُکُمْ شَیْئاً مِنَ الْمَعَاصِی فَإِنَّهُ لَا یَدْرِی فِی أَیِّهَا سَخَطُ اللَّهِ وَ لَا یُزْرِیَنَّ أَحَدُکُمْ بِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ فَإِنَّهُ لَا یَدْرِی أَیُّهُمْ وَلِیُّ اللَّه«کنزالفوائد، ج1، ص55»


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:42 ] [ امير شرافتي ] [ ]

خداوند، انسان را از خاک خلق کرد و از روح خود در او دمید و به ملائکه دستور داد،بر او سجده کنید و درباره این خلقتش،به خودش تبریک گفت،و در این خلقت خود را بهترین خالق نامیده است و این موجود را برترین موجود برای جانشینی خود در روی زمین قرار داد...«1»
به نظر شما  بی احترامی به بهترین موجود خداوند چه نتیجه ای دارد؟
نتایج بی احترامی به بندگان خدا:
1:وعده عذاب:با این که بخشندگی و مهربانی از صفات بارز خداوند می باشد،با این که صبر و تحمل از دیگر صفات اوست،اما با این حال به همه تذکر داده است که احترام بندگان مرا نگه بدارید و اگر این طور نکنید با خشم من مواجه خواهید شد و در قرآن کریم می فرماید:
واى بر هر عیبجوى مسخره‏ کننده ‏ای«2»
برخی ها با نیش زبان و حرکاتِ دست و چشم و ابرو در پشت سر و پیش رو،دیگران را استهزاء کرده، یا عیبجویى و غیبت مى‏ کنند و با این گونه اعمال قصد بی احترامی و شکستن شخصیت او را دارند که خداوند به این گونه افراد وعده به عذاب داده است.
2:جنگ با خداوند:امیرمومنان علیه‌السلام مقداری خرما برای مردی فرستاد،آن مرد شخصی آبرومند بود و از کسی تقاضای کمک نمی کرد،شخص دیگری در آن جا بود به حضرت عرض کرد:آن مرد که تقاضای کمک نکرد،چرا برای او خرما فرستادی؟حضرت به او فرمود:
خداوند امثال تو را در جامعه ما زیاد نکند،من می‌دهم،تو بخل می‌ورزی،اگر من آن چه را که مورد حاجت او است،پس از درخواستش به او بدهم،چیزی به او نداده‌ام،بلکه قیمت آبرویی را که به من داده،به او داده‌‌ام.زیرا اگر صبر کنم تا او سوال کند،در حقیقت او را وادار کرده‌ام که آبرویش را به من بدهد، آن رویی را که در هنگام عبادت و پرستش خدای خود و خدای من، به خاک می‌ساید.«3»
و حضرت با این روش زیبایش این را می فهماند که احترام و شخصیت و آبروی دیگران از همه چیز مهم تر می باشد و شکستن حرمت و احترام افراد بدترین کارها و جنگ با خداوند است همان گونه که رسول گرامی اسلام می فرماید:
خداوند تبارک و تعالی فرموده است: هر کس دوستی از دوستان مرا خوار کند،در کمین جنگ با من نشسته است.«4»
   نتایج بی احترام به دیگران

منابع در 
1:خلاصه آیات:ص آیه 7،حجر 29،مومنون آیه 14،بقره آیه 30»
2:وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ«همزه آیه 1»
3:وسائل الشیعة، ج 2 ص 118.
4:قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):قَالَ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَى: مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِی[کافى، ج2، ص351

[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:40 ] [ امير شرافتي ] [ ]

انسان زیباست،زیباتر از گل،زیباترین موجود عالم هستی،اما برای این که همیشه زیبا بماند و همه مردم او را دوست داشته باشند باید همیشه ادب را رعایت کند،ادب یعنی گفتار و کرداری که مناسب انسانیت است،در واقعا گفتار و رفتار انسان است که او را زیبا می کند،همان گونه که دوست عزیزم در این مورد مطلب خوبی نوشته اند...
فواید ادب:
1:ادب از عقل برتر است:عقل نیروی درونی انسان می باشد که کنترل و مهار کننده امیال او می‌باشد،عقل همان چراغ فروزانی است که انسان در شب تار به آن نیاز دارد..
عقل زمانی با ارزش است که همراه با ادب باشد و می تواند شخصیت انسان را بالا ببرد،انسان بی ادب هیچ چیزی ندارد همان گونه که از وجود نازنین امیر المومنین این گونه نقل شده است که حضرت فرمودند:
هر چیز محتاج است به عقل،و عقل محتاج است به ادب«1»
حضرت در روایتی دیگر می فرماید:
صاحبان عقل ها محتاج به آموختن آداب و به کاربردن آن هستد  و بدون آن عقل ها پژمرده و فاسد می گردد همان گونه که محصولات کشاورزی بدون آب باران  پژمرده می شوند..«2»
2:ادب از اصل و نسب با ارزش تر می باشد:از فدیم الایام تا کنون بشر همیشه به اصل و نسب و قوم و طایفه خود می بالد و آن را سبب بالا رفتن شخصیت خود می داند ولی انسان از هر طایفه و با هر موقعتی هم که باشد اگر ادب نداشته باشد زود از چشم همه می اُفتد همان گونه که امیر المومنین در سخنانی زیبا می فرماید:
ادب نیکو،برترین تبار و والاترین خویشاوندی است،ادب بیاموز که زیور شرافت است،کسی که ادب ندارد، شرافت خانوادگی اش تباه است«3»

3:ادب بهترین ثروت است:
میل به ثروت اندوزی در وجود همه انسان ها شعله ور است و خیلی ها برای به دست آوردن ثروت روز و شب ندارند،و حتی برای به دست آوردن آن جان خود را به خطر می اندازند ولی خیلی وقت ها از این نکته غافل هستند که ادب بهترین ثروت برای انسان می باشد همان گونه که امام صادق علیه السلام در روایتی این گونه می فرماید:

قطعا بهترین چیزی که پدرها برای فرزندانشان به ارث می گذارند ادب است
«4»
و انسان ها به ادب بیشتر از مال نیاز دارند همان گونه که امیر المومنین دراین زمینه می فرماید:
 بدرستى که مردمان بسوى ادب نیکو محتاج ‏ترند تا به طلا و نقره«5»
    
    فواید ادب

منابع:
1: کُلُّ شَیْ‏ءٍ یَحْتَاجُ إِلَى الْعَقْلِ وَ الْعَقْلُ یَحْتَاجُ إِلَى الْأَدَب«غرر الحکم روایت شماره 5102»
2: إِنَّ بِذَوِی الْعُقُولِ مِنَ الْحَاجَةِ إِلَى الْأَدَبِ کَمَا یَظْمَأُ الزَّرْعُ إِلَى الْمَطَر«غرر الحکم روایت شماره 406»
3:حُسنُ الأدبِ أفضلُ نَسَبٍ و أشرفُ سَبَبٍ**علیکَ بالأدبِ فإنَّهُ  زَینُ الحَسَبِ «غرر الحکم ص 248»فَسَدَ حسَبُ مَن لیسَ لَه أدبٌ «کافی ج 8 ص 22»
4:قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام)إِنَّ خَیرَ مَا وَرَّثَ الآبَاءُ لِأَبْنَائِهِمُ الْأَدَبُ لَا الْمَالُ[کافى، ج8، ص150
5:إِنَّ النَّاسَ إِلَى صَالِحِ الْأَدَبِ أَحْوَجُ مِنْهُمْ إِلَى الْفِضَّةِ وَ الذَّهَب«غررالحکم، ص 247»

[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:39 ] [ امير شرافتي ] [ ]

گل های زیبا،درختان سر به فلک کشیده،چمن زار ها،درختان میوه،محصولات کشاورزی،..اگر آب باران به آن ها نرسد پژمرده می شوند و به مرور زمان از بین می روند،عقل و شخصیت انسان نیز اگر با ادب همراه نباشد مانند گل ها و درختان و...پژمرده می شود،این ادب است که انسان را زیبا و خوشبو و پر ثمر می سازد همان گونه که امیر المومنین در این خصوص می فرمایند:
صاحبان عقل ها محتاج به آموختن آداب و به کاربردن آن هستد  و بدون آن عقل ها پژمرده و فاسد می گردد همان گونه که محصولات کشاورزی بدون آب باران  پژمرده می شوند«1»
سوال:چگونه خانواده یا جامعه ای با ادب داشته باشیم:
پاسخ:
1:اول از خودمان شروع کنیم:چند روز پیش منزل شخصی مهمان بودم،میزبان سر صحبت و درد دل را باز کرد،او می گفت:فرزندم مدتی است که ادب را رعایت نمی کند،او حرف های زشت می زند،از غذای جلوی مهمان بر می دارد و ...مدتی به صحبت ادامه دادیم و این بچه در ضمن صحبت های ما اذیت می کرد و پدرش چند بار به او تذکر داد ولی فایده نداشت تا بلاخره کاسه صبرس لبریز شد و با عصبانیت به او گفت فلان فلان شد«فحش داد»...من فکر می کنم این پدر اگر بخواهد فرزند با ادبی داشته باشد باید اول از خودش شروع کند و اصلا همه ما باید از خودمان شروع کنیم تا جامعه با ادبی داشته باشیم همان گونه که مولای متقیان می فرماید:
با فضیلت ترین تربیت ها آن است که از خودت شروع کنی**در ادب کردن تو نسبت ‏به خویشتن،همین تو را بس که آن چه را ازدیگرى ناپسند مى‏ بینى از آن پرهیز کنى«2»
2:دیگران را با ادب خود ادب کنیم:معمولا دیده می شود که وقتی دو نفر با هم دعوا می کنند به هم فحش می دهند و در واقع می خواهند با فحش دادن به دیگری بفهمانند که فحش دادن بد می باشد،ولی این راه درست نیست!!بلکه در همه موارد باید با ادب خوب دیگران را نیز به ادب و رفتار خوب دعوت نمود همان گونه که امیر المومنین علیه السلام می فرماید:
بد کردار را با عمل نیک خود اصلاح کن و با گفتار خوبت به راه خیر هدایت نما،**برادرت را با نیکویی به او سرزنش کن و بدی او را با هدیه دادن به اوپاسخ بده«3»
     راه های کسب ادب

منابع:
1:إِنَّ بِذَوِی الْعُقُولِ مِنَ الْحَاجَةِ إِلَى الْأَدَبِ کَمَا یَظْمَأُ الزَّرْعُ إِلَى الْمَطَر«غرر الحکم روایت شماره 406»
2:فْضَلُ الْأَدَبِ مَا بَدَأْتَ بِهِ نَفْسَک«غرر الحکم روایت شماره 5077» کَفَاکَ أَدَباً لِنَفْسِکَ اجْتِنَابُ مَا تَکْرَهُهُ مِنْ غَیْرِ«نهج البلاغه ص 548»
3: أَصْلِحِ الْمُسِی‏ءَ بِحُسْنِ فِعَالِکَ وَ دُلَّ عَلَى الْخَیْرِ بِجَمِیلِ مَقَالِک«غرر الحکم ص 255»عَاتِبْ أَخَاک بِالْإِحْسَانِ إِلَیهِ وَ ارْدُدْ شَرَّهُ بِالْإِنْعَامِ عَلَیهِ«نهج ‏البلاغه، حکمت 158»

[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:38 ] [ امير شرافتي ] [ ]

بى شک آن چه آدمى را گرانقدر ساخته و او را از دسته جنبندگان به صف آدمیان و از صف آدمیان به اوج آسمانِ انسانیت به پرواز در می آورد،آراستگى به آداب و منش هاى شایسته است.همان گونه که شاعر می گوید:
پیش ارباب خرد مایه ایمان ادب است                  لاجرم پیشه مردان سخندان ادب است
بى«ادب» را به سماوات بقا منزل نیست             در سماوات بقا منزل مردان ادب است
دامن عقل و ادب گیر که در راه یقین                    بر سر گنج وجود تو نگهبانْ ادب است
آدمی زاده اگر بى ادب است آدم نیست               فرق در جنس بنى آدم و حیوان ادب است
در مطالب قبلی راهکارهایی جهت کسب ادب بیان کردم در این جا می خواهم ادامه این راهکارها را بنویسم:
راه های کسب ادب:
1:از بی ادبی دیگران عبرت بگیریم:لقمان را گفتند ادب از که آموختی،گفت از بی ادبان،هر آن چه از ایشان درنظرم ناپسند آمد از انجام آن پرهیز کردم .
واقعیت هم همین است انسان اگر با دیده عبرت به رفتار دیگران بنگرد می تواند از زشتی رفتار دیگران یک رفتار زیبا و شایسته بسازد،همان گونه که امیر المومنین علیه السلام در این زمینه می فرماید:
وقتى خوى زشتى در دیگرى دیدى عادت هاى مانند آن را از خودت دور کن«1»
چو بینى بکس عادتى ناپسند،             سزد گر بیاموزى از آن تو پند
کنى دور مانندش از نفس خویش‏         چو دارى بتهذیب خود سعى بیش‏
2:مشاوره و راهنمایی خواستن ازدیگران:انسان عاقل کسی است که همیشه از تجربیات دیگران استفاده می کند،کسی که با دیگران مشاوره و گفتگو برقرار می کند می تواند زودتر به اهداف خود برسد به خاطر همین است که بزرگان یکی از راه های دست یابی به ادب را مشاوره و گفتگو با افراد آگاه و متخصص معرفی کرده اند همان گونه که از مولای متقیان امیر المومنین این گونه نقل شده است که حضرت فرمودند:
بر زمان،پیروز نمى توان شد مگر با تفکر و به ادب و رفتار نظام مند نمى توان رسید مگر با بحث و گفتگو.«2»
        گل ادب
جهت دیدن تصویر با کیفیت بهتر اینجا را کلیک کنید
منابع:
1: إِذَا رَأَیْتَ فِی غَیْرِکَ خُلُقاً ذَمِیماً فَتَجَنَّبْ مِنْ نَفْسِکَ أَمْثَالَه«غررالحکم، ص324»
2:وَ لَا یُسْتَعَانُ عَلَى الدَّهْرِ إِلَّا بِالْعَقْلِ- وَ لَا عَلَى الْأَدَبِ إِلَّا بِالْبَحْث«بحارالأنوار، ج 75، ص 7»


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:37 ] [ امير شرافتي ] [ ]

آیت الله بها الدینی در اهمیت ادب می فرماید:
اسلام و کتاب یک دستور سازنده بشر است که او را از حیوانیت به آن جا می‌برد که ملائک هم می‌گویند ما قدرت نداریم با او هم پرواز شویم، این در صورتی است که به کتاب خدا عمل شود، به آداب اسلام عمل شود«1»
راه های کسب ادب:
1:هم نشینی با علما:هم نشینی با دوست خردمند، حیات بخشِ جان و روح است،آدمی بر دینِ دوست خود است،همان گونه که شاعر می گوید:
دیدی که چه سان به باغ و بستان             هر گل که شکفته گشت و خندان
گــردد چــو مــجــاور خــس و خــار            پـــژمـــرده شــــود در آخـــر کــــار
تــــو نـــیــز بــــه بــاغ زنــدگــانــی           مـــانـــنــد گــلـــی، اگــر بــدانــی
خوش به حال کسی که بتواند با علما و کسانی که همیشه در حال خودسازی و علم اندوزی هستند هم نشین باشد که این همنشینی باعث بالا رفت ادب او خواهد شد همان گونه که مولا امیر المومین این گونه نقل شده است که حضرت فرمودند:
 همنشینى کن با علما تا این که زیاد شود علم تو، و نیکو شود ادب تو، و پاکیزه گردد نفس تو«2»
2:تحصیل علم:علم وسیله کمک به دوستان و برادران است، دلیل و نشانه مروّت و جوانمردی است، هدیه و سرگرمی در مجالس است، همدم و رفیق انسان در مسافرت است; و أنیس و مونس انسان در تنهائی می باشد.و باعث بالا رفت ادب انسان می باشد همان گونه که امام علی علیه السلام می فرماید:
 هرگاه زیاد شود علم مرد زیاد شود ادب او، و دو چندان گردد ترس او از پروردگار«3»
منابع:
1:اسدی کبوتر‌آبادی، اکبر؛ نردبان آسمان (مجموعه‌ای از درسهای اخلاق حضرت آیت الله بهاء الدینی) قم، انتشارات پارسایان، 1375 هـ ش ص57-59.
2: جَالِسِ الْعُلَمَاءَ یَزْدَدْ عِلْمُکَ وَ یَحْسُنْ أَدَبُکَ وَ تَزْکُ نَفْسُک«غررالحکم، ص 430»
3: إِذَا زَادَ عِلْمُ الرَّجُلِ زَادَ أَدَبُهُ وَ تَضَاعَفَتْ خَشْیَتُ«غررالحکم، ص63»


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:36 ] [ امير شرافتي ] [ ]

شمع می سوزد و راه را برای ما روشن و هموار می سازد تاریکی ها را از بین می برد برای کسب ادب نیز نیاز به شمعی است که با سوختن خود راه را برای ما هموار کند و ما زودتر به سرچشمه ادب برسیم در مطالب قبلی راه های کسب ادب را بیان کردم و در این جا می خواهم نمونه ای از معلم های کلاس ادب را خدمت شما معرفی کنم.
معلم های کلاس ادب:
1:ادب را از انبیا فرا بگیریم:از زیبا ترین ادب هایى که حضرت یوسف به کار برده این است که از جفاها و ظلم هایی که برادران به او کردند مانند روزى که او را به قعر چاه انداختند یا او را به درهمى ناچیز فروختند یا به دزدى متهمش کردند؛اسمى نبرد، بلکه از همه آن ها تعبیر کرد به این که شیطان بین من و برادرانم فساد ایجاد کرد و آن ها را به بدى یاد نکرد،بلکه نعمت هاى الهى را،مانند نجات یافتن از زندان و سلطنت و علم به تأویل احادیث را بیان کرد«1»
2:ادب را از ائمه بیاموزیم:در دعای ندبه می خوانیم که پیامبر فرمود من شهر علم هستم و علی دروازه آن و هر کس بخواهد وارد شهری بشود اول از دروازه آن وارد می شود،امیر المومنین با این همه علم و مقام که دارد همیشه ادب را رعایت می کردند و در هیچ کجای تاریخ نقل نشده است که حضرت در زمانی که پیامبر زنده بودند خطبه خوانده باشد و همچنین در رفتار اهل بیت نمونه های فروانی از ادب مشاهده می شود
نقل می کنند روزی فقیری نزد امام حسن مجتبی آمد و حضرت به او 100 درهم کمک نمود و بعد نزد امام حسین علیه السلام رفت و حضرت از او پرسید برادرم چقدر به شما کمک کرده است او گفت 100 درهم و امام حسین به 1و 99 درهم کمک کرد..
حضرت با این عمل خود ادب را رعایت کرده است و کمکی بالاتر از کمک برادر بزرگترش نکرده است....
3:ابوالفضل العباس«علیه السلام»معلم کلاس ادب:قمر بنی هاشم،شجاع عرب،مظهر ادب نیز بوده است همان گونه که نقل شده است حضرت هیچ گاه امام حسین را برادر خطاب نمی کرد و همیشه ایشان را سید و مولا خطاب می کردند ...
منابع:
1:وَ قَدْ أَحْسَنَ بِی إِذْ أَخْرَجَنِی مِنَ السِّجْنِ وَ جاءَ بِکمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّیطانُ بَینِی وَ بَینَ إِخْوَتِی إِنَّ رَبِّی لَطِیفٌ لِما یشاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکیمُ رَبِّ قَدْ آتَیتَنِی مِنَ الْمُلْک وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الأَْحادِیثِ[یوسف 100 و 101»


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:35 ] [ امير شرافتي ] [ ]

روزى شخصی مستمند که از گرسنگى پوستش به استخوان چسبید بود خدمت رسول خدا رسید، از درد گرسنگى و بیچارگی به آن مولا و اقا اظهار شِکّوه نمود، آن بزرگوار نیز پیکى را به سراغ زنان خویش فرستاده، از آنان درخواست طعام کرد، ولى همگى گفتند: ما جز آب چیزى براى خوردن نداریم. رسول خدا طبق معمول از مسلمانان کمک خواست، که آن مرد گرسنه را مهمان خود کنند،
باز طبق معمول پسر عمویش اظهار آمادگى کرد و عرب را به خانه آورد و از همسرش در این باره کمک خواست.
مهمان‏ نوازى شوهر بستگى به ایثار و پذیرایى همسر او دارد، اگر امیرالمؤمنین على علیه‏السلام مهمان‏ نواز بود و از نیازمندان دلجویی می کرد و...به خاطر آمادگى و پذیرایى فاطمه علیهاالسلام بوده است تا جایی که نقل می کنند
روزی علی علیه السلام را غمگین یافتند، از سبب ناراحتی ایشان پرسیدند، حضرت فرمودند: هفت روز است که مهمانی بر ما وارد نشده است.«1»
زهرا گفت: ما به اندازه‏ خوراک یک بچه طعام در خانه داریم، و آن را به مهمان خود مى ‏دهیم و خود در گرسنگى بسر مى‏ بریم«2»
فاطمه علیهاالسلام با توافق امیرالمؤمنین، بچه‏ ها را بدون طعام به هر طریقى بود خواب کرد  و خود نیز گرسنه ماند و على علیه‏ السلام چراغ را خاموش کرد و در تاریکى شب از مهمان پذیرایى نمود و طوری وانمود می کرد که او نیز غذا مى‏ خورد، تا مهمان شرمنده نشود.
شب به پایان رسید و صبح در مسجد حاضر شدند و با پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله دیدار نمودند. رسول خدا از دیدن على علیه ‏السلام گریه کرد و گفت:
دیشب ملائکه خدا از مهمان‏ نوازى شما تعجب کردند و آیه ای از قرآن در شان شما نازل شد که خداوند در این آیه می فرماید:
و براى کسانى است که در این سرا«سرزمین مدینه‏»و در سراى ایمان پیش از مهاجران مسکن گزیدند و کسانى را که به سویشان هجرت کنند دوست مى ‏دارند، و در دل خود نیازى به آن چه به مهاجران داده شده احساس نمى‏ کنند و آن ها را بر خود مقدّم مى‏دارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند کسانى که از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شده ‏اند رستگارانند«3»
این است ایثار فاطمه زهرا و امیر المومنین،و ما که شیعیان این بزرگواران هستیم گاهی در سر سفره خود چندین غذای رنگا رنگ داریم در حالی که بعضی از مردم در گرسنگی به سر می برند...     
    
                           
                                   شهادت حضرت زهرا
منابع:
1:رئى امیرالمؤمنین علیه‏السلام حزینا فقیل له: مم حزنک؟ قال: لسبع اتت لم یضف الینا ضیف. (بحارالانوار ج 41، ص 28).
2:ما عندنا الا قوت الصبیله نؤثر ضیفنا«شواهد التنزیل لقواعد التفضیل ج 2 ص 331»
3:وَ الَّذینَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإیمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لا یَجِدُونَ فی‏ صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
«حشر آیه 59»
4:داستان برگرفته از بحارالانوار، ج 41، ص 28 و ص 34، و ج 36، ص 59.


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:34 ] [ امير شرافتي ] [ ]

از بی ادبی کسی به جائی نرسید                         درّیست ادب به هر گدائی نرسید
در مطالب قبلی از اهمیت ادب و راه های کسب ادب و نمونه ای از معلمان ادب مطالبی را نوشتم در این پست می خواهم نمونه ای از بی ادبان عالم را بنویسم:
بی ادبان همیشگی:
1:شیطان بی ادب بود: هنگامى را که به فرشتگان گفتیم:براى آدم سجده و خضوع کنید!همگى سجده کردند جز ابلیس که سر باز زد،و تکبر ورزید،و به خاطر نافرمانى و تکبرش از کافران شد«1»
شیطان که خود به میل خودش از فرمان خدا سرپیچی کرده است با کمال بی ادبی به خداوند می گوید:
پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادّى را) در زمین در نظر آنها زینت مى‏دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت«2»
این بی ادبی شیطان بود که از غرور و تکبرش سرچشمه گرفته بود که گمراهی خودش را به گردن خداوند می انداخت و البته تمام بی ادبان و متکبران جهان همین گونه هستند که گناه خودشان را به گردن دیگران می اندازند....
2:بی ادبی یهودیان:خداوند مالک تمام آسمان و زمین است اوست که همه موجودات را خلق کرده است و او مالک همه ان ها است ولی قوم یهود با تمام بی ادبی به خداوند نسبت فقر می دهند و می گویند:خدا فقیر است و ما بی نیاز هستیم «3»
3:مشرکان بی ادب بودند:یکی از نام های خداوند رحمان می باشد که حکایت ار رحمت گسترده او می کند ولی مشرکان کور دل با این اوصافی که از خداوند می شنیدند باز هم حاضر به عبادت و بندگی او نبودند و خداوند این واقعیت ار این گونه بیان می کند:
و هنگامى که به آنان گفته شود:براى خداوند رحمان سجده کنید!مى‏ گویند:رحمان چیست؟ما اصلًا رحمان را نمى‏ شناسیم! آیا براى چیزى سجده کنیم که تو به ما دستور مى‏دهى؟!این سخن را مى‏ گویند و بر نفرتشان افزوده مى‏ شود«4»
بی ادب گفتن سخن با خاص حق               دل بمیراند سیه دارد ورق
منابع:
1:وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلیسَ أَبى‏ وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرین«بقره آیه 34»
2:قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ«حجر آیه 39»
3:لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیاءُ سَنَکْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَریق«آل عمران 181»
4:وَ إِذا قیلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا وَ زادَهُمْ نُفُورا«فرقان آیه 60»


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:33 ] [ امير شرافتي ] [ ]

والاترین صفات انسانی، برترین عبادت، خوی نیکان، نهایت نیکوکاری، ایثار می باشد همان گونه که در روایت بسیار زیبا و شگفت این گونه نقل شده است که:
حضرت موسی علیه السلام عرض کرد:پروردگارا بعضی از درجات حضرت محمد صل الله علیه و آله و امتش را به من بنما.
خداوند فرمود:ای موسی توان دیدن آن را نداری.اما یکی از مقامات بزرگ او را که به سبب آن او را برتو و تمام آفریدگانم برتری داده ام به تو می نمایانم. راوی گفت:خداوند باطن آسمان ها را بر او گشود. پس به مقامی از مقامات آن حضرت نگریست که نزدیک بود از انوار آن و نزدیکی اش به خدا جان بدهد. پس عرض کرد: پروردگارا به چه چیز او را به این بزرگواری رساندی؟ فرمود: به اخلاقی که آن را درمیان آفریدگانم به آن حضرت اختصاص دادم و آن اخلاق ایثار است، ای موسی هیچ یک از آفریدگانم نزد من نیاید که زمانی از عمرش ایثار کرده باشد، مگر این که شرم دارم اعمال او را محاسبه کنم و در هر جای بهشتم که بخواهد او را جای دهم.
ارزش ایثار و از خود گذشتگی آن قدر زیبا و لذت بخش می باشد که امیر المومنین و فاطمه زهرا و فرزندان بززرگوارشان حاضر می شود سه روز افطار خود را به فقیر و مسکین و اسیر بدهند و آن بزرگوران این ایثار و از خود گذشتگی را در حالی انجام می دهند که این غذا تنها غذای موجود در خانه شان بوده است و قرآن در شان این بزرگواران می فرماید:
و غذاى خود را با اینکه به آن علاقه و نیاز دارند، به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» مى ‏دهند
و مى‏ گویند:ما شما را بخاطر خدا اطعام مى‏ کنیم، و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى‏ خواهیم«1»
اگر انسان بتواند از بهترین اموالش که خودش به آن نیاز دارد به دیگران نیز بدهد این عمل است که او را به بالاترین درجه ایمان و انسانیت می رساند همان گونه که از وجود نازنین مولا و ارباب همه خوبان حضرت علی علیه السلام این گونه گونه نقل شده است که حضرت فرمودند:
ایثار و از خود گذشتگی بالاترین درجه ایمان است«2»
           ایثار و اخود گذشتگی
منابع:
1:وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً انسان آیه 8 و 9»
2:قال الإمامُ علیٌّ علیه السلام :خَیرُ النّاسِ مَن کانَ فی عُسرِهِ مُؤثِرا صَبورا«الحیاة با ترجمه احمد آرام ج1 ص 435»


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:32 ] [ امير شرافتي ] [ ]

سهمیه هرکس در طول روز یک قرص نان بود و یک کاسه آب. بچه ها در طول روز خسته و گرسنه می شدند و این قرص نان آن ها را سیر نمی کرد وقت صرف غذا که می شد، زنی که مسولیت کاروان اسرا به او سپرده شده بود ،قرص نان خودش را بین بچه ها تقسیم می کرد و خودش گرسنگی را تحمل می کرد. روزی برادر زاده اش که سخت بیمار بود عمه را می بیند که نمازش را نشسته می خواند، می داند علت چیست! می داند که عمه دارد از خود گذشتگی می کند و دیگر از گرسنگی رمقی برای ایستاده نماز خواندن ندارد! عمه ایثارش عرشیان و فرشیان را به تعجب وا داشته است .
این زن حتی هنگام تازیانه زدن نیز ایثار خود را از دست نمی دهد و بدنش را سپر تازیانه قرار می دهد تا بچه ها آسیب نبینند و چنین زنی امروز قبرش تجلی گاه فرشتگان و دل نواز عاشقان است و این زن ام المصائب زینب کبری نام دارد.
فواید ایثار:
1:دوستی خدا:وقتی مهمان داریم خانه را آب و جارو می کنیم،دکور خانه را پراز ظرف های زینتی و گل های رنگا رنگ می کنیم،...
دل مومن خانه خداست، برای حضور خداوند باید دل را به اعمال نیکو مزین و خوش عطر بو کرد یکی از صفاتی که خداوند دوست دارد در دل مومن حکم فرما باشد روحیه ایثار و از خود گذشتگی می باشد همان گونه که رسول گرامی اسلام می فرماید:
دو صفت است که خداوند آن ها را دوست می دارد: و آن ها عبارتند از1:سخاوت یا ایثار 2:حسن خلق. و دو صفت را دشمن دارد، و آن ها عبارتند از1: بخل 2:بد اخلاقی.«1»
2:نجات از آتش جهنم:بدانید که این پوست نازک تحمل آتش را ندارد، پس به خودتان رحم کنید، شما مصیبت‏ هاى دنیا را آزمایش کرده ‏اید، وقتى خارى به بدن یکى از شما مى‏ رود و یا به زمین مى‏ خورد و بدن زخم مى ‏شود و یا شن هاى داغ پای شما را مى‏ سوزاند چگونه بیتابى مى‏ کند؟! پس، چگونه خواهد بود اگر میان دو لایه از آتش قرار گیرد و هم بسترش سنگ و همدمش شیطان باشد«2»
در روایت دیگر از رسول خدا این گونه نقل شده است که حضرت فرمودند اگر یک سطل از چرک و خون دوزخیان در شرق عالم ریخته شود بر اثر آن جمجمه کسانى که در غرب عالمند به جوش مى‏آید«3»....
یکی از راه های نجات از آتش جهنم ایثار و از خود گذشتگی در این دنیا می باشد همان گونه که از رسول گرامی اسلام نقل شده است که حضرت فرمودند:
سخاوت و از خود گذشتگی درختى از درختان بهشت است، و هر کس به شاخه اى از شاخه هاى آن چنگ زند نجات یابد«4»
            فایده ایثار
جهت  دیدن تصویر با کیفیت بهتر اینجا را کلیک کنید
منابع:
1:قال رسول الله صل الله علیه و آله: خُلُقَانِ یُحِبُّ هُمَا اللَّهُ السَّخَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ خُلُقَانِ یُبْغِضُ هُمَا اللَّهُ الْبُخْلُ وَ سُوءُ الْخُلُق«ارشاد القلوب-ترجمه سلگى ج1 ص 368 »
2:قال علی علیه السلام:اِعلَموا اَنَّهُ لَیسَ لِهذَا الجِلدِ الرَّقیقِ صَبرٌ عَلَى النّارِ، فَارحَموا نُفوسَکُم فَإِنَّکُم قَد جَرَّبتُموها فى مَصائِبِ الدُّنیا. أَفَرَأَیتُم جَزَعَ أَحَدِ کُم مِنَ الشَّوکَةِ تُصیبُهُ وَالعَثرَةِ تُدمیهِ وَالرَّمضاءِ تُحرِقُهُ؟! فَکَیفَ إِذا کانَ بَینَ طابِقَینِ مِن نارٍ ضَجیعَ حَجَرٍ، وَقَرینَ شَیطانٍ؟«نهج البلاغه، خطبه ‏183»
3:قال رسول الله:لَو أَنَّ دَلوا صُبَّ مِن غِسلینٍ فى مَطلَعِ الشَّمسِ لَغَلَت مِنهُ جَماجِمُ مَن فى مَغرِبِها«امالى طوسى، ج1، ص533، ح1162»
4:قال رسول الله صل الله علیه و آله: السَّخَاءُ شَجَرَةٌ مِنْ أَشْجَارِ الْجَنَّةِ مَنْ تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْهَا فَقَدْ نَجَا«ارشاد القلوب-ترجمه سلگى ج1 ص 368 »


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:31 ] [ امير شرافتي ] [ ]

او خانه آمد،فرزندانش از گرسنگی گریه می کردند، همسرش دیگی را روی آتش گذاشته بود، پرسید این دیگ چیست؟ گفت دیگ خالی است فقط برای دل گرمی بچه ها گذاشته ام.
او دلش گرفت و تنها عبایی که داشت را برداشت و به بازرا رفت و آن را فروخت و با پولش غذایی تهیه کرد و روانه منزل شد در راه فقیری را دید که می گفت:آیا کسی در راه خدا وام می دهد که خداوند چند برابر به او عطا کند ؟او همه غذاها را به آن فقیر داد و چون به خانه رسید همسرش پرسید: آیا توانستی غذایی تهیه کنی ؟مرد گفت بله ولی همه آن غذاها را به بینوا دادم .همسرش گفت چه کار خوبی کردی شما همیشه توفیق کار خیر پیدا می کنی.
او روانه مسجد شد در راه کسی را دید که گفت: این شتر را می فروشم! او گفت من فعلا پول برای خرید این شتر ندارم ،آن شخص گفت به تو فروخنم هر وقت که پولی به تو رسید به من بدهی.
او آن شتر را به 60 درهم خرید و حرکت کرد که ناگهان شخصی دیگر رسید و عرض کرد: این شتر را به من بفروش!! به چه قیمت می خری ؟آن شخص گفت به 120 درهم
او شتر را داد و پول را گرفت در این حال رسول خدا سر رسید و ماجرا را از علی شنید و فرمود فروشنده شتر جبریل و خریدار آن هم میکایل بود. این آن وامی بود که به ان فقیر بخشیدی..«1»
راستی چرا امیر المومنین و حضرت زهرا و ائمه اطهار این همه ایثار را دوست داشتند؟
فواید ایثار:
1:باعث بالا رفتن سرعت نزول روزی می شود:رزق به معنى عطاء و بخشش مستمر خداوند می باشد، و از آنجا که روزى الهى عطاى مستمر او به موجودات است به آن رزق گفته مى شود ایثار و از خود گذشتگی باعث می شود که این رزق و روزی بیشتر و زودتر بر انسان نازل شود همان گونه که رسول گرامی اسلام می فرماید:
 فرود آمدن روزى بر انسان سخاوت مند و ایثارگر، سریع تر از فرو رفتن کارد در گلوى شتر است«2»
2:بهترین نوعِ صدقه است:یکی از آموزه های دستوری قرآن، صدقه است. در بسیاری از روایات، صدقه با دو اثر جذب منفعت و دفع بلا مورد تاکید قرار گرفته است. از این رو صدقه دادن در هر روز به ویژه برای دفع بلا و رفع گرفتاری ها به عنوان مستحب معرفی شده و از مومنان خواسته شده تا با صدقه دادن خود را بیمه کنند.
ایثار و از خود گذشتگی بهترین نمونه ایثار و از خود گذشتگی می باشد همان گونه که روایتی این گونه نقل شده است:
ابو بصیر می گوید: به یکى از این دو امام حضرت باقر یا حضرت صادق علیهما السّلام عرض کردم: کدام نوع تصدّق بهتر است؟ فرمود: تصدّق شخص پریشانى که مقدار کمی داشته باشد و آن را ایثار کند و دیگرى را بر خود مقدّم دارد، آیا نشنیدى گفتار خداوند بزرگ را که می فرماید:مقدّم می دارند دیگران را بر خویشتن هر چند خود در نهایت فقر و تنگدستى باشند«3»

            فواید ایثار از خود گذشتگی، احسان
جهت دیدن تصویر با کیفیت بهتر اینجا را کلیک کنید 
منابع:
1:بر گرفته از 1001 داستان از زندگی امام علی علیه السلام
2:قال رسول الله صل الله علیه و آله: الرِّزْقُ إِلَى السَّخِیِّ أَسْرَعُ مِنَ السِّکِّینِ إِلَى ذِرْوَةِ الْبَعِیرِ«ارشاد القلوب-ترجمه سلگى ج1 ص  368 »
3:قال أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا، قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَیُّ الصَّدَقَةِ أَفْضَلُ قَالَ :جُهْدُ الْمُقِلِّ أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ-: وَ یُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ تَرَى هَاهُنَا فَضْلا«ثواب الاعمال-ترجمه غفارى ص 310   5:الحیاة با ترجمه احمد آرام ج1 ص 435»


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:30 ] [ امير شرافتي ] [ ]

روز سختی بود و اهل خانه همگی روزه بودند،مادر خانه نانی تهیه کرده بود تا اهل خانه با آن افطار کنند،زمان افطار فرا رسید و مسکینی که با صد امید در خانه را می زد درخواست کمک کرد،پدر و مادر سهمیه نانشان را به فقیر دادند و بچه ها نیز همین کار را انجام دادند و شب را با آب افطار کردند و روز بعد را دوباره روزه گرفتند و این بار نیز وقت افطار یتیمی درخواست کمک نمود و همه اهل خانه سهمیه خود را به فقیر دادند و روز بعد اسیری ابراز نیاز کرد و برای روز سوم تنها غذای مورد علاقه خود را به اسیر دادند و خود این چند روز گرسنگی را تحمل کردند ...
راستی چرا اهل بیت این همه اهل ایثار و از خود گذشتگی بودند مگر نه این که می گویند چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است؟
فواید ایثار و از خود گذشتگی:
1:ایثار کننده مستحق بهترین نام ها و صفت ها است:اسم ها و صفت ها حکایت کننده از شخصیت افراد می باشد و هر کسی دوست دارد اسمی زیبا داشته باشد و در بین مردم به بهترین صفات مشهور بشود، و این خواسته زمانی محقق می شود که انسان اهل ایثار و از خود گذشتتگی باشد، انسان ایثار گر شایسته بهترین صفات و نام ها می باشد همان گونه که از امیر المومنین این گونه نقل شده است که حضرت می فرماید:
کسى که ایثار کند، سزاوار نام بردارى به فضیلت ونیکی است.«1»
2:باعث بالا رفتن وجهه اجتماعی می شود:هر کسی دوست دارد در جامعه ای که زندگی می کند در بین مردم بهترین باشد و همه او را به چشم انسان خوب و محترم نگاه کنند برای رسیدن به این منظور بسیار مهم باید از راه ایثار و از خود گذشتگی وارد شد همان گونه که امیر المومنین در این زمینه می فرماید:
بهترینِ مردم، کسى است کـه در تنگ دستى اش ایثارگر و شکیبا باشد«2»
منابع:
1:قال الإمامُ علیٌّ علیه السلام : مَن آثَرَ عَلى نَفسِهِ استَحَقَّ اسمَ الفَضیلَةِ.«میزان الجکمه ج 1 ص 18 و 20»
2:قال الإمامُ علیٌّ علیه السلام :خَیرُ النّاسِ مَن کانَ فی عُسرِهِ مُؤثِرا صَبورا«میزان الجکمه ج 1 ص 18 و 20»


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:29 ] [ امير شرافتي ] [ ]

یکی از مسائلی که در تهذیب نفس و سیر سلوک الی الله لازم است اراده و تصمیم قاطع می باشد افراد سست اراده هرگز به جایى نمى ‏رسند، و با برخورد به کوچکترین مانع از راه مى‏ مانند؛ اصولًا اراده ضعیف نیروى انسان را نیز تضعیف مى‏ کند و به عکس اراده قوى تمام نیروها و استعدادهاى درون را بسیج مى‏ نماید و انسان را به سوى مقصد به حرکت در مى‏ آورد.
این همان چیزى است که در قرآن مجید از آن تعبیر به «عزم» شده است و پیامبران بزرگ الهى به خاطر اراده نیرومندشان «اولوا العزم» نامیده شده‏ اند. «1»
قرآن خطاب به پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله می فرماید:
نخست با یارانت مشورت کن و هنگامى که تصمیم گرفتى محکم بایست و توکّل بر خدا کن!«2»
اراده یکی از نعمت های بسیار خوب خداوند می باشد که انسان باید آن را با قطرات اشکی که از چشمانش سرازیر می شود از خداوند درخواست کند.
همان گونه که امام کاظم علیه السلام در یکی از دعاهای ماه مبارک رجب این گونه با خداوند گفتگو می کند:
من بخوبى مى‏ دانم که برترین زاد و توشه رهروان راه تو، اراده محکمى است که تو را به وسیله آن برگزیند، و دل من با اراده محکم به مناجات تو پرداخته است.«3»
کمک های خداوند به افراد بستگی به نوع اراده آن ها دارد همان گونه که امام صادق علیه السلام می فرماید:
خداوند به قدر نیّت هاى بندگان به آن ها کمک مى ‏کند، کسى که نیّت صحیح و اراده محکمى داشته باشد، یارى خداوند براى او کامل خواهد بود، و کسى که نیّتش ناقص باشد به همان اندازه یارى الهى در حقّ او کم خواهد شد.«4»
عزم و اراده می تواند روی قوای جسمانی انسان تاثیر بگذارد و انسان را قدرت مند کند همان گونه که امام صادق علیه السلام می فرماید:
هنگامى که نیّت محکم و قوى باشد، بدن از پذیرش کارهاى سخت و سنگین در راه وصول به مقصود ضعیف و ناتوان نخواهد شد «5»
اهمیت اراده
جهت دیدن تصویر با کیفیت بهتر اینجا را کلیک کنید
منابع در :
1:در مقاییس اللّغه آمده است که« عزم» در اصل به معنى قطع و بریدن چیزى است( از آنجا که به هنگام تصمیم گیرى قاطع گویى انسان چیزى را مى ‏برد و جدا مى‏ کند به آن عزم گفته شده است).
2:فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْلَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ«آل عمران آیه 159»
3:َ قَدْ عَلِمْتُ انَّ افْضَلَ زادِ الرَّاحِلِ الَیْکَ عَزْمُ ارادَةٍ یَخْتارُکَ بِها وَ قَدْ ناجاکَ بِعَزْمِ الْأِرادَةِ قَلْبِى«و محدّث قمى در مفاتیح در اعمال ماه رجب این دعا را از اقبال ابن طاووس نقل کرده است»
4:انَّما قَدَّرَ اللَّهُ عَوْنَ الْعِبادِ عَلى‏ قَدْرِ نِیَّاتِهِمْ فَمَنْ صَحَّتْ نِیَّتُهُ تَمَّ عَوْنُ اللَّهِ لَهُ، وَ مَنْ قَصُرَتْ نِیَّتُهُ قَصُرَ عَنْهُ الْعَوْنُ بِقَدْرِ الَّذِى قَصَّره«امالی مفید المجالس السابع ص 66»
5:ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَمَّا قَوِیَتْ عَلَیْهِ النِّیَّةُ«بحار الانوار ج 67 ص 205»

[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:28 ] [ امير شرافتي ] [ ]

او امام است از همه جهات کامل و داری عزم و اراده ای محکم ولی باز با خدای مهربان این گونه نجوا می کند، امام کاظم به خدایش می گوید:
من بخوبى مى‏ دانم که برترین زاد و توشه رهروان راه تو، اراده محکمى است که تو را به وسیله آن برگزیند، و دل من با اراده محکم به مناجات تو پرداخته است
راه های تقویت اراده چیست؟
1:تعیین هدف:انسان باید ابتدا هدف و یا اهداف خود را در زندگی و یا کاری که می‏ خواهد انجام دهد، به طور دقیق و مشخص، ترسیم کند. طبیعی است که این هدف، باید شفاف، معقول، قابل دست‌ یابی، بدون افراط و تفریط، مطابق توان و استعداد خود و واقع‌ بینانه باشد نه بلندپروازانه و خارج از توانایی‌‏های شخص. در غیر این صورت، وقتی انسان با مشکلات و موانع سختی رو‌به‌رو شود، ناامید و دلسرد می شود و از ادامه کار منصرف می شود
2:توکل بر خدا:توکل بر خداوند، مایه نجات از هر بدى و محفوظ بودن از هر دشمنى است، هر کس به خدا توکل کند، دشوارى ها براى او آسان مى شود و اسباب برایش فراهم مى گردد همان گونه که حضرت نوح در مقابل قوم لجوجش بر خدا توکل کرده و این گونه با قومش گفتگو می کند:
اى قوم من! اگر تذکّرات من نسبت به آیات الهى، بر شما سنگین و غیر قابل تحمّل است، هر کار از دستتان ساخته است بکنید. من بر خدا توکّل کرده ‏ام! فکر خود، و قدرت معبودهایتان را جمع کنید سپس هیچ چیز بر شما پوشیده نماند تمام جوانب کارتان را بنگرید سپس به حیات من پایان دهید، و لحظه ‏اى مهلتم ندهید! امّا توانایى ندارید«1»
هر کس تکیه گاهش خدا باشد به قدرتی تکیه کرده است که تمامی ندارد و با اراده کامل به اهدافش خواهد رسید و این تکیه گاه است که اراده انسان را قوی می کند ....

منابع:
1:َ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنْ کانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقامی‏ وَ تَذْکیری بِآیاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکاءَکُمْ ثُمَّ لا یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَیَّ وَ لا تُنْظِرُون«یونس آیه 71»

[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:27 ] [ امير شرافتي ] [ ]

او بسیار قوی و شجاع بود،اسبش را نهیب داد و از گودال عبور کرد، نعره می کشید و مبارز می طلبید،همه در جای خود میخ کوب شده بودند و برخی از ترس به خود می لرزیدند، او مبارزی بسیار قوی بود و همه او را با هزار نفر مساوی می دانستند.
فرمانده از یارانش خواست کسی به مقابل این شجاع و جنگجو برود، به غیر از یک نفر همه از ترس به خود می لرزیدند،و کسی به درخواست فرمانده لبیک نگفت،تنها یک سرباز جوان بود که خونش به جوش آمده بود و به فرماند اعلام آمادگی می کرد،خلاصه فرمانده وقتی دید کسی به غیر از این جوان میل به مبارزه با این جنگجو را ندارد به او اجازه نبرد داد
جنگی بین جوان شجاع و جنگجوی قدرت در گرفت و همه چشم ها با تعجب این جنگ را نظاره گر بودند،این فکر در ذهن سربازان هر دو گروه می گذشت: کدام یک از این دو نفر زنده از این مبارزه بیرون می آیند،
گروه جنگجوی قوی به قدرت او می بالیدند و او را پیروز میدان می دانستند و گروه جوان به اخلاص و ایمان او دل خوش کرده بودند و او را پیروز میدان می دانستند...
خلاصه این دو مبارز در حال دست و پنجه نرم کردن بودند که ناگهان گرد و خاکی آن دو را احاطه کرد و دیگر هیچ کدام از آن ها مشخص نبودند همه می گفتند چه اتفاقی افتاد؟ کدام پیروز شدند؟
بعد از لحظاتی که گرد و خاک فرو نشست دیدند جوان بر روی سینه پهلوان عرب نشسته و قصد جدا کردن سر او را دارد همه خوشحال و در پوست خود نمی گنجیدند و با تکبیر های الله اکبر او را تشویق می کردند،زود باش سر او را ببر ...
دیدند جوان از روی سنه های پهلوان بلند شد و چرخی در میدان زد،همه انگشت به دها!! این سوال در ذهن های همه جولان می زد: چرا او سر از تن پهلوان عرب جدا نکرد؟ چرا بلند شده و دور میدان مبارزه می چرخد؟ چه اتفاقی افتاده؟
خلاصه جوان شجاع و مومن بعد از لحظاتی دوباره سراغ جنازه مجروح پهلوان عرب برگشت و سر او را از بدن جدا نمود و نزد فرمانده آورد..
فرمانده از او سوال کرد: چرا در همان دفعه اول که روی سینه اش نشستی سرش را جدا نکردی؟
جوان:دفعه اول که روی سینه اش نشتستم او فحاشی کرد و به من جسارت نمود و من ناراحت شدم و با خود گفتم اگر الان سر این شجاع عرب را ببرم برای تسکین غضب خودم این کار انجام داده ام ..
لذا چرخی در میدان مبارزه زدم تا غضبم فرو کش کرد و سر او را فقط برای رضای خدا بریدم نه برای تسکین ناراحتی خود.«1»
فرمانده وقتی این استدلال زیبا را شنید فرمود:
شمشیر و ضربتى که على «بر فرق عمرو» فرود آورد، برتر از عبادت جن و انس است«2»
منابع:
1:برگرفته از کتاب 1001 داستان از زندگی امیر المومنین
2:أَنَّ النَّبِیَّ صل الله علیه و آله قَالَ یَوْمَ الْأَحْزَابِ: لَضَرْبَةُ عَلِیٍّ خَیْرٌ مِنْ عِبَادَةِ الثَّقَلَیْن«بحار الانوار، ج 39، باب 70، حدیث 1، ص 2.»


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:26 ] [ امير شرافتي ] [ ]

شخصى می‌گفت: سى سال نماز خود را که در مسجد و در صف اول خوانده بودم، قضا کردم، به جهت این که یک روز به خاطر عذرى دیر به مسجد رسیدم و در صف اول جا نبود، در صف دوم ایستادم، در نفس خود خجالتى یافتم از این که مردم مرا در صف دوم ملاحظه می‌ کردند. فهمیدم که در این سى سال همین که مردم مرا در صف اول می‌ دیدند باعث اطمینان خاطر من بوده ‌و من به آن شاد بودم و فهمیدم عبادتم برای خدا نبوده...
اهمیت اخلاص
1:پیامبر مامور اجرای اخلاص است:بهترین موجود خداوند یعنی همان رسول مهربانی و رحمت مامور می شود،ماموریت بسیار بالایی،اصلا هر کسی که می خواهد در زندگی خوشبخت باشد و به ملکوت سفر کند و با فرشتگان خدا هم کلام بشود، باید خود را مانند رسول گرامی اسلام مامور بداند، اما مامور به چه؟ پیامبر چه ماموریتی داشت؟ خداوند در قرآن کریم به این ماموریت رسول اکرم تصریح می کند و می فرماید:
بگو:من مأمورم که خدا را پرستش کنم در حالى که دینم را براى او خالص کرده باشم«1»
رسول رحمت و مغفرت مامور بود که خدا را عبادت کند و این عبادت او فقط و فقط برای خدا باشد و هیچ گونه انگیزه ای به غیر از رضایت خداوند در آن نباشد
2:تنها دین خالص و عمل خالص پذیرفته می شود:خوبی ها مانند گل های زیبایی هستند که انسان آن را می چیند و در گلدانِ خانه دلش ذخیر می کند و هر روزی که عملی خوبی انجام می دهد خانه دل را خوشبوتر می کند و همه این گل ها شاخه شاخه روی هم جمع می شوند و خانه اخرتش را می سازند ولی باید توجه داشت که در صورتی این گل ها دل و جسم و اخرت انسان را خشبو می کند و مورد قبول  خداوند مهربان واقع می شود که شخص آن را فقط به نیت الهی و با اخلاص انجام دهد و از هر گونه ریا کاری به دور باشد همان گونه که خداوند می فرماید:
آگاه باشید که دین خالص از آن خداست، و آن ها که غیر خدا را اولیاى خود قرار دادند و دلیلشان این بود که: این ها را نمى ‏پرستیم مگر بخاطر این که ما را به خداوند نزدیک کنند، خداوند روز قیامت میان آنان در آن چه اختلاف داشتند داورى مى‏ کند خداوند آن کس را که دروغگو و کفران‏ کننده است هرگز هدایت نمى‏ کند«2»
3:اخلاص بالاترین درجه ایمان:هر کدام از ما دوست داریم که راه ایمان را به سلامت طی کنیم و روز به روز پیشرفت کنیم  و به بالاترین درجه ایمان برسیم،این خواسته محقق نمی شود مگر این که اعمال خود را فقط برای رضایت خداوند انجام دهیم تا بتوانیم به بالاترین درجات ایمان برسیم همان گونه که امیر المومنین می فرماید:
اخلاص بالاترین درجه ایمان است«3»
         اهمیت اخلاص در بندگی
جهت دیدن تصویر با کیفیت بهتر اینجا را کلیک کنید
منابع:
1:قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّین«زمر آیه 11»
2:أَلا لِلَّهِ الدِّینُ الْخالِصُ وَ الَّذینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِیُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏ إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فی‏ ما هُمْ فیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدی مَنْ هُوَ کاذِبٌ کَفَّارٌ«زمر آیه 3»
3:الإخلاص أعلى الإیمان «غررالحکم، ص83 »


[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ 2:24 ] [ امير شرافتي ] [ ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

سلام به خوانندگان محترم وعزیز دل
وننزل من القران ما هوشفاء ورحم‍ٍت للمومنین ویزیدالظالمنین الاخسارا
هدف من ازایجاداین وبلاگ قرآنی این است که به غیراز آموزش تلاوت قرآن به تدبر درقرآن هم اهمیت دهیم هدف من اینست که باعنایت پروردگاروتوسل به ائمه اطهاربتوانم به مفاهیم،تفاسیر؛ودیگرموضوعات این کتاب مقدس بپردازم وبوسیله این وب هدف اصلی نزول این کتاب مقدس را با استفاده ازمنابع معتبر به سمع ونظر خوانندگان محترم ودوست داشتنیم برسانم ودراین بین دست یاری به طرف شما عزیزان نموده وامیدوارم شما عزیزان با نظزات وانتقادات سازنده مرادراین امر مهم یاری کنید.ودراین وبلاگ انتقاداتی که دارای حاشیه وتوهین به کسی یاکسانی اگرباشد باعرض پوزش جوابی ندارد پس خواهشمندم انتقادات ونظرات شما خواننده عزیزدل بدون کینه وبا لحن ادبی باشد وحقیر همیشه ازحضورسبزتان باکمال میل استقبال وقدردانی میکنم.موفق ومؤید باشید.
امکانات وب
color=444444&bg=FFFFFF&kc=555555&h=1&kadr=0&n=5&mod=10&abzar=dqzopkexa1y8k0-5x5sd">

آمار وبلاگ

تعداد بازدیدهای این وبلاگ:

javalord

href="http://www.1abzar.com">ابزار امتیاز دهی

خطاطي نستعليق آنلاين
قرآن آنلاین
http://s1.picofile.com/shiat/giv.gif

بازی آنلاین


مشاهده جدول کامل ليگ برتر ايران

تعبیر خواب آنلاین


فال انبیاء


استخاره آنلاین با قرآن کریم

داستان روزانه




پایگاه قرآن آنلاین و تلاوت قرآن 

برای دانلود روی ایکون زیر کلیک راست کرده و

Save Link As یا Save Target As

را انتخاب کنید