جایگاه انسان در نظام هستی از منظر قرآن



چکیده:

طرح مسئله

مقدمه: واژه شناسی

بخش اوّل: نظام هستی طفیل وجود انسان

مقدمه

الف) هدف از خلقت انسان

ب) هدف نهائی خلقت آفرینش

بخش دوّم: کرامت انسان در بین سائر موجودات

مقدمه

الف) کرامت ذاتی

ب) کرامت اکتسابی

بخش سوّم : خلافت الهی انسان

مقدمه

الف) ملاک شایستگی آدم برای خلافت

ب) خلافت الهی فرزندان آدم

نتیجه‌ی بحث

 

چکیده:       

در بین آفریدگان، انسان ویژگی بسیار ممتازی دارد که دربین همه‌ی موجودات به او برتری بخشیده است. از منظر قرآن کریم،  انسان به منظور امتحان و آزمایش که زمینه­ساز سعادت حقیقی اوست پا به این جهان گذاشته است تا با حسن اختیار خویش، طریق عبودیّت خداوند را برگزیده و طی کند و از این رهگذر به مقام قرب الهی و خلیفه­اللهی نائل گردد و از آنجا که جهان مادّی و موجودات دیگر، تأمین کننده‌ی محیطی ممکن و مناسب برای این امتحان و ابتلا هستند، به تبع وجود انسان خلق شده و جامه‌ی وجود بر تن کرده­اند خداوند در قرآن کریم انسان را  به واسطه‌ی نیروی عقل و اندیشه بر دیگر موجودات برتری داده و به وی کرامت ذاتی بخشیده است. امّا با رجوع به تمامی آیات دراین زمینه مشخّص می­شود که کرامت حقیقی انسان، نوعی کرامت اکتسابی است که در سایه‌ی ایمان و عمل صالح و در پیش گرفتن تقوای الهی به دست می­آید و همین نوع کرامت است که ملاک حقیقی برتری انسان بر دیگر موجودات است و او را به مقام خلیفه اللهی نائل می­کند. در مورد این مقام باید گفت که مقامی تکوینی بوده و به شاخصه­های وجودی و کمالات شخص خلیفه بستگی دارد. لازم به ذکر است که استعداد رسیدن به این مقام در همه‌ی انسان­ها قرار داده شده ولی تنها کسانی قادر رسیدن به این مقام هستند که با عبودیّت پرودرگار، مظهر اسماء ذات الهی گشته و به بالاترین درجات قرب، نائل گردند.

 

ادامه نوشته

احساس تنهايي ميكنم

علت های احساس تنهایی و راه های درمان آن:
1: مشکلات و ناکامی ها: لحظه به لحظه زندگی هر کسی توام با مشکلات و سختی است ولی بعضی ها در مقابل این مشکلات تحمل ندارند. و گاهی در فشار این مشکلات که قرار می گیرند احساس می کنند خدا آن ها را تنها گذاشته است،خدا صدای آن ها را نمی شنود،او گرفتار مشکلات شده است و بقیه مردم غرق در خوشی ها هستند و ....
این افکار یکی پس از دیگری بر طبل تنهایی او می کوبند و خلاصه او زانوی غم در بغل می گیرد و قطرات اشک را در عزای تنهایی خودش روانه صورت می کند..
درمان:
نابرده رنج، گنج میسّر نمى ‏شود             مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد
ولی ای کاش قدر این مشکلات را می دانستیم چون رسول گرامی اسلام می فرماید:
 بهشت با سختى‏ ها پیچیده شده است. «1»
و در روایت دیگرى آمده:
براى مؤمنان گرفتاری در دنیا، چنان پاداشى است که دیگران مى ‏گویند:اى کاش این سختى‏ ها با سختى بیشترى براى ما بود. «2»
آرى، مشکلات، عامل رشد و راه ورود به بهشت است.
 هر بلایى را عطایى با وى است       هر کدورت را صفایى در پى است‏
 زیر هر رنجى، گنجى معتبر               خار دیدى، چشم بگشا گل نگر
و خداوند می فرماید:
آیا گمان کردید داخل بهشت مى‏ شوید و حال آن که هنوز مانند آن چه بر پپشینیان شما گذشت به شما نرسیده است؟! آنان گرفتار تنگدستى و ناخوشى شده و چنان زیر و زبر شدند که پیامبر و افرادى که ایمان آورده و همراه او بودند، گفتند: یارى خدا چه وقت خواهد بود؟ آگاه باشید که یارى خداوند نزدیک است«3»
خجالتی بودن: بعضی ها به خاطر این که خجالتی هستند در هیچ جمعی حاضر نمی شوند و همیشه درگوشه اتاقشان در تنهایی خود غوطه ور هستند ...
درمان:
حجت السلام قرائتی می گفت: زنی را در یکی از مهمترین پاساژ های اندونزى که هشت طبقه بود و در هر طبقه صدها مغازه بود، دیدم که برای خرید آمده بود، یک مرتبه نگاه به ساعتش کرد و دید وقت نماز عصر است. گفت: من مى‏ خواهم نماز بخوانم.
به گوشه‏ اى از پاساژ که خلوت بود رفت و روزنامه ای زیر پایش پهن کرد و شروع به  نماز خواندن کرد ، همه‏ پاساژ هم نگاه مى ‏کردند.
او با این کارش به همه نشان داد وقتی کاری درست است اصلا از نگاه دیگران نگران نباشیم و اصلا خجالت نکشیم..«4»
حجت السلام قرائتی می گوید: جوانى نزد من آمد و گفت: من خجالتى هستم. چه کنم؟ گفتم: در خانه اذان بگو. گفت: در خانه‏ ام خجالت مى ‏کشم اذان بگویم. گفتم: زیر لحاف بگو: الله اکبر! اگر دیدى زلزله نشد، سرت را از لحاف بیرون کن و الله اکبر بگو. باز اگر دیدى آسمان پایین نیفتاد، در ایوان الله اکبر بگو. بعد یک ذره بگو: «الله اکبر»! الله اکبر! یک خرده بالاتر، الله اکبر، بالاتر، «اشهد ان لا اله الا الله»، «اشهد ان محمداً رسول الله» همین طور تمرین کن. تمرین کن. و با این روش خجالتت را برطرف کن«5»

    

منابع:
1: ان الجنة حفت بالمکاره و ان النار حفت بالشهوات « تفسیر کاشف، ج 1، ص 9. 31»

2:فسیر منهج ‏الصادقین، ج 1، ص 552.
3: أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ‏ «سوره بقره آیه 214»
4:برنامه درسهایى از قرآن سال 75، امربه ‏معروف‏22، ص: 6
5: سخنرانی حجت الاسلام قرائتی در موضوع تربیت اجتماعی در آیات و روایات در تاریخ 89/06/03

هدف خداوند از ابتلا وآزمون بندگان چيست

هدف خداوند از ابتلا و آزمودن بندگان چیست؟



  حتى انبیا نیز مورد آزمایش قرار مى‏گیرند. چنانكه خداوند بارها حضرت ابراهیم را با حوادث گوناگونى امتحان كرد. «و اذا ابتلى ابراهیم ربّه بكلمات»(بقره، 124.)
امّا دلیل امتحان كردن خداوند، (همان گونه كه قبلاً گفتیم) آگاه شدن خداوند بر چیزى نیست؛ بلكه همان گونه كه حضرت على‏علیه السلام مى‏فرماید: امتحان خداوند براى آن است كه از انسان عملى سر بزند تا مستحق پاداش شود.
آرى، خداوند بدون امتحان مى‏داند كه هركس چه كاره است؛ ولى كیفر و پاداش براساس دانستن الهى نیست؛ بلكه بر اساس عمل انسان‏هاست؛ مثلاً ما مى‏دانیم كه فلانى خیّاط یا نجّار است؛ ولى هرگز بر اساس دانستن، به او مزد نمى‏دهیم؛ بلكه باید براى ما كارى انجام دهد تا به او مزد بدهیم.
هرگاه خداوند ابراهیم را به چیزى امتحان مى‏كرد. (مانند: طرد شدن از خانه‏ى عمو، رها كردن كودك و فرزند در بیابان مكّه، پذیرفتن فرمان ذبح فرزند، آمادگى براى افتادن در آتش، تنها به بتخانه رفتن و شكستن همه بت‏ها و...) و او از عهده امتحان، پیروزمندانه و سربلند بیرون مى‏آمد، به مقام جدیدى مى‏رسید.
چنانكه در روایات مى‏خوانیم؛ حضرت ابراهیم اول عبداللّه شد، بعد نبىّ اللّه، سپس رسول‏اللّه و سرانجام خلیل‏اللّه و پس از گذراندن همه‏ى امتحانات به مقام امامت و رهبرى نسل بشر در طول تاریخ رسید.
در داستان حضرت ابراهیم، اصولى از مدیریت به چشم مى‏خورد، از جمله:
1. براى انتصاب و مسئولیت دادن، گزینش و آزمایش لازم است. «و اذا ابتلى ابراهیم»
2. امام و پیشوا شدن، لیاقت مى‏خواهد كه با پیروزى در امتحانات ثابت مى‏شود. «و اذا ابتلى ابراهیم»
3. پست‏ها و مسئولیت‏ها باید تدریجاً و پس از موفقیت در هر مرحله، واگذار شود. «و اذا ابتلى ابراهیم ربّه بكلمات»
4. برخى امور انتصابى است نه انتخابى. امامت مقام و منصبى الهى است كه باید از طرف خدا به انسان واگذار شود نه با رأى مردم. «انّى جاعلك للناس اماما»
5 . امامت و رهبرى امّت، عهد الهى است و همیشه باید این عهد در میان خود مردم باشد. «انّى جاعلك للنّاس اماماً»
6. مهمترین شرایط پیشوایى و رهبرى، عدالت و حسن سابقه است و هركس سابقه تجاوز، شرك و ظلمى داشته باشد، لایق رهبرى نیست. «لاینال عهدى الظالمین»( بقره، 124.)


مجموعه پرسش و پاسخ های قرآنی "بینات" - پاسخ سوال51         :. منبع : درس هایی از قرآن .:



مطالب مرتبط: پاسخ قرآن به سوالات مهم،
کلمات کلیدی: آزمایش بندگان، امتحان الهی، هدف خدا از امتحان، بینات،

چه طور بايد زندگي كنم

 

گل
پرسیدم چطور، بهتر زندگی کنم؟

با كمی مكث جواب داد: گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر، با اعتماد، زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز. شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است، در صورتی كه بدانی چطور زندگی کنی ...


گل

پرسیدم، آخر .... و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود، ادامه داد: مهم این نیست که قشنگ باشی ...، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر. كوچك باش و عاشق ... كه عشق، خود می داند آیین بزرگ كردنت را ... بگذار عشق خاصیت تو باشد، نه رابطه خاص تو با کسی.

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ...داشتم به سخنانش فكر می كردم كه نفسی تازه كرد و ادامه داد ...  هر روز صبح در آفریقا، آهویی از خواب بیدار می شود و برای زندگی كردن و امرار معاش در صحرا می چراید، آهو می داند كه باید از شیر سریع تر بدود، در غیر این صورت طعمه شیر خواهد شد، شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا می گردد، كه می داند باید از آهو سریع تر بدود، تا گرسنه نماند ... مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو ...،مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگی ات، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن كنی ... به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی می خواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ...،كه چین از چروك پیشانیش باز كرد و با نگاهی به من اضافه كرد: زلال باش .... ،‌ زلال باش ...، فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی، یا دریای بیكران، زلال كه باشی، آسمان در تو پیداست.


انتظار فرج در قرآن

مسأله مهمّى که همیشه در طول تاریخ پر افتخار اسلام مایه امید مسلمانان و به ویژه «شیعیان» منتظر بوده است، وعده هاى تخلّف ناپذیر الهى در مورد آینده اسلام و پیروزى نهایى مؤمنان و مستضعفان و محرومان مى باشد.
آیین مبین اسلام از همان آغاز پیدایش خود و حتّى از همان نخستین سال هاى ظهور پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم) پیوسته مسلمانان را به آینده اى درخشان امیدوار ساخته است.
مسلمانان و به خصوص شیعیان نیز از همان روزگار بعثت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) تا به امروز بر اثر همان وعده هایى که پیامبر بزرگوار اسلام به وسیله آیات روحبخش و دلنواز قرآن کریم بدانها داده است، با اعتقادى عمیق و راسخ تمامى آن وعده ها را جدّى گرفته، و على رغم همه مشکلات و مصایبى که در دوران هاى مختلف تاریخ اسلام دیده اند، هرگز امید خویش را از دست نداده و همواره این اعتقاد اصیل اسلامى را نصب العین خود قرار داده اند.
مسلمانان بر اساس وعده هاى صریحى که قرآن کریم بدانها داده است، عقیده دارند که طبق قانون خلقت و سنّت آفرینش، تاریخ بر مبناى سنّتهاى الهى و وعده هاى خدایى به پیش مى رود، و اگر چند روزى دنیا به نفع ستمگران و تجاوزگران و بى اعتقادان تمام شود، ولى سرانجام، حکومت مطلق جهان به دست صالحان و حقّ پرستان خواهد افتاد و ستمکاران و طاغوتیان و زورمداران نابود خواهند شد و بالاخره عدالت و امنیّت واقعى بر اساس قانون خدا در سرتاسر جهان برقرار خواهد گردید.
مسلمانان و تمام شیعیان بر اساس این عقیده سازنده، ایمان راسخ دارند که «حق» امرى اصیل، و باطل امر عارضى است، و هر عارضه اى دیر یا زود، سهل یا دشوار، از بین مى رود و خواه ناخواه، در آینده اى دور یا نزدیک، حقّ در همه جا حاکم و پیروز مى شود، و باطل و باطل گرایان محو و نابود مى گردند; زیرا تحقّق حقّ و عدل، سنّت خدا، و خواست خدا و وعدّه قطعى خداوند است و خداوند در وعده اى که به بندگان صالح خود داده است، تخلّف نخواهد نمود.
به هر حال، از نظر اسلام، قرآن و مسلمانان، مسأله «انتظار» و امید به آینده، و حاکمیّت مطلق حقّ در تمام جهان در آخر زمان، یکى از مسایل حیاتى اسلام است، و قرآن کریم با قاطعیّت هرچه تمامتر این مسأله را به عنوان یک وعده تخلّف ناپذیر الهى مطرح نموده، و در کمال صراحت، پیروزى نهایى ایمان اسلامى و آینده درخشان آیین پاک محمّدى(صلى الله علیه وآله وسلم) را به مسلمانان نوید داده، و جاى هیچ گونه شکّ و تردید و ابهام براى احدى باقى نگذارده است.
در این زمینه، آیات بسیارى در قرآن کریم وارد شده که براى نمونه برخى از آنها را در اینجا مى آوریم.
1 ـ در سوره «توبه» آیه 33 در مورد جهانى شدن آیین اسلام و غلبه این دین مبین بر همه ادیان جهان، چنین آمده است:
(هُوَ الَّذِی اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى وَدِینِ الحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ).
«او کسى است که پیامبر خود را با هدایت و دین حقّ فرستاد، تا دین حقّ را بر تمام ادیان غالب و پیروز گرداند، اگرچه
مشرکان کراهت داشته باشند.»
2 ـ در همان سوره آیه 32، در مورد اراده خداوند بر تکامل نور اسلام، چنین آمده است:
(یُریدوُنَ أَنْ یُطْفِؤوُا نُورَ اللّهِ بأفْواهِهِمْ وَیَأْبَى اللّهُ إِلاّ أنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکافِروُنَ).
«دشمنان مى خواهند نور خدا را با دهانهاى خود خاموش کنند، ولى خدا مى خواهد نور خود را کامل گرداند، اگرچه کافران کراهت داشته باشند.»
3 ـ در سوره «نور» آیه 55 در مورد وعده خداوند به صالحان و شایستگان و موادّ مورد وعده چنین آمده است:
(وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنوُا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخلِفنَّهُمْ فی الأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الّذِینَ مِنْ قَبْلِهمْ وَلَُیمَکّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَلیُبَدِّلَنّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوِفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنی لایُشْرِکُونَ بی شَیْئاً وَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الفاسِقُونَ).
«خداوند به کسانى از شما که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، وعده داده است که آنها را خلیفه و جانشین خود در روى زمین قرار خواهد داد. همان گونه که پیشینیان ایشان را خلافت روى زمین مرحمت فرمود. و آیینى را که بر ایشان پسندیده در سراسر گیتى خواهد گسترد، و ترس و هراسشان را به آرامش و امنیّت مبدّل خواهد نمود آنچنان که همگان تنها مرا پرستش کنند و هیچ چیزى را شریک من قرار ندهند. و کسانى که بعد از آن کافر شوند از پلیدان و بدکاران خواهند بود.»
4 ـ در سوره «غافر» آیه 51 در مورد این که خداوند قطعاً فرستادگان خود را یارى خواهد نمود، چنین آمده است:
(إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَالَّذینَ آمَنُوا فی الحیوةِ الدُّنْیا وَیَوْمَ یَقُومُ الأَشْهاد).
«به طور قطع و یقین، ما پیامبرانمان و کسانى را که ایمان آوردند در زندگى دنیا و روزى که شاهدان (حضرات معصومین(علیهم السلام)) بپاخیزند، یارى مى نماییم».
5 ـ در سوره «انبیاء» آیات 105 ـ 106 در رابطه با وعده اى که خداوند به بندگان صالح و شایسته خود در مورد فرمان روایى آنان بر تمام جهان داده است، چنین آمده است:
(وَ لَقَدْ کَتَبنا فِی الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أنَّ الاَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحونَ).
«ما پس از «تورات» در کتاب «زبور» چنین نوشتیم، که در آینده، صالحان و پاکان وارثان زمین خواهند بود».
6 ـ در سوره «قصص» آیه 4، در مورد آینده مستضعفان و حکومت آنان بر سرتاسر کره خاکى، چنین آمده است:
(وَ نُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارثِینَ).
«و ما اراده کرده ایم بر آنها که در روى زمین به ضعف کشیده شده اند منّت نهاده، آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم».
7 ـ در سوره «سجده» آیات 28 ـ 29، در مورد روز قیام منجى بشریّت، و سرنوشت کافران، چنین آمده است:
(وَ یَقُولُونَ مَتى هذا الفَتْحُ إنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ * قُلْ یَوْمَ الفَتحِ لایَنْفَعُ الّذینَ کَفَروا اِیمانُهُمْ وَلاهُمْ یُنْظَرُون).
«و ناباوران مى گویند: پس کى این پیروزى بزرگ فرا مى رسد اگر شما راست مى گویید؟ بگو (اى پیامبر) روزى که فتح و پیروزى فرا رسد، دیگر ایمان آوردن براى کسانى که قبلاً ایمان نداشتند سودى ندارد، و به آنان مهلت و فرصتى داده نمى شود».
8 ـ در سوره «صافّات» آیات 171 ـ 173 در مورد این که خداوند به انبیا و فرستادگان خود، و عده نصرت و غلبه همه جانبه داده است، چنین آمده است:
(وَ لَقدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرسَلِینَ * إنّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورونَ * وَ إنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الغالِبوُنَ).
«ولى (وقتى قرآن آمد) به آن کافر شدند، و زودا که بدانند، و قطعاً فرمان ما درباره بندگان فرستاده ما از پیش (چنین) رفته است، که آنان (بر دشمنان خودشان) حتماً پیروز خواهند شد.»
9 ـ در سوره «حجّ» آیه 41 ـ در مورد مؤمنانى که زمامدارى و حکومتشان بر اساس پرستش حقّ، و نظام اجتماعى، و اقتصادى و سیاسى دین حقّ است، و خداوند بدانها وعده داده است که آنان را یارى خواهد نمود، چنین آمده است:
(الَّذِینَ اِنْ مَکَّنّاهُمْ فی الأَرْضِ اَقامُوا الصَّلاةَ وَآتوُا الزَّکاةَ وَاَمَرُوا بِالمَعْروفِ وَنَهَوا عَنِ المُنْکَرِ وَلِلّهِ عاقِبَةُ الاُمُورِ).
«آنها (مؤمنان به خداوند) کسانى هستند که هرگاه در زمین به آنان قدرت دادیم (و آنها را زمامدار مردم گردانیدیم) نماز به پا مى دارند، و زکات مى دهند، و امر به معروف مى کنند، و نهى از منکر مى نمایند، و پایان همه کارها از آن خداوند است».
از مجموع آیات یاد شده به خوبى استفاده مى شود که جهان روزى را در پیش دارد که حکومت مطلق دنیا به دست پاکان و صالحان و افراد با ایمان خواهد افتاد، و طبق روایات و نویدهاى تمام انبیاى الهى، آن عصر درخشان و روزگار طلایى که مورد انتظار بشر و همه مسلمانان و شیعیان جهان است، همان روز قیام منجى عالم بشر، و دوران پر شکوه ظهور مبارک مهدى موعود (علیه السلام) خواهد بود.


موضوعات مرتبط: انتظار فرج در قرآن
برچسب‌ها: انتظار فرج در قرآن

هیچکس بی درد و غصّه و گرفتاری نیست،
 اما قشنگیش به اینه که
 تو اوج غم لبخند بزنی و لبخند بیاری به لب دیگران!


منبع: + (با اندکی تغییر)

آثار صلوات

آثار ذکر مبارک و عظیم القدر صلوات بر محمد و آل او (صلی الله علیه و آله)

ذکر مبارک و عظیم القدر صلوات بر محمد و آل او (صلی الله علیه و آله) حجاب بر انداز است. گاه رفتار، کردار و نیات نادرست بندگان،حجاب بین خلق و حق تعالی می گردد که با ذکر صلوات آن حجاب از بین برداشته شده و دعاء به جانب او صعود می کند.



آثار فراوانی بر ذکر صلوات مترتب است که به برخی از آن به شرح ذیل اشاره می شود:


این ذکر شریف موجب استجابت دعاست. در بعضی از روایات تصریح شده است كه برای استجابت دعا، آن را با صلوات بر محمد و آل محمد آغاز كنید، زیرا صلوات بر محمد و آل محمد همواره مستجاب است، و خداوند كریم‌تر از آن است كه دعای اول را مستجاب كند و دعای دوم را مستجاب ننماید. از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نقل شده است كه فرمود:

 

«اذا كانت لك الی الله سبحانه حاجه فابدء بمسأله الصلوه علی النبی (ص) ثم سل حاجتك، فان الله اكرم من ان یسأل حاجتین، فیقضی احداهما و یمنع الاخری.»1

 

در روایات دیگری آمده است كه دعایتان را با صلوات شروع و با آن ختم كنید، تا دعای شما بین دو دعای مقبول واقع شود و مستجاب گردد، زیرا خدا كریم‌تر از آن است كه اول و آخر دعاء را مستجاب كند و وسط آن را مستجاب ننماید.2



ذکر مبارک صلوات بر محمد و آل او (صلی الله علیه و آله) حجاب بر انداز است. گاه رفتار، کردار و نیات نادرست بندگان، حجاب بین خلق و حق تعالی می گردد که با ذکر صلوات آن حجاب از بین برداشته شده و دعاء به جانب او صعود می کند. از حضرت امام صادق (علیه‌السلام) گزارش شده است که:

 

«لا یَزَال الدّعاء مَحجُوباً حَتّی یُصَلّی عَلَی مُحَمد وَ آلِ مُحمد»3

 

پیوسته دعاء بر حجابی مستور است تا که بر محمد و آل او درود فرستاده شود. از همان امام همام نقل شده كه فرمود:

 


«من كانت له الی الله عزوجل حاجه، فلیبدء بالصلوه علی محمد و آله، ثم یسئل حاجته، ثم یختم بالصلوه علی محمد و آل محمد؛ فان الله عزوجل اكرم من آن یقبل الطرفین و یدع الوسط، اذا كانت الصلوه علی محمد و آل محمد لا یحجب عنه»4

 

کسی که نیاز و حاجتی به خداوند داشته باشد پس به صلوات بر محمد و آل او شروع کند، سپس از او حاجت بطلبد، و بعد از آن دعاء با صلواتی بر محمد و آل او برنامه را پایان برد، البته خداوند متعال گرامی تر از آن است که دو طرف را قبول ولی بخش میانی نیایش را رد کند. همین که صلوات بر محمد و آل او فرستاده شد دیگر دعاء محجوب نخواهد ماند.
صلوات جهت حاجت

حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) فرمودند : صلوات فرستادن شما بر من باعث روا شدن حاجت هاي شماست و خدا را از شما راضي مي گرداند و اعمال شما را پاک و پاکيزه مي کند.

منبع : داستانهاي صلوات – ص 10 – جمال الاسبوع – ص

آمرزش گناهان با صلوات

حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) فرمودند : هر کس هر روز از روي شوق و محبت به من سه مرتبه صلوات بفرستد ، بر خدا لازم مي شود که گناهان او را بيامرزد ، در همان روز يا همان شب

منبع : بحار الانوار- ج 94 – ص 69 – داستان هاي صوات – ص 12

ميزان صلوات در قيامت

حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) فرمودند : روز قيامت ، من پيش ميزان اعمال هستم ، يعني که هر کس کفه سيئاتش (گناهانش) سنگين تر از کفه حسناتش (ثواب هايش) باشد ، من صلوات هايي را که برايم فرستاده مي آورم و در کفه حسناتش مي گذارم تا آن که کفه حسناتش سنگين تر گردد.

منبع : ثواب الاعمال و عقاب الاعمال باب ثواب الصلاه النبي ، داستان هاي صلوات – ص 13

ديدن بهشت با صلوات

حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) فرمودند : هر کس هر روز هزار صلوات بر من بفرستد از دنيا نخواهد رفت تا جاي خود را در بهشت ببيند

منبع : فضيلت صلوات- ص 14 ، داستان هاي صلوات ص14

شرکت ملائکه ها در مجالس صلوات

حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) فرمودند : کارواني از فرشتگان به امر پروردگار در جهان حرکت مي کنند و هنگامي که به جلسه ذکر و صلوات مي رسند ، به يکديگر مي گويند : فرود آييم . زماني که پياده مي شوند ، اهل جلسه را هنگام دعا با ذکر آمين ، ياري کرده و نيز اهل جلسه را هنگام صلوات کمک و همراهي مي کنند و در پايان به يکديگر مي گويند : خوشا به حال افراد اين جلسه که خدا آنان را آمرزيد

منبع : آثار و برکات صلوات ص 37

خشنودي پيامبر (صلی الله علیه وآله) از صلوات هاي زياد

شخصي بسيار زاهد و عابد که گوشه گير بود و در مجالس و محافل حاضر نمي شد ، روزي در مجلس سخنراني شرکت کرد و موجب تعجب همه شد . علت حضورش را پرسيدند ، گفت : رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را در خواب ديدم و به من فرمود: برو به مجلس سخنراني فلان واعظ که زياد بر من صلوات مي فرستد و من از او خشنودم

منبع : شرح فضايل صلوات ص92 – آثار و برکات صلوات ص 87

گم کردن راه بهشت

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : مَن نَسَي الصَلاة عَليَ اخطَا طَريقَ الجنَةِ

کسي که صلوات بر من را فراموش کند راه بهشت را گم کرده است

منبع : آثار و برکات صلوات ص97

فوائد صلوات

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : در مقابل صد صلوات ، خدا صد حاجت را بر آورده کند

منبع : هديه خدا ص 20

با صداي بلند صلوات فرستادن ، نفاق را بر طرف مي کند

منبع : ثواب الاعمال ص 190 – هديه خدا ص 20

  صلوات فرستادن موجب پاکيزه شدن عمل هاست

منبع : امالي طوسي ج 1 - هديه خدا ص20

  هر کس يک مرتبه صلوات بفرستد ، خدا درِ عافيت را بر او مي گشايد

منبع : جامع الاخبار ص 67 - هديه خدا ص 20

  صلوات فرستادن فقر را بر طرف مي نمايد

منبع : جلاء الافهام ص 252 - هديه خدا ص20

  هرگاه چيزي از ياد انسان برود و آدمي آن را فراموش کند ، صلوات موجب مي شود آن را به خاطر آيد

منبع : جلاء الافهام ص 252 - هديه خدا ص20

 صلوات ، دشمن ديرين و هميشه در کمين يعني ابليس را ذليل و خوار مي نمايد

یا الله منبع : هديه خدا ص20- شرح فضايل صلوات ص 114

  هر که بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) صلوات بفرستد ، خدا و ملائکه بر او صلوات مي فرستند

منبع : اصول کافي ج 4 ص 249 – جامع الاخبار ص 69 - هديه خدا ص17

  انسان با رتبه و مقام صلوات به مقام خليلي مي رسد ، چنان که ابراهيم (عليه السلام)به برکت صلوات به مقام خليلي نائل آمد

منبع : هديه خدا ص17 – علل الشرايع ص 34

  سزاوارترين و نزديک ترين مردم در روز قيامت به رسول خدا (صلی الله علیه وآله) کسي است که در دنيا بر آن حضرت بيشتر صلوات فرستاده باشد

منبع : هديه خدا ص22 – جامع الاخبار ص 68 – مکارم الاخلاق ص 312

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به حضرت علي (عليه السلام) فرمود : هر کس بر من صلوات بفرستد شفاعت من بر او واجب مي شود

منبع : هديه خدا ص20 – جامع الاخبار ص 67

  حضرت رضا (عليه السلام) فرمودند : هر کس قادر بر کفاره گناهان خود نباشد صلوات بسيار بفرستد که صلوات بر محمد و آل محمد گناهان را مي ريزاند

منبع : هديه خدا ص22 – جامع الاخبار ص 28

 یاحسین ...امير المومنين (عليه السلام) فرمودند : صلوات فرستادن در محو کردن گناهان شديدتر است از فرو نشانيدن آتش توسط آب

منبع : هديه خدا ص23 – ثواب الاعمال و عقاب الاعمال ص 184

 رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : هر کس بعد از نماز ظهر ، صد بار صلوات بفرستد خداوند سه پاداش به او مي دهد

اول: مديون نشود و اگر مديون شود خداوند ادا کند

دوم:ايمان او را حفظ کند که اين بزرگ ترين بخشش است

سوم : روز قيامت از نعمتي که به او داده نپرسد

منبع : ختوم و اذکار شفا و درمان ص 60 – هديه خدا ص 142 – آثار و برکات صلوات ص 119

 صلوات ، هنگام مصاحفه با مسلمانان

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمودند : دو بنده که دوست يکديگر باشند و براي خدا با هم مسافحه نمايند و بر من صلوات فرستند ، پيش از آنکه از هم جدا شوند ، خدا گناهان هر دو را مي آمرزد

منبع : فضايل صلوات ص 112

صلوات با دل و زبان

يکي از آداب فرستادن صلوات اين است که دل با زبان موافقت نمايد ، به اين معنا که از روي غفلت زبان را به گفتن صلوات حرکت ندهد

منبع : شرح صلوات ج 116

 مانع غيبت

روزي يکي از اوليا به حضرت الياس و حضرت خضر (عليهم السلام) شکايت کرد که مردم زياد غيبت مي کنند و غيبت هم از گناهان کبيره است و هر چه آنها را نصحيت مي کنم و آنها را منع از غيبت مي کنم ، به حرفم اعتنايي نمي کنند و آن عمل قبيح را ترک نمي کنند . چه کنم ؟ حضرت الياس (عليه السلام) فرمود : چاره اين کار اين است که وقتي وارد چنين مجلسي و ديدي غيبت مي کنند ، بگو

بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آل محمد

پروردگار ، ملکي را بر اهل مجلس موکل مي کند که هر وقت کسي خواست غيبت کند آن ملک جلوي اين عمل زشت را مي گيرد و نمي گذارد غيبت شود . سپس حضرت خضر (عليه السلام) فرمود : وقتي کسي در وقت بيرون رفتن از مجلس بگويد

بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آل محمد

حضرت حق ملکي را مي فرستد تا نگذارد که اهل آن مجلس غيبت او را کنند

منبع : داستان هاي صلوات ص 57

 صلوات فرياد رسي صلوات در قبر

شبلي نقل نموده است : من همسايه اي داشتم که وفات نمود . او را خواب ديدم ،از او پرسيدم : خدا با تو چه کرد ؟

گفت : اي شيخ ! هول هاي بزرگ ديدم ، و رنج هاي عظيم کشيدم . از آن جمله به وقت سوال منکر و نکير ، زبان من از کار باز ماند . با خود مي گفتم : واويلاه ، اين عقوبت از کجا به من رسيد ؟ آخر ، من مسلمان بودم و بر دين اسلام مُردم. آن دو فرشته با غضب از من جواب طلبيدند. ناگاه شخصي نيکو موي و خوش بوي آمد ، ميان من و ايشان حايل شد و مرا تلقين کرد تا جواب ايشان را به نحو خوب بدهم ، از آن شخص پرسيدم : تو کيستي – خدا تو را رحمت کند – که من را از اين غصه خلاصي دادي ؟

گفت : من شخصي هستم که از صلواتي که تو بر پيغمبر (صلی الله علیه وآله)فرستادي آفريده شده ام ، و مامورم در هر وقت و هر جا که در ماني به فرياد تو رسم

منبع : آثار و برکات صلوات ص 131

نجات عبور از صراط

رسول خدا (ص) فرمودند : شب گذشته ، عجيب خوابي ديدم . مردي از امت خود را ديدم که از صراط مي گذشت و هر لحظه مي لرزيد ، و در هر قدم مي لغزيد . پس ديدم صلواتي که بر من فرستاده بود ، آمد و دست او را گرفت ، و به سلامت او را از صراط گذرانيد

منبع : آثار و برکات صلوات ص 143

 نزديک ترين افراد به پيامبر (صلی الله علیه وآله) در قيامت

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند : نزديک ترين شخص به من در فرداي قيامت کسي است که صلوات بيش تري بر من فرستاده باشد

منبع : آثار و برکات صلوات ص 143

 واجب شدن شفاعت

رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در وصيت خود به امير مومنان علي (عليه السلام) فرمود : يا علي ! هر کس بر من ، هر روز و هر شب صلوات فرستد ، شفاعتم بر او واجب مي شود ؛ اگر چه گناهانش از گناهان بزرگ باشد

منبع : آثار و برکات صلوات ص 146 – بحار الانوار ج 91 ص 63

 رفع عطش قيامت

خدا وحي کرد به حضرت موسي – علي نبينا و آله و عليه السلام - : اي موسي ! دوست داري که عطش قيامت تو را در نيابد و در مواقف آن روز تشنه نباشي ؟ عرض کرد : بلي اي پروردگار جهانيان . خطاب رسيد : امروز در دنيا بر حبيب من صلوات فرست تا فردا از تشنگي قيامت ايمن باشي


برچسب‌ها: صلوات بر محمد و آل